وفات پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم )

باید در روز وفات رسول اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) بگونه اى اندوهگین بوده و عزادارى نماید كه شایسته اتفاق بزرگ این روز و ناگواریهائى كه بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) رخ داده است ، باشد - زیرا حوادث تلخ بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) ناشى از وفات او بوده است . و او را با زیارتهایى كه وارد شده یا با زیارتى كه خود با یارى خداوند مى سازد، او را زیارت نماید. بهتر است در زیارتنامه اى كه خود مى سازد این سخن آن حضرت را نیز بیاورد كه : ((زندگى و مرگ او هر دو براى پیروان او نیكوست )). و خجالت خود را از خبرهاى بدى كه از گناهان او به آن حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى رسد، اظهار نماید. سپس به مهمترین مصیبتهایى كه بر دختر عزیز و پاره جگر و بر خود او، جانشین ، خانواده ، فرزندان و دودمانش وارد آمده ، اشاره نماید و بگوید: اى رسول خدا چه حالى به تو دست مى داد اگر مى دیدى سرور تمام زنان جهان را كه گریه كرده ، تو را خوانده ، ((وا ابتاه )) مى گفت و یارى مى خواست و براى اسلام و براى خود كه به عزاى پسرش نشسته حیران و سرگردان بود، یارى مى طلبید. چه حالى پیدا مى كردى اگر او را بین در و دیوار مى دیدى . چه حالى پیدا مى كردى اگر در حالى كه پهلویش سیاه و دنده اش شكسته بود او را مى دیدى . چه حالى پیدا مى كردى اگر مى شنیدى كه مى گفت : ((جان من در زندان آه اندوهبار من است . كاش با آه ها جانم بیرون مى آمد! بعد از تو خیرى در زندگى نیست و گریه ام فقط از ترس این است كه زندگیم طولانى شود!))(7) واى از داغ تو، پدرم ! واى از مرگ پسر محبوب تو، ابى الحسن مورد اعتماد و پدر نوه هایت حسن و حسین . اى بهترین مردمان ! اكنون او را در اسارت مى كشند؛ همانگونه كه شتر را مى كشند. و چه حالى پیدا مى كردى ، اگر مى شنیدى كه ناله مى كرد، از اندوه و مصیبتهاى خود شكایت مى نمود، تو را صدا مى زد و یارى مى طلبید. و معتقدم كه شكایت دخترت را مى شنیدى و مى دیدى كه چه رفتارى با نزدیكان و دودمان تو مى شود و مى توانم تصور كنم چه حالى از دیدن و شنیدن آن به تو دست مى داد. خداوند بخاطر این مصیبتهاى بزرگ و وقایع دردناك ، بهترین پاداشى را كه خداوند به پیامبرى بخاطر امتش ‍ مى دهد به تو عنایت فرماید. و چگونه خداوند چنین پاداشى به تو ندهد كه اگر صبر تو در راه خدا و به كمك او نبود و امتت را بخاطر این ظلمتها نفرین مى نمودى ، تمام جهانیان از این جرائم نابود مى شدند.

آنگاه امام ابى محمد حسن مجتبى (علیه السلام ) را زیارت نماید كه شهادت او نیز در همین روز است . و مظلومیت او كه دل را پاره پاره مى كند و اندوهها را بر مى انگیزاند، بیاد آورد. بر او درود فرستاده و كشنده او معاویه پسر ابى سفیان - لعنت خدا بر او - را لعنت نماید.

فصل سوم : مراقبات ماه ربیع الاول

نعمت میلاد پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم )

این ماه همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ بجهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن بر زمین فرود نیامده است زیرا برترى این رحمت بر سایر رحمتهاى الهى مانند برترى رسول خدا بر سایر مخلوقات است . و همانطور كه او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیكترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است كه كاملترین هدیه ها، بزرگترین بخششها، شاملترین رحمتها، برترین بركتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است این روز را بگونه اى وصف ناپذیر برتر از هر وقت و روز دیگرى بداند. چون در مثل چنین روزى سرچشمه فضایل و برتریها بر این امت فرود آمد؛ تمام بركتهاى نبوت و امامت و كتاب و شریعت فقط با وجود رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آشكار شد كه ابتداى آن در این روز مبارك بود. و زمانى كه با عقل و شرع برترى این روز ثابت شد، بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شكرگزارى این نعمت بزرگ كوشش و سعى كند كه این رحمت وسیع را توسعه داده و این روز را بزرگترین عید خود بداند؛ با طاعات تام و تمام به خداوند نزدیك شده و با توسلات كامل به رسول خدا توسل پیدا كند.

