تبلیغات
دل و دین

المراقبات 54

عید از اوقات مهمى است كه سزاوار است انسان ، در این شب و همیشه براى توفیق انجام اعمال خداپسندانه در آن دعا نماید. و روز عید - همانگونه كه در عید فطر اشاره كردیم - روزى است كه خداى بزرگ به بندگان خود اجازه عمومى براى حضور در پیشگاه خود داده و آنان را از بخشش خاص ، آمرزش گناهان ، اصلاح عیوب ، رسیدن به حاجات و آرزوها، جوایز و ایمنى خود از فتنه ها و آشوبها بهره مند مى سازد.

اى بیچاره ! خداى بزرگ به تو روى آورده و پیش از آفرینش تو با قرار دادن این عید به یادت بوده است . پس این فرصت را غنیمت شمرده و درباره خوبیها، مهربانیها و نعمتهاى او بیندیش . قبل از اینكه تو و سستى تو را بوجود آورد، اسباب قدرت تو را بوجود آورده و قبل از آفرینش تو، نعمتها را براى تو آفرید. پیش از این كه پدرانت خلق شوند، دوستان و عزیزانش ‍ را براى راهنمانى تو فرستاده و دستورشان داده كه براى هدایت و تربیت تو از نثار خون و غرق شدن در دریاها كوتاهى نكرده ، با كفار جنگیده و بدكاران را از بین بردند تا دین تو سالم مانده و با آسایش مشغول عبادت پروردگار و شناختن مولایت شده و با خدمت به پروردگار جهانیان به سلطنت سراى آخرت رسیده و براى همیشه در نعمتهاى جاوید بسر برى .

اى بسا پیامبران كه در راه ترویج دین جان باختند. چه تعداد از دوستان خدا كه در راه اعتلاى اسلام مبین كشته نشدند! چه حرمتهایى كه هتك نشد، چه اموالى كه غارت نشد، چه دخترانى كه اسیر نشدند تا دین خدا ثابت شده و دستورات الهى حاكم گشت . و تو در زمانى متولد شدى كه احتیاجى به چنین مجاهدات و مبارزاتى نیست .

دین ، روشن ، واضح و استوار بوده و تو در كمال آرامش ، راحتى ، عزت و نعمت بسر مى برى . راه درك معارف بسیار آسان است و بدون این كه زحمت اندیشیدن ، گرسنگى و شب زنده دارى را به خود داده یا در این راه جانت به خطر افتاده یا رنج هجران را تحمل كنى ، مى توانى در این راه قدم گذاشته و از كتابهاى پیشینیان استفاده كنى . ولى گذشتگان در این امور گرفتار انواع تلخیها و سختیها شدند.

انصاف بده كه اگر بعد از آماده شدن این زمینه ها و در زمانى كه این گونه گرفتاریها و سختیها وجود ندارد باز هم سستى كنى ، سزاوار چه رفتار و گفتارى خواهى بود؟ و چه مقدار از نعمتهاى خدا را از بین برده و در چه تجارت پر سودى ضرر كرده اى ؟ روزى را بیاد آورد كه حقیقت این حالات ناشایست و كارهاى زیانبار برایت آشكار شده و ببینى كه چه نعمت و كرامتهایى را به ذلت و پستى تبدیل نموده و آنگاه قلبت از حسرت تكه تكه شده ، افسوس خورده و شیون نمایى . در وقت مهلت به حال خود رحم كرده ، فرصت را از دست نداده ، از امروز براى فردا آماده شده ، بحال خود گریسته و دستگیره این موسم بزرگ و گرانقدر را بگیر. در محل كرامت خدا، همراه پاكان و اولیاى خدا به میهمانى خداوند دعوت شده اى و اگر موفق به رعایت ادب این مجلس بزرگ و شریف شوى به بالاترین درجه كرامت و سعادت و بالاترین مقامات خواهى رسید.

