مولاى ما الگوى اهل مراقبت در كتاب اقبال ملاكهایى جهت شناخت روزه خالص و تمیز آن از روزه ریایى و شبهه دار بیان نموده كه بجهت تیمن و تبرك آنها را نقل كرده و سپس آنچه را كه خداوند بر زبانم جارى كند خواهم گفت .

1- اگر موقعى كه روزه مستحبى گرفته و در حضور جمعى از نیكان روزه دار قرار دارد، ببیند از شكستن روزه خود شرم مى كند، بداند كه در روزه او شبهه اى است كه همان نزدیك شدن به دلهاى مردم است .

2- اگر دوست داشته باشى غیر خدا نیز از روزه تو آگاه شود كسانى كه گمان مى كنى اگر اطلاع پیدا كنند خیر دنیایى براى تو دارند؛ اگر چه این خیر، مدح و ستایش و احترام بیشتر آنان به تو باشد یا این كه میل به اطلاع دیگران باندازه اى نباشد كه در رغبت به روزه تاءثیر بگذارد ولى در عین حال دوست دارى علاوه بر خدا مردم هم از روزه تو آگاه شوند در هر دو صورت روزه تو بیمار و بنده پستى خواهى بود.

3- اگر هنگامى كه با روزه داران زیادى روزه مى گیرد، به نشاط مى آید و هنگامى كه به تنهایى روزه مى گیرد، كسل مى شود، معلوم مى شود زیادى روزه داران در قصد و عمل او تاءثیر دارد. بنابراین بمقدار تاءثیر آن در قلب ، اخلاص تیره شده و روزه بیمار مى گردد.

4- قصدت از روزه ، بدست آوردن ثواب است یا به خاطر اینكه خدا مى خواهد؟ اگر بخاطر ثواب باشد، بدان كه با این عمل مى گویى خداوند سزاوار نیست كه بخاطر فرمانبرداریش روزه بگیرم و خداوند بخاطر بزرگیش شایسته عبادت نیست و اگر رشوه او نبود او را عبادت نمى كردم ، حق خوبیهاى گذشته او را رعایت نكرده و احترام مقام بزرگ او را نگه نمى داشتم .

5- اگر رنگین بودن افطار و زیادى غذا و لذت آن نشاط تو را در روزه افزون كرد، معلوم مى شود بمقدار زیادى نشاط روزه از اول تا آخر براى غیر خدا بوده است .

تا اینجا ملاكهاى شروع روزه را با اخلاص گفتیم ، اكنون چند ملاك نیز براى تشخیص به پایان رساندن روزه همراه با اخلاص مى گوییم .

1- اگر در اثناى روزه به غذاى خوشمزه یا همسر زیبا یا سفرى كه در آن نفعى باشد، برخورد كردى و نشاط روزه در تو كم و روزه برایت سنگین شده و انتظار رهایى از روزه را كشیدى ، باز هم خالص نیستى . زیرا تو نیز از بنده ات خدمتى را كه بر خود سنگین بداند، قبول نمى كنى بلكه به خاطر آن او را طرد و ترك مى كنى .

2- اگر اتفاقى بیفتد كه شكستن روزه ات ، نزد خدا بر گرفتن آن برترى داشته باشد ولى از شكستن روزه در نزد مردم خجالت كشیدى بدان كه مخلص نیستى . زیرا اگر در عمل و قصد خود مخلص براى خواسته خدا بودى ملاحظه هیچكس را نمى كردى .

3- اگر در اثناى روزه دیدى كه روزه تو را از انجام بعضى از واجبات یا امورى كه نزد خدا اهمیت بیشترى دارد ناتوان نموده است ولى با این حال روزه خود را نشكستى ، وارد دسته ریاكاران در عبادت شده و عبادت تو جزو گناهان كبیره مى شود. وظیفه تو در اینجا انجام عملى است كه نزد خدا مهمتر است و نباید ملاحظه این كه مردم عذر تو را نمى دانند، داشته باشى . زیرا این مطالب روزه یا اخلاص تو را از بین مى برد؛ گرچه در اول روزه تو صحیح و مورد رضایت خداوند بود. در صورت پیش آمدن چنین مطلبى باید فورا آنچه را كه نزد خدا مهم است انجام داده و عدم آگاهى مردم به عذر را نباید ملاحظه كرد. و اگر چنین مساءله اى اخلاص را از بین برد، باید فورا از آن توبه نمود. آنچه تو را از خدمت مولا و انجام اعمالى كه موجب خشنودى پروردگارت است ، باز مى دارد، مانند دشمن براى تو و مولایت مى باشد و چگونه تو دشمن خود و او را بر او مقدم مى كنى در حالى كه در حضورش بوده و تو را مى بیند. و هنگامى كه غیر خدا را بر او مقدم داشتى چه كسى احتیاجات تو را در دنیا و آخرت برطرف مى كند؟

این بود خلاصه سخنان صاحب كتاب اقبال كه مطالب را به خوبى بیان كرد - خداوند به او جزاى خیر دهد - ولى مراتب این آفات را بیان ننمود. بعضى از این آفات موجب بطلان روزه و بعضى دیگر موجب از بین رفتن اخلاص و بعضى باعث نابودى صدق و اخلاص مى شود و بعضى فقط مانع رسیدن روزه به عالى ترین درجه مى شود، در عین این كه صدق و اخلاص آن در درجه عالى است .