از مراقبات این روز، این است كه تمام ماه را در این روز با تلاشهاى نیكو و اطاعتهاى گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد این نعمت بزرگ مناجات نماید.

و بدان اگر تو عبادت انس و جن را انجام داده و اخلاص پیامبران را داشته باشى باز هم نمى توانى واقعا شكر این نعمت را بجا آورى . البته نه باین جهت كه این اعمال نیز از نعمتهاى اوست و شكر دیگرى را واجب مى كند. بلكه بخاطر بزرگى نعمت ، كسى توان شكر آن را ندارد.

پس بحكم عقل واجب است بعد از درك ناتوانى ، باندازه توان شكر آن را بجا آورى و خداوند نیز شكر خالصانه تو را با فضل خود مى پذیرد كه خداوند با تشكر زیاد عمل كم را قبول مى كند.

ولى مهم ، داشتن حالت قلبى مناسب در این عید بزرگ و شرمسار بودن از عجز و كوتاهى است ؛ و نیز انجام اعمالى كه انسان را از غفلت و تلف كردن وقت خارج نماید؛ نیز تلاش زیاد براى بدست آوردن صدق اخلاص همراه با شرمسارى ؛ و مهم دانستن این روز بمقدار اهمیت واقعى آن ؛ گرچه در بجا آوردن حق شكر آن ناتوان بوده یا كوتاهى كرده باشى .

خلاصه ، بنده باید تمام توان خود را در انجام عبادات قلبى از قبیل شناخت ، یادآورى ، شكر و... بكار گیرد. زیرا شرع گرچه در عبادات بدنى خواهان میانه روى بوده نه زحمت زیاد، ولى در عبادتهاى قلبى مثل شناخت ، ذكر و شكر و لطیف نمودن قلب با شناخت و صفات پسندیده اى كه در پى آن مى آید، بكار بردن تمام توان را مى طلبد. تا به جایى برسد كه امام صادق درباره عارف مى فرمایند: ((اگر دل او بمقدار یك چشم بهم زدن خدا را فراموش نماید از شوق او مى میرد و هنگامى كه پرده هاى اوهام و حجابهاى تاریكى از جلو او برداشته شده و نورهاى زیبایى صفات و نشانه هاى عظمت و بزرگى خداوند در قلب او جلوه گر شود و نور بسیار درخشانى را ببیند، ممكن نیست اشتباه یا غفلت نماید؛ و حالات قلب او با جلوه گریهاى مخصوص صفات جمال و جلال خداوند دگرگون مى شود. و خداوند بزرگ عهده دار ریاضت دل او با ترس ‍ و امیدوارى از این راه مى شود تا زمانى كه او را در جایگاه راستى و در پناه خود وارد كند و او را در بهشت بهتر، بهشت نور همراه با پیامبران و شهدا و نیكوكاران سكونت دهد.))

فصل چهارم : مهمترین اعمال این ماه

دعاى اول ماه و توسل

از مهمترین اعمال این ماه ، دعا كردن در اول این ماه با دعاهایى كه روایت شده است ، مى باشد؛ و نیز دعاهایى كه براى ورود به این منزل از منازل سفر به سوى پروردگار مناسب بوده و دعاهایى كه حال او اقتضا مى كند. در پى آن ، براى پیدا كردن حال مناسب در تمام ماه و روزهاى مخصوص ‍ آن به نگهبان آن روز كه از ائمه مى باشد، توسل جسته و شفاعت ، دعا و درخواست توفیق آنان از خدا براى خود را بخواهد.

روز هشتم

روایت شده وفات امام حسن عسكرى در این روز است . پس مراقب واجب است در این روز اندوهگین باشد بخصوص با در نظر گرفتن این مطلب كه صاحب مصیبت حجت عصر و امام زمانش - جان جهانیان فداى او، و رحمت خدا بر او و بر پدرانش باد - مى باشد باید آن امام (علیه السلام ) را با هر زیارتى كه به ذهنش مى رسد زیارت نموده و به امام زمان (علیه السلام ) تسلیت بگوید. سپس از خداوند بخاطر جانشینى امام زمان (علیه السلام ) تشكر نموده و بخاطر غیبت و دسترسى نداشتن به آن حضرت متاءثر شده و زمان ظهور و فوائد نورهاى او و خیر و بركت آن را در ذهن مجسم نماید.

روز نهم

در روایت گرانقدرى آمده است كه این روز، روز نابودى دشمن خدا بوده و این روز و خوشحالى در آن فضیلت داشته و روز شادى پیروان آل محمد - رحمت خدا بر جمیع آنان باد - مى باشد. و در میان شیعیان نیز این روز به همین مطلب مشهور شده است . البته سایر روایات این روایت را تایید نمى كند، ولى ممكن است بخاطر تقیه وقت را تغییر داده باشند. و با وجود این احتمال ، دور نیست این دو وقت بگونه اى با هم منطبق باشند.