اعمال روز عید قربان

با شروع روز عید مواظب باش تمامى كارهایى كه باعث رضایت و جلب عطوفت پروردگار است را انجام دهى . و مانند كسى باش كه براى مولایش چاپلوسى نموده و مى خواهد خدمتى براى او انجام دهد حال آنكه آن مولا حق زیادى بر بنده اش نداشته - ولى خداى متعال مالك وجود، دنیا، آخرت ، زندگى و مرگ تو مى باشد - و نباید از پروردگار و بزرگى چنین عطوف و مهربان غافل شد. زیرا ممكن است باعث محرومیت از عطایاى او گردد.

فقر و ذلت خود و عزت و بى نیازى او را نگریسته و خجالت بكش از اینكه در مقابل روى آوردن او، از او روى گردانده و بر سر سفره میهمانى و در حالى كه خود او نیز حضور دارد، بجاى توجه به او در یاد دشمنش بوده و سرشار از دوستى كسى باشى كه تو را از دوستى و پناه او دور مى سازد، در حالى كه براى دعوت به این مهمانى سرور آفریدگانش را فرستاده است . چه نادانى بزرگ ، چه عقل بیمارى ، و چه عذاب دردناكى كه در پى آن وجود دارد. و اگر این لطف را درك مى كردى ، جان خود را فداى مقدم دعوت كننده بزرگ و رسول بزرگوار مى نمودى ، همان كسى كه خداوند درباره او فرموده است : ((دیدن تنگناهاى شما بر او سخت ، براى نجات شما حریص و با مؤ منین رؤ وف و مهربان است .))

در ابتداى روز بنیت پاك نمودن قلب از اشتغال به غیر خدا غسل كن . آنگاه ((الله اكبر))ى واقعى گفته و با این تكبیر تمام موجودات ، جز شكوه و بزرگى او را كوچك شمار. و بنیت پوشش و آرایش با لباس تقوى و اخلاص نیكو، تمیزترین لباسهاى خود را پوشیده و در این هنگام بگو: ((بسم الله الرحمن الرحیم ... تا آخر دعایى كه در اقبال روایت شده است .)) آنگاه بطرف مصلا حركت كرده و در راه بگو: ((بسم الله و بالله الله اكبر...)) و وقتى كه به مصلا رسیده و در جاى نمازت نشستى ، بگو: ((الله اكبر...)) همانگونه كه در كتاب اقبال آمده است .

سعى كن معانى چیزهایى را كه در این دعا، ادعا مى كنى در خود بوجود آورى كه ایجاد آن كار آسانى نبوده و با راحت طلبى نمى توان به آن رسید. در این دعا، ادعا مى كنى كه به حال عالى و صفات برجسته و نیكوئى رسیده اى ، از قبیل ترس ، پناه جستن ، حیاى زیاد، یارى طلبیدن ، فقر، اعتراف ، فرار بسوى خدا و بریدن از غیر او، تمامى این صفات حالتهاى نفسانى راسخ در نفس است كه باید حال انسان نمایانگر آن باشد، و الا خطر دروغ و دورویى پیش مى آید كه از این مطالب باید به خدا پناه برد.

بهتر است نماز عید بر روى زمین غیر مفروش بجا آورده شود تا تواضع در آن بیشتر باشد علماى بزرگ ما از كتاب فضل دعا روایت كرده اند كه نماز عید قربان دوازده تكبیر دارد هفت تكبیر در ركعت اول و هفت تكبیر در ركعت دوم و ظاهر كلام آنان این است كه این نماز پس از سر برداشتن از سجده و ركوع تكبیر ندارد. و مستحب است بعد از نماز دعایى كه روایت شده و در ((اقبال )) آمده است خوانده شود، كه یكى از آنها دعاى ندبه است . دعایى كه به ما مى گوید چگونه در این روز به یاد امام و حاكم زمان خود بوده و چه كسى سزاوارتر از ما به ما مى باشد. و این كه چگونه براى از دست دادن امام خود گریان و اندوهناك باشیم .

