تبلیغات
دل و دین

المراقبات 62

ما را از فضل خود محروم ننموده ، از در خود نرانده ، و از بخشش خود ناامید نكنید. گرچه اعمال و دلهاى ما با ادب دیدار و آثار امید سازگار نبوده و ما دیداركنندگان و امیدوارانى دروغین هستیم كه فقط ظاهر دیداركنندگان و امیدواران را داریم . مى گویند: عده اى اسنادى دروغین و جعلى ساخته و براى گرفتن كمك به عده اى از بزرگواران دنیا مراجعه نمودند. آنان پس از دیدن اسناد متوجه ساختگى بودن آن شدند. ولى با این وجود كمك كرده و آنان را رد نكردند. خداوند به وسیله شما بزرگوارى را به آنان عنایت فرمود. بزرگوارى شما سرچشمه بزرگوارى آنان بوده و با كرم آنان قابل مقایسه نیست . پس بیایید و بخاطر بزرگوارى خود، ما را از بخشش خود محروم نكنید. اگر اعمال و كارهاى ما ادعاى دوستى شما را تصدیق نكرده و صفات دوستداران خود را در ما نمى یابید، بخاطر دشمنى دشمنانتان با ما، ما را در سایه رحمت خود قرار دهید زیرا از دیرباز بخاطر ولایت شما مورد دشمنى آنان قرار گرفته و بجهت انتساب به شما مورد آزار قرار گرفته ایم .

سروران من ! اگر شیطان در كمینم نشسته و تمام توان خود را براى ماءیوس ‍ نمودن من از عنایات شما صرف نماید، با كمك گرفتن از خداوند در مقابل او ایستاده ، با راهنماییهاى شما او را رد كرده و از شما ناامید نمى شوم . زیرا شما واسطه میان مردم و خداوند بوده و كسى كه بخواهد به خدا برسد، باید از هدایتهاى شما استفاده نماید. و من نیز جز شما كسى را ندارم .

و شمایید راه بزرگ ، صراط مستقیم ، شهیدان سراى فنا، شفیعان سراى بقا، رحمت رسیده و شفاعت پذیرفته شده . كسى كه بسوى شما بیاید نجات یافته و كسى كه رو به شما نیاورد هلاك مى شوند. كسانى كه ولایت شما را داشته باشند رستگار شده و كسى كه با شما دشمنى كند، نابود مى گردد. كسى كه به هدایتهاى شما عمل نماید خوشبخت شده و كسى كه به شما پناه آورد، ایمن مى گردد. و كسى كه با شما پیوند داشته باشد راهنمایى مى شود.

بكورى چشم شیطان ، شما را دوست داشته و شیرینى این دوستى را در قلب و نور آن را در عقل ، روح و جانم احساس مى كنم . ولایت شما با گوشت ، استخوان ، مغز، مو، پوست ، و اعصاب و تمام وجود من آمیخته شده و مى گویم :

گر بشكافند سراپاى من   جز تو نیابند در اعضاى من 

از خداوند انتظار دارم دوستى شما را در قلبم افزون نموده ، مرا شیعه نزدیك شما و از دوستان قدیمى شما بگرداند. در بهترین جاهاى بهشت و در نشستگاه صدق ، و نزد خود جاى دهد.))

وقتى ما مقام سروران خود را در نزد خدا فهمیده و نعمت وجود و لطف فراوان آنان را نسبت به خود دریافتیم ، یقین مى كنیم اعمالى كه در این روز و هر روز دیگر انجام مى دهیم از بركات وجود، نورهاى هدایت و دعاهاى پذیرفته شده آنان بوده و تمام اشكالات و نقصهایى كه در اعمال ما به چشم مى خورد ناشى از كوتاهى ما در بهره مندى از عنایات آنان است . بنابراین باید تمام عبادتى را كه در این روز و پیش از آن انجام داده ایم را تسلیم آنان نموده و از خداوند بخواهیم به آنان اجازه شفاعت ، اصلاح مفاسد و برطرف نمودن نقصهاى عبادات ما را داده ، آن عبادتها را تبدیل به اعمال نیك و قابل پذیرش نموده و به خداوند عرضه نمایند.