براى توضیح مراتب آفات مى توان گفت :

اگر انسان از آغاز عبادت - روزه یا سایر عبادات - یا در اثناى آن غیر خدا را در قصد خود وارد كند عبادت او باطل مى گردد. و سه مورد از مواردى كه صاحب كتاب اقبال فرمود از همین قبیل است :

الف - اگر به جهت عذرى در اثناى روزه ، گشودن روزه برتر از ادامه آن شود ولى بخاطر جهل مردم به عذر، روزه خود را ادامه داده و مرتكب ریاى حرام گردد.

ب - جایى كه انسان عمل خود را با نیتى الهى آغاز نماید ولى بر این قصد باقى نماند. یعنى صورتى كه در آن گفت : آن مانند دشمن تو و پروردگارت مى باشد. حق همین است و بلكه در واقع عبادت دشمن خدا را بر عبادت او برگزیده اى . چون این كار با دستور شیطان مى باشد، و در حقیقت عبادت دشمن خدا و و بمنزله كفر به خداوند مى باشد؛ و در حقیقت عبادت دشمن خدا و بمنزله كفر به خداوند مى باشد؛ گرچه خداوند بخاطر بردبارى و سهل گیرى ، آن را كفر نشمارد.

ج - جایى كه از شكستن روزه خود در میان سایر روزه داران ، بگونه اى شرم دارد كه در روزه او مؤ ثر است . یعنى اگر این شرم نبود روزه را مى شكست . - گرچه ممكن است بگوییم بخاطر چنین روزه اى مجازات نخواهد شد.

اگر از شكستن روزه خود در میان روزه داران شرم نموده و این شرم در روزه او بى تاءثیر باشد، روزه او صحیح است ؛ گرچه این مطلب باعث مى شود روزه او به درجات عالى نرسد - این عمل با چنین شرایطى مانند انجام عمل بقصد رسیدن به پاداش و دورى از مجازات است كه گرچه عمل صحیح و نیت نیز عالى است ولى اگر آن را با عمل كسانى كه خداوند را بخاطر شایستگى اش براى عبادت و براى بدست آوردن رضایت و نزدیك شدن به او عبادت مى كنند، بسنجیم این عمل مانند كار بردگان و مزدوران خواهد بود. و گرچه بدست آوردن رضایت و نزدیك شدن به خداوند نیز نوعى پاداش هستند ولى این پاداش با پاداشهاى دیگر تفاوت دارد. زیرا این دو نیت شبیه عبادت براى شایستگى خداوند است .

آرى ، بیشتر اعمال آزادگان عارف از روى طمع و ترس نیست ، بلكه بخاطر عظمت و بزرگى پروردگار و نور و زیبایى اوست كه كارهایشان را بخاطر او انجام داده ، براى او فروتنى نموده و او را عبادت مى كنند. و بدون تفكر، تردید و اختیار این امور را انجام مى دهند. بلكه اعمال آنها شبیه به عمل ناچاران است . همانگونه كه على (علیه السلام ) در حدیث همام درباره آنان مى فرماید: بل خامرهم من عظمة ربهم ما طاشت به عقولهم از بزرگى پروردگارشان بى فكر شده اند. یا شبیه عمل كسانى كه بخاطر آشكار شدن زیبایى خدا و جلوه گر شدن نورهاى جمالش ‍ مجذوب و متحیر شده اند مى باشد؛ آنانى كه مجذوب و سرگردان شده ، در مقابل خداوند تضرع نموده و تملق مى گویند؛ در تاریكى شب و هنگامى كه پرده ها كشیده شده و هر دوستى با دوست خود خلوت كرد، در مقابل او ایستاده و پیشانیها را بر خاك مى گذارند و به گریستن ، نالیدن ، تضرع و شكوه مى پردازند. و خداوند سختیهایى را كه آنان تحمل مى كنند دیده و شكایتهاى آنان را از دوستى خود مى شنود؛ آنان را به گرمى پذیرفته جمال خود را به آنان مى نمایاند. و با آنان رفتارى بسیار شایسته خواهد داشت .