مطلب دیگرى كه لازم به ذكر است این است كه اگر بتوانى باید سعى كنى در تمام این روز به یاد مولایت بوده و نگذارى مراسم عید، تو را از این مهم باز دارد. و اگر بخاطر این كه در جمع مردم هستى نتوانى این مهم را بخوبى انجام دهى ، تا آنجا كه مى توانى این مطلب را در این زمان مبارك و میمون رعایت نموده ، در باطن با پروردگار ماءنوس بوده و حتى ارتباط و دل مشغولى تو با مردم نیز با اجازه و رضایت او باشد.

قربانى

از كارهاى مهم در این روز قربانى است . این عمل همانگونه كه در روایات آمده واجب است ؛ گر چه مراد از وجوب در اینجا استحبابى است كه بر آن تاءكید شده است . بنده ، باید در این كار ادب بندگى را رعایت نموده و از عمل فرزندان حضرت آدم (علیه السلام ) پند بگیرد. آنجا كه ((هر دو قربانى كردند ولى از یكى پذیرفته و از دیگرى قبول نشد.))

درباره پذیرفته نشدن قربانى قابیل روایت شده است كه او متاع پست خود را براى قربانى انتخاب كرد. و در پى آن به هلاكت همیشگى و خوارى جاوید گرفتار شده . و بعلت اینكه هابیل بهترین متاع خود را براى قربانى انتخاب كرد، پذیرفته شده و در پى آن به سعادت شهادت در راه خدا و كرامت جاوید رسید؛ تا جایى كه خداوند او را در كتاب خویش ‍ ستایش نمود. خوددارى از بذل اندكى مال در چنین موردى ، و در جهت خدمت به مولا و مالك دین ، دنیا و آخرت و آفریننده انسان و اموال و نعمتهاى بى پایان و كسى كه در آینده براى برآوردن تمام نیازهاى خود به او محتاج باشد، از پستى نفس سرچشمه مى گیرد.

هنگام ذبح آنچه را امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى گفت : بگوید: بسم الله ، وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنیفا مسلما و ما اءنا من المشركین ان صلوتى و نسكى و محیاى و مماتى لله رب العالمین ، اللهم منك و لك و از این نكته نباید غافل شد كه این ، گفتار كسى است كه در وجود، جز خدا كس دیگرى را مؤ ثر ندانسته ، خود را فراموش ‍ نموده و با یاد او زندگى مى كند. و اگر انسان دیگرى را براى ذبح كردن انتخاب كرده است مى تواند هنگام ذبح دستش را بر دست ذبح كننده گذاشته ، دعا را خوانده و خودش هم بسم الله بگوید.

باید اولین چیزى كه در روز عید مى خورد از گوشت قربانى بوده و گوشت آن را سه قسمت كند: یك قسمت براى همسایه ها، قسمت دیگر براى كسانى كه درخواست كرده و قسمت سوم را براى خانواده خود نگهدارد. پوست آن را صدقه داده و به قصاب از گوشت قربانى ندهد. در پایان روز باید به بررسى حالات خود در طول روز پرداخته ، كوتاهى خود در خدمت مولایش را دیده و آنگاه به سراغ نگهبان و میهماندار خود كه از معصومین مى باشد رفته و با توسل به آنها و شفاعت آنان به درگاه خداوند براى تبدیل گناهان به چند برابر اعمال نیك ، كوتاهى خود را جبران نماید. زیرا آنان درخواست او را قبول نموده و خداوند نیز شفاعت آنان را براى پذیرش او و اعمالش مى پذیرد.

هنگام تضرع به درگاه آنان بخوبى رحمت و عطوفت آنان را برانگیخته و در هنگام مناجات با آنان بگوید: سروران من ! گناهانم رویم را نزد خدا سیاه كرده است . پس بحق كسى كه شما را از گناه نگاه داشته و با دادن نگهبانى بندگان خود به شما، بزرگتان داشته است ، شما را سوگند مى دهم كه با رویهاى درخشان خود مرا نزد پروردگارتان شفاعت نمایید. زیرا خداوند شما را رد ننموده و شما را براى شفاعت و نگهبانى انتخاب كرده است . او بزرگداشت بندگان مخلص خود را دوست داشته و از این كه آنان نیز بندگان پایینتر از خود را بزرگ بدارند خوشنود مى گردد.