بیست و پنجم ماه

این روز نیز یكى از مواسم گرانقدر براى موالیان ائمه دین است ، خداوند در این روز سوره ((هل اتى )) را در حق آنان فرو فرستاده و از صدقه آنان تشكر كرد؛ هدیه آنان را پذیرفته ، در كتاب خود شرح حال آنان را داده و آنان را مورد مدح و ثنا قرار داد.

این رویداد - همانگونه كه در روایات فراوان و معتبر آمده است - چنین آغاز مى گردد كه حسنین (علیهما السلام ) بیمار مى شوند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از آنان عیادت مى كنند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به امیرالمؤ منین مى گوید: اباالحسن ! بهتر است براى شفاى فرزندانت نذر كنى . زیرا در صورت بر آورده نشدن حاجت وفاى به نذر لازم نیست . على (علیه السلام ) گفت : اگر فرزندانم از این بیمارى شفا پیدا كنند بخاطر تشكر از خداى عزوجل سه روز، روزه مى گیرم . فاطمه (علیها السلام ) و فضه كنیز آنان نیز چنین گفتند. وقتى فرزندان او شفا یافتند. چون چیزى نداشتند، على (علیه السلام ) نزد ((شمعون خیبرى )) رفته و سه صاع جو قرض گرفت . - در بعضى از روایات آمده كه على (علیه السلام ) نزد همسایه یهودى خود بنام ((شمعون )) كه به پشم رشتن و بافتن اشتغال داشت ، رفته و به او گفت : آیا به اندازه یك سبو، پشم مى دهى كه فاطمه ، دختر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) در مقابل سه صاع جو آن را بریسد؟ گفت : آرى . آنگاه پشم و جو را به او داد. او نیز آن را پیش فاطمه آورده و جریان را براى او نقل كرد. فاطمه (علیه السلام ) نیز قبول كرد كه آن عمل را انجام دهد.-

فاطمه (علیها السلام ) یك صاع جو را آسیاب نموده و با آن پنج عدد نان تهیه كرد؛ هر نفر یك عدد. على (علیه السلام ) نماز مغرب را همراه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) گزارده و به منزل آمد. غذا را جلوى او گذاشتند. ناگهان فقیرى آمده و گفت . سلام بر شما! اهل بیت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) من فقیرى از فقراى شیعه هستم . به من غذا دهید تا خداوند از غذاهاى بهشتى به شما بدهد. على (علیه السلام ) صداى او را شنید. دستور داد غذا را به او بدهند. آنها نیز غذا را به او داده و فقط با آب افطار كردند.

روز دوم فاطمه (علیها السلام ) یك صاع دیگر را آرد كرده و نان پخت ، على (علیه السلام ) با پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نماز مغرب را گزارده و به منزل آمد. همین كه غذا را جلوى او نهادند، یتیمى به در خانه آنان آمده و گفت : سلام بر شما! اهل بیت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم )! یتیمى از فرزندان مهاجرین هستم . پدر و مادرم در روز ((عقبه )) شهید شده اند. غذایم دهید تا خداوند از غذاهاى بهشت به شما بدهد. على (علیه السلام ) این سخنان را شنیده و دستور داد تا غذا را به او بدهند. آنان نیز اطاعت كرده و فقط با آب افطار كردند.

فاطمه (علیها السلام ) در روز سوم ، سومین صاع جو را آرد كرده و نان پخت . على (علیه السلام ) با پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نماز خوانده به منزل بازگشته و غذا را جلوى او گذاشتند. در این هنگام اسیرى در خانه آنان آمده و گفت : سلام بر شما، اهل بیت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم )! ما را اسیر كرده و بدون غذا نگه مى دارید! على (علیه السلام ) شنیده و دستور داد غذا را به او بدهند. آنان نیز غذا را به او داده و فقط با آب افطار كردند. و در این سه شبانه روز غیر از آب چیزى نخوردند.