بهر صورت سزاوار است دوستان آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) شادى خود را در این روز بخاطر نابودى دشمن خدا آشكار كنند؛ اگر چه فقط به خاطر عمل به این روایت باشد و به نابودى او در این روز یقین نداشته باشند.

ولى با توجه به این كه شادى براى از بین رفتن دشمنان فقط برازنده دوستان و علاقمندان است . بنابراین كسى كه كارهاى او با دوستى و علاقه با اهل بیت سازگارى ندارد، سزاوار است بهمراه شادى نمودن ، بخاطر كوتاهى در انجام آداب و رسوم دوستى شرمگین باشد؛ و دست كم در شادى براى نابودى دشمن خدا و دشمن دوستان او كارهاى حرام را انجام نداده و شبیه دشمنان خدا نشود. زیرا مخالفت ضد دوست داشتن است و این مخالفت با خدا و این ضدیت آشكار، برخلاف شادى بر نابودى دشمن مولى است .

روز دهم

روز ازدواج پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) با حضرت خدیجه (علیه السلام ) مى باشد و بر شیعیان لازم است بخاطر تاءثیر این ازدواج مبارك و فرخنده در خوبیها و سعادتها و انتشار نورهاى درخشان و پاك آنرا بزرگ بدارند.

روز هفدهم

به گوشه اى از فضایل این روز اشاره كردیم ولى بد نیست باز هم به طور اختصار به بعضى از مطالب گذشته اشاره نمائیم : هیچكدام از شیعیان بلكه بیشتر پیامبران (علیهم السلام ) و دوستان خدا نمى توانند حقیقت فضیلتهاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بفهمند. روایات زیادى بدین مضمون وارد شده است كه هر پیامبرى توانایى رسیدن به برخى مقامهاى اهل بیت والا مقام آن حضرت (علیه السلام ) را ندارد مگر اینكه رسول باشد چه رسد به فضایل خود آن حضرت . و چگونه مى توانند مانند او باشند و حال آنكه او برترین آفریده شدگان و نزدیكترین آنها به خداوند و علت ایجاد پیامبران ، رسولان ، فرشتگان نزدیك به خدا و تمام جهانیان و سرور مردمان و دانشمندترین آنان است . اوست عقل اول ، نور اول ، خلق اول ، اسم اعظم ، حجاب اقرب ، طرف ممكن و واسطه فیض خداوند به تمام جهانیان .

و هنگامى كه فرض شود او علت ایجاد دنیا و علت جارى شدن نعمتهاى خداست ، نمى توان گفت كسى بتواند به حقیقت صفات و فضایل او آن چنان كه هست پى برد. همه هدایتها از او بوده و او آموزگار فرشتگان و برانگیخته شده بر روحهاى پیامبران (صلى الله علیه و آله و سلم ) و كسى است كه در كتاب خداوند از او به صاحب اخلاق بزرگ تعبیر شده است . خانواده و دوازده جانشین او برترین همه آفریده شدگان هستند. اولین آنان امیرالمؤ منین (علیه السلام ) است كه كه بطور پنهانى با تمام پیامبران (علیهم السلام ) بوده و آنان را یارى مى كرده و بطور آشكار با رسول اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) بوده است ؛ و آخرین آنها مهدى (عج ) است كه خداوند وعده داده اهل حق از اولین تا آخرین آنها را با او یارى كرده ، با او یكتا پرستى را در زمین تكمیل كند و دین خود را در سراسر زمین بگستراند بطورى كه دینى غیر از دین خدا در روى زمین نباشد.

و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) گشاینده و پایان دهنده است . كسى است كه پیامبران (علیهم السلام ) و كتابهاى آسمانى به پیامبرى او مژده داده اند. كتاب او گواه بر تمام كتب و جانشین او سرور جانشینان و امت او برترین امتها و شریعت او كاملترین شرایع و مذهب او بهترین مذاهب است . او صاحب حوض و لواء حمد و صاحب وسیله و بزرگترین شفاعت است . كسى است كه این آیه درباره او نازل شده است : ((و بزودى خداوند آنقدر به تو عطا خواهد نمود كه راضى شوى .)) و كسى است كه براى برترى دادن او و جانشینانش بر غیر آنها، از پیامبران پیمان گرفته شده . و كسى است كه مبتلایان به بلاها، مسلمان و غیر مسلمان با توسل به او و خاندان او نجات مى یابند. و اوست رحمتى براى جهانیان و محبوب پروردگار جهانیان و هیچ فضیلتى به آن نمى رسد و آن مادر فضایل است .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()