عید غدیر

پیوند بعثت و غدیر و یگانگى نورى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤ منین علیه السلام

در روز مبعث پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) گفتیم كه این روز بجهت شرافت بعثت بهترین روز و بهترین زمان مى باشد و روایاتى در این زمینه ذكر كردیم . و روز غدیر نسبت به این روز بمنزله آخرین جزء از علت تامه ، بلكه بمنزله باطن یك چیز ظاهر و بمنزله روح نسبت به انسان است . زیرا تمام خیرها و سعادتهایى كه در مبعث وجود دارد مشروط به ولایت امیرالمؤ منین و فرزندان امامش مى باشد. روایات زیادى از طریق شیعه و اهل سنت وارد شده است كه نورهاى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) یكى بود تا اینكه در صلب عبدالله و ابوطالب از هم جدا گشتند. و خداوند ولایت آنان را بر همه مردم واجب نموده و این ولایت در روز غدیر آشكار شد. و بهمین جهت درباره آن در قرآن آمده است : ((امروز دینتان را برایتان كامل و نعمتم را بر شما تكمیل و دین اسلام را براى شما انتخاب نمودم .))

گوشه اى از فضایلرسول اكرم ، امیرالمؤ منین و اهل بیت (علیهم السلام )

شیخ صدوق در ((علل الشرایع )) از مفضل بن عمر، روایت مفصلى را نقل كرده كه در آن آمده است : ((خداوند پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را براى تمام پیامبران و رسولان فرستاده و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) جانشین او در میان آنان مى باشد. و همانگونه كه فرمانبردارى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر آنان واجب مى باشد، فرمانبردارى از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) نیز بر آنان واجب بوده ، ماءمورین بهشت و دوزخ از او دستور گرفته ، و فرشتگان ماءمور به آمرزش خواستن براى شیعیانش مى باشد، همانگونه كه ماءمور به پذیرش توحید، نبوت و ولایت هستند. خداوند متعال مى فرماید: ((كسانى كه عرش و اطراف آن را حمل مى كنند، با ستایش خدا او را منزه داشته و براى كسانى كه ایمان آورده اند، آمرزش مى خواهند.)) از این مطالب روشن مى شود كه تمام هدایتها و سعادتها منسوب به این دو نفر و جانشینان آنها مى باشد. و بهمین جهت از طریق عامه و خاصه از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است كه فرمودند: اگر گلزارها قلم ، دریاها مركب ، جنیان حسابدار شده و انسانها بنویسند نمى توانند فضایل امیرالمؤ منین را بشمارند.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()