در روز چهارم و در حالى كه آنان نذر خود را ادا كرده بودند، على (علیه السلام ) با دست راست خود حسن (علیه السلام ) و با دست چپ حسین (علیه السلام ) را گرفته و در حالى كه از شدت گرسنگى مانند جوجه هاى پرندگان مى لرزیدند، نزد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) رفتند. هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آنان را دید، فرمود: اباالحسن ! چقدر سختى كشیده اید! آنگاه با هم بطرف منزل فاطمه (علیها السلام ) حركت كردند. وقتى به آنجا رسیدند، فاطمه (علیها السلام ) را در جایگاه عبادت خود یافتند؛ در حالى كه از شدت گرسنگى شكمش ‍ چسبیده و چشمانش بگودى نشسته بود. هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) او را دید، فرمود: پناه بر خدا اهل بیت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) از گرسنگى مى میرند! در پى آن جبرییل بر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرود آمد و گفت : محمد! خداوند بخاطر اهل بیتت به تو تبریك گوید. فرمود: چرا؟ جبرئیل ! در این جا جبرئیل این آیات را بر زبان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) جارى ساخت : هل اتى على الانسان حین من الدهر... لا نرید منكم جزاء و لا شكورا.

((ثعلبى )) روایت كرده است كه ((در این روز غذایى از آسمان فرود آمد كه تا هفت روز از آن مى خوردند.)) عده اى از بزرگان اهل سنت نزول این سوره در مورد امیرالمؤ منین و خانواده او (علیهم السلام ) را روایت نموده اند. شیعیان باید براى سپاسگزارى از خداى متعال با تمام توان در این روز به عبادت بپردازند. زیرا خداوند در این روز با این فضایل بزرگ و نزول این آیات گرانقدر اهل بیت را گرامى داشت . و آنان را بگونه اى به ما معرفى نمود كه جاى هیچ شك و شبهه اى باقى نمانده و بدین وسیله دین ما را كامل و نعمتهاى خود را بر تمام كرد. خداى را شكر آنگونه كه خود مى پسندد.

شكرگزارى به درگاه خداوند در این روز و مانند آن با روزه ، نماز شكر و سجده هاى آن است . ولى مهم ؛ شناختن قدر نعمت است آنگونه كه باید. و این مطلب با اندیشه و دانش تحقق مى یابد. و آنگاه كه نعمت را شناخت آن را بزرگ مى داند. و از راههاى بزرگ دانستن نعمت عبادت كردن است .

روز بیست و ششم ، بیست و هشتم و بیست و نهم

روایت شده است : ((در هر كدام از روزهاى بیست و ششم ، بیست و هشتم و بیست و نهم یكى از دشمنان اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نابود شده است .)) كسى كه ایمان كامل به ولایت آنان ، كه از جانب خدا مى باشد، دارد، باندازه محبت و ارادتى كه به آنان دارد از نابودى دشمنانشان مسرور و بخاطر آن سپاسگزار خداوند خواهد بود.

روز آخر ذى حجه

در این روز دو ركعت نماز روایت شده است كه اهل مراقبت آن را مهم مى شمارند. در هر ركعت یك بار ((فاتحه الكتاب ))، ده بار((قل هو الله احد)) و ده بار ((آیة الكرسى )) خوانده و پس از نماز این دعا را مى خوانیم : اللهم ما علمت فى هذه السنة من عمل نهیتنى عنه و لم ترضه و نسیته و لم تنسه ، و دعوتنى الى التوبة بعد اجترائى علیك ، اللهم فانى استغفرك منه فاغفر لى ، و ما علمت من عمل یقربنى الیك فاقبله منى ، و لا تقطع رجایى منك یا كریم این دعا با اندكى اختلاف و بگونه اى دیگر نیز روایت شده است .

سفارش به انجام این عمل در این روز خود گواه خوبى بر صحت روایت است . زیرا در روایات دیگرى نیز داریم كه بطور عموم سفارش به جبران اعمال یك روز یا یك ماه در آخر آن ، مى نماید. و چه بهتر كه در پایان سال اعمال یك ساله را جبران نماییم . بنابراین با توجه به مناسبت این نماز و دعا با آخر سال ، مى توان بخوبى صحت و اعتبار این روایت را فهمید. روایت شده است : ((كسى كه این نماز را گزارده و این دعا را بخواند، شیطان مى گوید: واى بر او تمام زحمات یكساله مرا به باد داد و سال گذشته نیز به خیر او گواهى مى دهد.))