ولى كسانى كه از خدا جز بهشت و جهنم او نمى دانند، كارهایشان بخاطر ترس از آتش و براى رسیدن به بهشت است و نمى توانند مانند عارفان دوستدار و مشتاق عمل نمایند؛ ولى مى توانند درباره عظمت آفریدگار و نعمتهاى فراوان و بیشمار او اندیشیده و خود و دل خود را از یاد آتش و بهشت خالى نمایند و بدین ترتیب براى اینكه بدون ترس از جهنم و اشتیاق بهشت و فقط بخاطر شایستگى خداوند او را عبادت كنند، به تمرین بپردازند. و براى بدست آوردن انگیزه و اشتیاق به نزدیك شدن و دیدار خداوند مى توانند گاهى پیرامون روایاتى كه از پیامبران و اولیا بدست ما رسیده و در آنها فرموده اند: ((چیزى بالاتر از نزدیك شدن به خدا و دیدار او نیست )) اندیشه نموده و براى آن معناى صحیحى در ذهن خود تصور نمایند.

عارفان فقط گاهى این نیت در آنها وجود دارد نه همیشه . و از هیچكدام از پیامبران و اولیا نقل نشده است كه همیشه این نیت را داشته باشند جز از اسوه عارفان و الگوى مشتاقان ، امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آنجا كه به درگاه خدا عرضه مى دارد:

ما عبدتك خوفا فى نارك و لا طمعا فى جنتك ؛ بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك ؛ ((از ترس آتشت یا بطمع بهشتت تو را عبادت نكردم ، بلكه تو را شایسته عبادت یافته و عبادتت نمودم )) و این مطلب از خصوصیات او و برادرش ، رسول خدا و حبیب خدا و سرور تمام مخلوقات است . و شاید در میان فرزندان معصوم او یا سایر پیامبران نیز كسانى مانند آنان باشند. از شعیب پیامبر (علیه السلام ) روایت شده است كه در پاسخ خداوند كه از علت گریه او پرسید، گفت : ((من از ترس آتش یا براى بهشت گریه نمى كنم و گریه من از شوق دیدار تو است .)) او در این گفتار خود تصریح نمى كند كه تمام عباداتش از شوق دیدار خدا باشد.

بهر حال این مطلبى است كه اغلب علما توان فهم و تصدیق آن را ندارند؛ چه رسد به دیگران . بنابراین مهمترین كارى كه سالك باید انجام دهد این است كه نیت خود را از ریا پاك نموده تا گرفتار رسوایى روز قیامت و شرمسارى عرضه اعمال به خداوند نشده و او را با این نامها صدا نزنند: اى بدكار! اى حیله گر! اى ریاكار! خجالت نكشیدى طاعت خدا را به كالاى دنیا فروختى ! در پى بدست آوردن دل بندگان بوده و به خداوند بى اعتنا بودى ! با دشمنى با پروردگار با آنان دوستى نمودى ! و با عملى كه بظاهر براى خدا بود خود را در میان آنان آراسته و با دورى از خدا خود را به آنان نزدیك مى كردى ! رضایت آنان را خواسته و خداى را به خشم مى آوردى . آیا كسى را ذلیلتر از خدا نیافتى !

از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده كه فرمودند: اگر روز حساب ترسى نداشت جز شرمسارى عرضه اعمال به خداوند و رسوایى رو شدن بدیها، سزاوار بود انسان از قله كوهها پایین نیامده و در آبادیى ساكن نشود، نخورده ، نیاشامد و نخوابد مگر زمانى كه مضطر شده و مشرف به مرگ شود. پناه بر خدا از این كه حقیقت عبادات انسان در روز قیامت براى انسان آشكار شود! و اهل محشر ببینند كه او در آن عبادات مراقب نظر آفریده هاى خدا بوده و با آن اعمال براى ضعیفان همانندش خود را مى آراسته و با كسب دشمنى خداوند در پى بدست آوردن دوستى مردم بوده است ؛ بخصوص اگر واعظ مردم بوده و مردم را از ریا نهى مى كرده است . بجان خودم سوگند كه این سخت تر از جهنم و عذاب آتش است . بخصوص اگر خداى بزرگ به او بگوید: بنده ام ! آیا من آفریدگار، روزى رسان ، نعمت دهنده ، مراقب و محافظ تو نبودم ! در حالى كه نسبت به من نافرمان بودى ، مى خوابیدى ولى من در همین خواب تو را از شر تمام دشمنان و چیزهایى كه از آن بدت مى آمد حفظ مى كردم ! با نعمتهایى كه به تو داده بودم به نافرمانى من پرداختى و من با نافرمانیهایى كه نسبت به من داشتى به تو نعمت مى دادم . پس چرا دیگران را بر من برگزیدى ! آیا دیگران نعمتهایى بیشتر و بهتر از من به تو مى دادند كه بخاطر سود خود آنان را انتخاب كردى ! یا قویتر از من بودند و من غایب كه بخاطر حضورشان از آنان خجالت مى كشیدى ! آیا بزرگى ، رداى من ، عظمت ، پوشش من ، و تمامى نعمتها از من نیست ! آیا من غنى ترین اغنیا نیستم ! آیا غیر از من غنیى هست ! آیا همه مخلوقات فقیر نیستند! و در عالم وجود، غیر از آنان فقیرى هست !

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()