المراقبات 53

مقدم كردن برادران دینى بر خود هنگام دعا

اگر بعد از بوجود آوردن این شرایط در خود، هنگام دعا برادران صمیمى را بر خود مقدم نموده و نام تك تك آنان را برده ، از خداوند حاجات آنان را خواسته ، و تك تك نیازهاى خصوصى آنان و سپس خواسته هاى عمومى آنان را بگویى ، نه تنها ضرر نكرده بلكه به سودآورترین تجارتها خواهى رسید زیرا در صورتى كه به خاطر خدا آنان را در دعا بر خود مقدم نمایى ، با زبانى براى خود دعا كرده اى كه حتى به اندازه یك چشم به هم زدن هم نافرمانى خدا را ننموده است ؛ با زبان فرشتگان معصوم ، بلكه با زبان خدا پروردگار جهانیان ، بلكه یك دعا را با دعاهاى بى پایان عوض ‍ كرده اى . چنانچه از ((ابن ابى عمیر)) روایت شده كه از ((زید نرسى )) نقل كرده كه گفت : با ((معاویه بن وهب )) در ((موقف )) بودم . او دعا مى كرد دقت كردم ببینم چه مى گوید. دیدم اصلا براى خود دعا نكرد بلكه براى افرادى از نقاط مختلف به طور تك تك با ذكر نام آنان و نام پدرانشان دعا كرد. و به همین عمل مشغول بود تا مردم از آنجا بازگشتند. گفتم : عمو! چیز عجیبى از تو دیدم . گفت : كجایش ‍ تعجب داشت ؟ گفتم : همینكه برادرانت را در اینجا بر خود مقدم كرده و براى تك تك آنان دعا كردى گفت : تعجب ندارد، فرزند برادرم ! از مولاى من و مولاى تو و مولاى هر مرد و زن مؤ منى - و به خدا قسم سرور تمام پیشینیان و آیندگان ، بعد از پدرانش - شنیدم - و اگر نشنیده باشم گوشهاى معاویه كر و چشمهایش كور شده و به شفاعت حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) نرسد - كه مى فرمود: كسى كه پشت سر برادر خود براى او دعا كند، فرشته اى از آسمان دنیا ندا مى كند: صد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود، اى بنده خدا! فرشته دیگرى از آسمان دوم او را ندا مى دهد: اى بنده خدا! دویست هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان سوم او را ندا مى دهد: اى بنده خدا! سیصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان چهارم او را ندا مى دهد: اى بنده خدا! چهار صد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان پنجم صدا مى زند: اى بنده خدا! پانصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان ششم ندا مى دهد: بنده خدا! ششصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان هفتم ندا مى دهد: هفتصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. آنگاه خداى عزوجل ندا مى دهد: من بى نیازى هستم كه نیازمند نمى گردم ، بنده خدا! یك میلیون برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. اكنون اى برادر زاده ! كدامیك بهتر است ، آنچه انجام دادم یا آنچه تو مى گویى ؟

نكته دقیقى كه باید به آن توجه داشت این است كه در حالى كه براى برادر مؤ منت دعا مى كنى او را واقعا دوست داشته و سایر حقوق او را نیز ادا كرده باشى . زیرا در غیر این صورت بیم آن مى رود كه دعایت اثرى را كه در این روایت گرانقدر بر آن مترتب شده ، نداشته باشد.

مراعات آداب دعا

مطلب دیگرى كه باید به آن توجه داشت این است كه دعا كننده باید فرمایش امام صادق (علیه السلام ) در ((مصباح الشریعه )) را بیاد داشته باشد كه فرمودند: ((ادب دعا را رعایت كرده و بنگر كه چه كسى را، چگونه ، و براى چه مى خوانى ؟ عظمت و بزرگى خداوند را باور داشته باش با دیده دل آگاهى او از باطن و اسرار و اعتقادات خود را ببین و راه نجات و هلاكت خود را دریاب ، مبادا چیزى از خدا بخواهى كه هلاكت تو در آن بوده ولى گمان دارى كه باعث نجات تو است . زیرا خداوند متعال مى فرماید: و انسان با دعاى خیر، شر خود را مى خواهد و انسان شتابكار است .

بیندیش كه چه و چه مقدار و براى چه درخواست مى كنى . دعا یعنى در حالى كه اندیشه ات غرق در مشاهده پروردگار بوده ، اختیار را از كف داده و تمام امور ظاهرى و باطنى خود را به پروردگار تسلیم و واگذار نموده اى ، با تمام وجودت از خداوند حاجت خود را بخواهى . و در صورت عمل نكردن به شرایط دعا انتظار اجابت نداشته باش . زیرا او رازها و نهان ها را مى داند. و شاید چیزى بخواهى و او بداند در باطن تو چیزى بر خلاف آن است .))