اى كسى كه به خدا و دین او ایمان دارى ! از پروردگار خود و اولیاى او بخاطر این معارف بگونه اى تشكر كن كه بخاطر هیچ نعمت دنیایى اینطور تشكر نكرده باشى . و با خود بیندیش كه اگر در این سال با حوادثى روبرو مى شدى كه احتمال هلاكت یا اسارت و قتل تو وجود داشت ولى دوستى مهربان عمل آسان و چند كلمه اى را به تو مى آموخت و مى گفت : اگر این عمل را انجام داده و این كلمات را بگویى ، تمام بلاهایى را كه ممكن است به آنها دچار شوى ، از تو دور كرده و تمام اموالت را كه از بین رفته به تو برگردانده ، بهترین زندگى را برایت فراهم كرده ، دارایى و سلطنت و آسایش جاوید و بالاتر از اینها، زندگى شیرین و جاویدان به تو خواهد داد، عملى كه این دوست به تو پیشنهاد كرد، چه ارزشى داشت و به این دوست چقدر علاقه پیدا مى كردى . آیا این عمل را بر كیمیا ترجیح نداده ، و آیا این دوست را باندازه كسى كه به تو كیمیا بدهد، بزرگ نمى دانستى ؟

با ترازوى عقل خود عمل آسانى را كه امامت به تو آموخته و اثرش را براى تو گفته است ، بسنج و ببین آیا مى توانى در كیمیا این اثر را بیابى . مهمترین كار كیمیا ثروت بخشیدن و آسان نمودن كارهایى است كه با پول مى توان انجام داد. و در بیماریها و بلایا كه از پول كارى ساخته نیست كیمیا هم ارزش ندارد.

این فرصت را غنمیت شمرده و از پروردگار و پیامبر و امامت بمقدار این نعمت و منت بزرگ سپاسگزارى نما. آنان تو را به راههاى نجات ، رسیدن به كاملترین سعادتها و بالاترین درجات راهنمایى نموده اند. و عطا و بخشش ، تشكرى مناسب و شایسته خود مى طلبد. ولى آیا كسى مى تواند سپاسگزار حتى كوچكترین نعمت خداى متعال باشد؛ گر چه عبادت جن و انس را انجام داده باشد. بنابراین همراه با شرمسارى بخاطر ناتوانیها و كوتاهیهاى خود، از هیچ سعى و تلاشى دریغ نكرده و بدان تلاش و كوشش تو نیز نعمتى از نعمتهاى اوست .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()

المراقبات 61

بنابراین انسان منصف باید بجهت اینكه این روز، روز ثبوت اسلام و ایمان است به شرف و كرامت آن معتقد شود. این كرامت را مانند كرامت ایمان به خدا، رسول ، حجتها، نشانه ها، كتابها و تمامى رسولان آن دانسته و بالاتر، این روز را برابر تمام نعمتهاى دنیا و آخرت بداند. سپس ‍ بیندیشد كه چگونه خداوند این اسباب را براى هدایت او ایجاد و با عزت اسلام او را عزیز گردانیده ، و بدین طریق او را مورد لطف خود قرار داده است . و اینكه اگر خداوند با دلایل عقلى او را به اسلام دعوت مى كرد ولى چنین وقایعى دلایل عقلى را تاءیید نمى كرد، ممكن بود دشمن او را به شك و شبهه گرفتار ساخته و او را از دین و ایمان خارج كند؛ و او را به كفر و عذاب همیشگى و جاویدان مبتلا كند. و نیز اگر این حادثه كه كفار را با پذیرش مالیات و خوارى ، خوار نمود، بوقوع نمى پیوست آنان عزت و توانایى خود را حفظ كرده و با اسلام و مسلمین درگیر مى شدند. كه نتیجه آن چیزى جز در سختى افتادن مسلمانان نبود و حتى شاید عده اى ضعیف النفس بر اثر این سختى ها و مشكلات از دین خارج مى شدند. ولى خداوند با این حادثه و آشكار ساختن شرف و كرامت دوستان خود تمامى این سختى ها و خطرات بزرگ را تبدیل به آسایش دائمى نمود. این نعمت آنقدر بزرگ است كه كسى توان اندازه گیرى و سپاسگزارى آن را ندارد.