ظاهرا مراد از این فراز ((با تمام وجودت از خداوند حاجت بخواهى )) این است كه بخاطر تبعیت از دستور خداى متعال ، به درگاه او دعا كن . آنجا كه مى فرماید: ((و اساءلوا الله ؛ از خدا بخواهید)) ((فلیستجیبوا لى و لیؤ منوا بى ؛ (با تمام وجود) مرا اجابت كنند و به من ایمان آورند.)) و شاید علت این كه فرمود: ((در مشاهده خدا)) این باشد كه اگر دعا كننده ، مدعو را نشناسد، دعاى او دعا نخواهد بود. و شاید در این صورت به گمان این كه به درگاه خدا دعا مى كند، به درگاه غیر خدا دعا نكند. كه در بیشتر غیر كاملین كه دعا مى كنند نیز همینگونه است . و شناخت خدا، باید شناختى حقیقى باشد بگونه اى كه با روح و دل خود خدا را ببیند همانگونه كه در دعاى معصوم (علیه السلام ) آمده است ((خداوندا! ظاهر ما را با فرمانبرداریت ، باطن ما را شناخت ، و دلهاى ما را با دوستیت و جانهاى ما را با دیدارت روشن فرما.))

و مراد از عبارت ((از كف دادن همه اختیارها)) این است كه به درگاه خداى متعال براى خواسته ات دعا كرده و راه و چگونگى رسیدن به آن را معین نكن مثلا اگر مالى را مى خواهى نگو: آن را از دست فلانى یا خرید یا فروش فلان چیز به من برسان ، مگر این كه خصوصیات خواسته ات نیز جزو خواسته باشد.

نیز ممكن است منظور از این عبارت ، این باشد كه انسان چون خیر و سعادت را در خواسته خود مى بیند آن را طلب مى كند و بالاترین خیرها و سعادتها شناخت خدا و نزدیكى و پناه اوست همانگونه كه در دعاهاى معصومین (علیهم السلام ) نیز آمده است : ((اى نهایت آرزوى عارفان !)) بنابراین دعا كننده باید براى رسیدن به تمام خواسته هایش ‍ همین مطلب را خواسته و هیچ سعادت دیگرى را طلب نكند. زیرا اگر خیر و سعادتى كه در پى آن است او را به این هدف نهایى برساند، خداوند از آن آگاه مى باشند. و در غیر این صورت معین كردن آن فایده اى نداشته و حتى گاهى مانعى در جهت رسیدن به هدف اصلى بوده و براى او مضر است . ولى چنانچه گفته شد این مقام كسانى است كه در شناخت خداوند كامل شده باشند، آنانى كه خداوند در حدیث معراج درباره آنان مى فرماید: ((عقل او را غرق در معرفت خود نموده و خود، عقل او مى شوم .)) چه مقام بلند و بالایى !

هنگام خواندن دعاهایى كه وارد شده بفهم كه چه مى گویى و آنچه را مى گویى در خود شكل بده . مواظب باش و مبادا كه با سخنان دروغ و بدون داشتن حالات بندگى و مراسم تضرع و گریه و زارى و نیاز با پروردگارت روبرو شوى . مثلا وقتى در دعا مى خوانى : ((پروردگارا! توانایى رفع هیچكدام از احتیاجات خود را نداشته و نمى توانم به خودم سودى رسانده یا ضررى وارد نمایم . امیدى برایم نبوده و دوستى نمى یابم درها به رویم بسته شده و از همه ناامید شده و روزگار تنها تو را برایم باقى گذاشته است . با من چگونه رفتار مى نمایى ؟ نمى دانم و كاش ‍ مى دانستم كه درباره دعایم چه مى گویى ! جوابت ((آرى )) است یا ((نه )) واى واى واى باید بحال خود بگریم ، باید به حال خود بگریم ! چه بدبختى بزرگى چه بدبختى بزرگى چه بدبختى بزرگى ! چه ذلتى چه ذلتى چه ذلتى ! اگر جوابت نه باشد، به چه كسى ، چگونه ، با چه وسیله اى و به چه چیزى امیدوار باشم ! و اگر من را ترك كنى ، چه كسى از من حمایت خواهد كرد!)) درباره این سخنانى كه به خداوند مى گویى بیندیش . كسى كه از همه بریده و از همه مردم قطع امید كرده باشد و با بیم و امید در پیشگاه خدا ایستاده و از سرنوشت بد خود شكایت كند، قطعا خداوند او را اجابت كرده و مورد رحمت و بزرگداشت خود قرار مى دهد. و حتى او را دوست داشته و به خود نزدیك مى سازد. ولى اگر كسى كه این الفاظ را خوانده و اثر اجابت را ندیده و پناه بر خداى او ثمره اى جز ناامیدى و دورى نداشته باشد تنها علت این امر دورویى و ادعاى دروغ اوست .

كسى كه به پول ، بیش از پروردگار جهانیان و به پدر و فرزند بیش از خداى آسمانها و زمین امید داشته ، فریب مالش را خورده و به تدبیر خود در زندگى اطمینان دارد و حتى در این راه به كارهاى حرام دست مى زند - كارهایى كه خداوند به او فرموده است كه با انجام آنها به هدف خود نمى رسى - و بجاى این كه بیاد خدا باشد، دل او در دنیا سیر مى كند، چنین كسى اگر این دعا را بخواند و بخصوص در حال خواندن دعا ملتفت مطالب مذكور نیز باشد ولى از خود خجالت نكشیده و از سخنان دروغى كه بر زبان مى آورد ناراحت نشود، چنین شخصى بزرگى و عظمت بى پایان او را ناچیز شمرده و سزاوار رد، طرد و راندن و حتى خشم و دشمنى و مجازات مى شود. منشاء آن هم چیزى جز ضعف ایمان و نبودن معرفت نمى باشد. و البته فاسد شدن دل نیز كه ناشى از فرو رفتن در دوستى و یاد دنیا مى باشد در این جهت بى اثر نیست .

كسى كه در چنین زمانى و با این زبان و اینگونه به درگاه پروردگارش دعا كند ولى در مسیر وزش نسیم فضل و قبول الهى قرار نگرفته و به خواسته و آرزوى خود نرسیده و علامت پذیرش دعا كه همان تغییر حال و تغییر اندیشه هایى است كه به ذهن او وارد مى گردد، را در خود نبیند، باید بخاطر هلاكت قلب و ضعف ایمان بر خود بگرید، زیرا معلوم مى شود بنده بیمار و پستى است .

شخص مراقب باید در دعاى خود موفقیت براى انجام اعمال عید بخصوص شركت در نماز عید و قبول آن را از پروردگار خواسته و در ابتدا و انتهاى این روز به نگهبانان این روز مراجعه كند، همانگونه كه بطور مفصل پیرامون این مطلب در روزهاى مانند آن گفتیم .

اعمال شب عید قربان

از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده كه از پدرانش (علیهم السلام ) نقل نموده است ((امام على (علیه السلام ) دوست داشت چهار شب در سال خود را فارغ نماید: شب اول رجب ، شب نیمه شعبان ، شب عید فطر و شب عید قربان )) ممكن است منظور از فراغت ، فراغت براى عبادت در آن با زنده نگهداشتن آن باشد. بلكه بقرینه احادیث مشابه ظاهرا منظور همین است . زنده نگهداشتن آن عبارت از فارغ ساختن نفس ، قلب و اعضاى بدن در خدمت به خداوند متعال است ، به این صورت كه دل او در یاد خدا بوده ، بدنش مشغول فرمانبردارى و عبادت خدا بوده و در طول شب هیچ چیزى حتى مناجات او را از خداوند غافل ننماید مگر این كه مشغول شدن به این مناجات نیز براى خدا و بخاطر او باشد، كه این مطلب اولین درجه مراقبت مى باشد.

در شب و روز آن زیارت امام حسین (علیه السلام ) مستحب است . از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است : ((كسى كه امام حسین (علیه السلام ) را در یكى از سه شب زیارت كند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى آمرزد.

راوى پرسید كدام شبها؟ فرمودند: شبهاى عید قربان .))

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()