با توجه به این مطالب لازم است بمقدار ارزش این نعمت در سپاسگزارى آن تلاش نمود. و در صورتى كه نتوان آنچنان كه حق آن است شكر آن را بجاى آورد، باید باندازه توان براى سپاسگزارى آن تلاش ‍ كرد.

همچنین بحكم عقل واجب است نعمت وجود این بزرگواران را درك كرده و با تمام توان به ستایش و ثناى آنان مشغول شده و بر آنان درود فرستیم و اینگونه حساب كنیم كه اگر حادثه اى براى كسى اتفاق مى افتاد كه نتیجه آن هلاكت و عذاب جاوید بود یا جنگى پیش مى آمد كه جان و ناموسش در خطر قرار مى گرفت ولى بزرگى با واسطه گرى عده اى از كارگزاران خود از این مطلب آگاه شده و او را از این شرایط نكبت بار نجات مى داد، و او را عزیز گردانیده و در آسایش قرار مى داد، چگونه و با چه زبانى از این بزرگوار و واسطه هاى او تشكر مى كرد؟ و چگونه خود را در گرو منت او و كارگزاران او مى دید؟ و آیا بعد از این نعمت مخالفت با دستورات او و اطاعت از دشمن او را در حضور او كارى زشت نمى دید! و اكنون چگونه به خود اجازه مى دهد كه با پروردگار و مالك وجودش ‍ مخالفت نماید. كسى كه آفریننده و بوجود آورنده اوست و تمام نعمتهایى را كه در اختیار دارد از جانب او مى باشد. و آیا واسطه درگاه خداوند، علت وجود تو و سایر نعمتهایى كه در اختیار دارى ، نمى باشد!

و در یك كلام ، اگر انسان در رفتار خود بر طبق عقل خود عمل نماید، عقل به كوچكترین مخالفتى با پروردگارش راضى نمى شود. و تنها در صورتى مى تواند به هر كارى دست بزند كه عقل خود را كنار گذاشته باشد.

برادرم ! اگر درباره مقام ، موقعیت و شرف این روزها از این جهت كه نعمت مباهله در آن تحقق یافته و با مباهله ، دلایل نبوت و ولایت آشكار گردیده است ، تاءمل نموده و درباره آنچه كه درباره نعمت نبوت و ولایت گفتیم اندیشه نمایى ، این روز را بزرگ یافته ، با تمام توان براى اداى حق آن تلاش خواهى كرد؛ انجام عباداتى كه در این روز وارد شده براى تو راحت و آسان شده ، با اشتیاق آن اعمال را انجام بده و فقط به خاطر سپاسگزارى از نعمت دهنده بزرگ ، آن اعمال را انجام خواهى داد و در عین حال خود را از كسانى خواهى دانست كه در انجام اعمال این روز كوتاهى كرده یا ناتوان هستند. و بدین ترتیب فریب اعمال خود را نخورده و از كرامت پروردگار بهره مند مى گردى .

اعمال روز مباهله

از اعمال این روز مى توان به اعمالى كه سید (قدس سره ) در این روز، در ((اقبال ))، از ((محمد بن على بن ابى قرة )) از ((محمد بن على قمى )) روایت كرده است و زیارت در آن اشاره نمود او مى گوید: بنابر صحیح ترین روایات مباهله روز بیست و چهارم مى باشد و مى گوید كسى كه بخواهد این اعمال را انجام بدهد باید این روز را به خاطر شكر گزارى روزه گرفته ، تمیزترین لباسهاى خود را پوشیده ، عطر استعمال كند؛ غسل كرده ، در منزل خود آرامش و وقار داشته ، بعد از غسل و پوشیدن لباسها از منزل خارج شده ، به مزار یكى از اولیاى خدا یا مكان خلوت یا كوه بلندى رفته و كارهایى را كه مردم هنگام رفتن به سر مزار اولیاى خدا، انجام مى دهند، انجام بدهد. وقتى به آنجا رسید جایى كه مى خواهد در آنجا حق را ادا نموده و با شفاعت آنان خواسته خود را از خداوند بخواهد باید مدتى صلوات فرستاده ، آنگاه نماز خوانده و بعد از نماز هفتاد بار از خداوند آمرزش بخواهد (مثلا هفتاد بار بگوید: ((استغفر الله ))) آنگاه برخاسته دستهایش را بلند كرده ، بین زمین و آسمان را نگریسته و بگوید: ... - در اینجا، سید، دعایى كه مشتمل بر ستایش خدا بجهت معرفى مفصل ولایت با آیه مباهله است را آورده است - و بعد از نقل آن دعا مى گوید: هنگام خواندن هر دعا باید دو ركعت نماز خوانده و تا نیم روز یا تا اذان ظهر و بنابر عقیده بعضى تا زردى آفتاب در آنجا بماند.

سید مى گوید: یكى از دعاهاى روز مباهله دعاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى باشد كه ما آن را از ((شیخ محمد بن ابى قرة )) از ((سلیمان دیلمى )) از ((حسین بن خالد)) از امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده ایم . امام صادق (علیه السلام ) مى فرمایند: امام باقر (علیه السلام ) فرمودند: اگر بگویم اسم اعظم خداوند در این دعا مى باشد، راست گفته ام . و اگر مردم مى دانستند این دعا چه اثرى در اجابت دعا دارد با تمام توان براى آموختن آن تلاش مى كردند. من نیز براى برآورده شدن حاجتم آن را خوانده و به نتیجه مى رسم . و این همان دعاى مباهله است كه این آیه در شاءن آن نازل شد: ((بگو: بیایید فرزندان ما و شما، زنان ما و شما، نفسهاى ما و شما را گرد آورده آنگاه مباهله نموده و...)). این دعا را جبرئیل (علیه السلام ) براى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آورده و گفت : با وصى ، دو نوه و دخترت با آنها مباهله كن و این دعا را بخوان . و نیز از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است كه فرمود: ((در دعا كردن خیلى تلاش كنید زیرا گنجینه هاى علمى كه نزد خداست از هر چیزى برتر است . دعا را واسطه خود قرار داده و آن را از كسانى كه شایستگى آن را ندارند - مانند كم خردان و منافقین - پنهان دارید. این دعا با این عبارت شروع مى شود: ((اللهم انى اسئلك من بهائك بابهاها...)).

اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) معادن علم خداى متعال هستند همانگونه كه در زیارت جامعه به آن تصریح شده است . و نیز آنان ((اسماء الله الحسنى ))؛ ((بهترین نامهاى خدا)) مى باشند چنانچه روایات نیز همان را مى گوید. بنابراین بعید نیست كه مراد از ابهى بهاء الله و اجل جلال الله و اجمل جمال الله ...؛ ((زیباترین و ظریفترین زیبایى خدا، بزرگترین جلال خدا و زیباترین زیبایى خدا...)) نیز آنان باشند. براى نزدیك نمودن این معانى به ذهن دلایل عقلى و نقلى وجود دارد كه اینجا جاى ذكر آن نیست ، بخصوص ‍ بعد از دستور حضرت (علیه السلام ) به پنهان نمودن این مطلب .

همچنین از دعاهاى این روز مى توان دعاى گرانقدرى را كه به امیرالمؤ منین (علیه السلام ) منسوب است نام برد. متن این دعا بهترین گواه بر درستى این نسبت است . زیرا در آن دعا، اشارات فراوانى به معناى نامهاى خداوند و آثار آن شده كه این كار از كسى جز آنان یا كسانى كه از آنان آموخته باشند، بر نمى آید.

اعطاى انگشترى به فقیر در حال ركوع

این روز از جهت دیگرى نیز ممتاز بوده و كرامت دارد، در این روز امیرالمؤ منین (علیه السلام ) انگشترى خود را در حال ركوع به فقیر بخشید. خداوند نیز او را در كتاب خود، به عنوان ولى مؤ منین معرفى نموده و صفات نیكى را براى او برشمرد: ((اى كسانى كه ایمان آورده اید! هر كس از شما از دین باز گردد، بزودى خداوند گروهى را كه آنان را دوست داشته و آنان نیز او را دوست دارند، نسبت به مؤ منین سرافكنده و فروتن و نسبت به كفار سرافراز و مقتدرند، به یارى دین بر مى انگیزد. آنان در راه دین جهاد كرده و از سرزنش كسى باكى ندارند. این است فضل خدا بهر كه خواهد، عطا مى كند. خداوند داراى رحمت گسترده و بى نهایت بوده و از احوال كسانى كه استحقاق آن را دارند آگاه است . ولى امر شما تنها خدا، رسول و مؤ منانى هستند كه نماز بپا داشته و در حال ركوع به فقیران زكات مى دهند.))

یكى از اهل سنت روایت كرده است : هنگامى كه مسلمانان در جنگ خیبر فرار كردند، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست داشته ، خدا و رسولش نیز او را دوست دارند، تاخت و تاز فراوانى در جنگ داشته و هیچگاه فرار نمى كند و تا زمانى كه خداوند او را پیروز نكند، باز نمى گردد. آنگاه پرچم را به على داد.))

نیز روایت كرده است : ((پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به درگاه خداوند عرضه داشت : خدایا محبوبترین آفریدگانت را بفرست تا این پرنده را با او بخورم . در پى آن مولاى ما على (علیه السلام ) آمده و با پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مشغول خوردن آن شدند.))

آیاتى را كه ذكر كردیم ، آیاتى است كه در این روزها نازل شده و در آن به فضایل امیرالمؤ منین (علیه السلام ) تصریح شده است . این آیات از محكمات قرآن بوده و براى همگان قابل فهم است كه اهل سنت نیز در تفسیر این آیات آن را تصدیق كرده اند. ولى آیاتى كه در این مورد در قرآن هست و فقط خواص آن را مى فهمند چندین برابر این آیات بوده و نزدیك به ثلث قرآن است . براى شناخت این آیات مى توان به روایاتى كه شیعه از اهل بیت رسالت كه شریكان قرآن هستند و نیز كتابهاى دانشمندان شیعه مانند كتاب فضل بن شاذان (ره ) مراجعه نمود.

انسان باید این روز را هم مانند سایر روزهاى شریف به پایان برساند و علاوه بر توسل به نگهبانان روز باید به كسانى كه در مباهله شركت داشتند نیز توسل جسته و به حق بزرگ آنان اعتراف و نعمت وجود، هدایت ، نیكى ، احسان و فضل بزرگ آنان را سپاسگزارى كرده و با بهترین زبان و گریه و زارى از آنان بخواهد كه منت خود را بر او تمام كرده و نعمتهاى خود را با واسطه شدن در درگاه خداى متعال كامل نماید. تا كارهاى او با پذیرش ، رضایت و نزدیكى به خدا و قرار دادن او در گروه دوستان خدا و شیعیان مقرب و دوستان قدیمى آنان - درود خدا بر آنان باد - پایان پذیرد.

مراقب مى تواند در مناجات با آنان بگوید: ((سروران من ! شما به ما آموختید كه بزرگواران نعمتهاى خود و بخشندگان ، بخشش خود را كامل مى نمایند. و اكنون شما جانشینان خدا در میان آفریدگانش و مظهر كرم و رحمت او مى باشید. پس نعمتها و بخششهاى خود را بر ما كامل نمایید؛ گرچه عدل شما ما را شایسته آن نمى داند. ولى باز هم شما فرمودید كه خداوند قبل از این كه شایستگى نعمت در كسى باشد آن را به او عنایت مى فرماید. و اكنون مظهر این اخلاق چه كسى غیر از شماست ؟ به دیدار شما آمده و امیدوار به احسان و فضل شما هستیم .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()