(6) در تمام ماه با پیروى از امام سجاد (علیه السلام ) در سجده خود این ذكر را بگوید: عظم الذنب من عبدك فلیحسن العفو من عندك .

(7) صبح و شب و بعد از هر نمازى بگوید: یا من ارجوه لكل خیر و آمن سخطه عند كل شر، یا من یعطى الكثیر بالقلیل یا من یعطى من سئله یا من یعطى من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمة اءعطنى بمسئلتى ایاك جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الآخرة واصرف عنى بمسئلتى ایاك جمیع شر الدنیا و شر الآخرة فانه غیر منقوص ما اءعطیت و زدنى من فضلك یا كریم سپس با دست چپ محاسن خود را گرفته و انگشت سبابه دست راست خود را حركت داده و گریه كند و بگوید: یا ذالجلال والاكرام یا ذالنعماء و الجود یا ذالمن حرم شیبتى على النار.

در اول این دعا مى گویى : ((از خداوند امید هر چیزى دارى . و از خشم او نزد هر شرى در امانى )) و از جمله این خشمها مكر خداوند است و ایمنى از مكر خدا از گناهان بزرگ است . بنابراین از این مطلب غافل مشو و قصد تو از عبارت این باشد كه بشرط ((توبه )) امید خیر داشته و خود را از خشم او در امان مى دانى و گویا مى گویى : اى كسى كه براى بندگان خود راهى قرار داده كه اگر از آن راه بروند از خشم او در امان مى مانند. و آن راه همان توبه است . و این فراز دعا امنیت بالفعل از مكر خدا نیست . و همچنین گفتار تو كه مى گویى ((امید هر خیرى را از او دارم )) گویا مى گویى : اى كسى كه براى بندگان خود راهى قرار داده است كه اگر از آن راه بروند به هر چیزى كه بخواهند مى رسند. و این راه همان دعاست .

اگر انسان در این باره كه چرا در این عبارت دعا ((اعطنى جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الآخره )) كلمه جمیع تكرار شد ولى در این عبارت ((واصرف عنى جمیع شر الدنیا و شر الآخره )) این كلمه تكرار نشده است بیندیشد، شاید به این نتیجه برسد كه این اختلاف عبارت به این مطلب اشاره دارد كه شر امرى عدمى است - كه همان دورى از رحمت خدا و محرومیت از بخشایش الهى است - ولى چون خیر امرى وجودى مى باشد، گویا انواع آن بیشمار است . ولى اینكه چرا ((جمیع شر الدنیا؛ تمامى شرهاى دنیا)) در دعا آمده گویا به این جهت است كه شرهاى دنیا براى همه مردم معلوم نیست .

دعا با تمام وجود

بدان كه به كمال اجابت و خیر دعا نمى رسى مگر اینكه باطن و روح و قلب تو نیز متصف به صفات دعا باشد و اتصاف به صفات دعا این است كه باطن و روح و قلب تو دعا كند مثلا وقتى مى گویى : ارجوك لكل خیر (امید به تمام خیرات از جانب تو دارم ) با باطن و روح و قلبت امیدوار به خدا باشى . و هر كدام نیز آثارى دارند كه باید در عملت نمودار شوند. كسى كه امید در باطن و روح او بوجود آمده باشد گویا تمامى وجودش ‍ امید و زندگیش همراه با امید است . و كسى كه با قلبش امیدوار باشد اعمالى كه با اختیار و تصمیم انجام مى دهد بهمراه امید خواهد بود. بنابراین بپرهیز از این كه امید در هیچ جنبه اى از جنبه هایت پیدا نشود. اگر مى خواهى ببینى كه رجاء و امید در تو هست به كارهایت نگاه كن ببین آیا در حركاتى كه از تو سر مى زند، اثر آن كه همان طلب و خواستن است را مى بینى یا نه . فرمایش معصوم (علیه السلام ) را نشنیده اى كه فرمود: ((كسى كه امید به چیزى داشته باشد آن را طلب مى كند)) و واقعا چنین است زیرا اگر در حالات امیدواران اهل دنیا در امور دنیوى بنگرى ، مى بینى آنها اگر از شخص یا چیزى امید خیرى داشته باشند، به اندازه امیدشان آن را از آن شخص یا آن چیزى كه به آن امید دارند، طلب مى كنند. مثلا تاجرى كه تجارت كرده و كارگرى كه كار مى كند همه و همه به این جهت است كه خیر و خوبى را در تجارت و كار مى بینند. و همچنین هر گروهى خواسته هاى خود را از جایى كه امید دارند طلب مى كنند و تا رسیدن به آن از پاى نمى نشینند. ولى اكثر امیدواران بهشت و آخرت و فضل و كرامت خدا چنین نیستند و بهمین علت هیچگاه هم به آرزوى خود نمى رسند. زیرا اگر امید به این امور داشتند، طبق قانون فوق در پى آن مى رفتند. و بهر اندازه امید در انسان پیدا شود، به همان مقدار نیز اثر آن كه همان طلب است بوجود مى آید.

سایر مضامین دعا مثل تسبیح ، تهلیل ، تحمید، تضرع ، خضوع ، ترس ، استغفار و توبه نیز همینطور است . زیرا گاهى حقیقت این صفات در انسان بوجود مى آید و گاهى فقط آن را ادعا مى كنیم ولى فقط زمانى آثار آنها آشكار مى شود كه حقیقت آنها بوجود آمده باشد. و اگر اثر آنها محقق نشد باید بدانیم كه ادعایى بیش نبوده است مثلا اگر گمان مى كنى در باطن و با روح و قلبت خدا را تسبیح مى كنى و او را نیز از تمام نقائص منزه مى دانى ، چرا به وعده او در مورد رزق خود مطمئن نیستى در حالى كه او رزق تو را تضمین نموده است . و زمانى كه او را از شریك منزه مى دانى چرا از اطاعت او از دیگران مى ترسى ؟ و در طاعت دیگران و سرپیچى از فرمان او، از او نمى ترسى ؟

بلكه اگر واقعا مى دانستى كه خداوند دعاى تو را شنیده و باطن تو را مانند ظاهرت مى بیند و تو پرورش یافته و تحت اراده او هستى و او مى تواند تو را پاداش داده یا مجازات نماید، تو را نجات داده یا هلاك كند و تو را قبول یا رد كند، حداقل از گفتن دروغ و ادعاهاى پوچ مى ترسیدى . بنابراین كسى كه مراسم بندگى را اظهار مى كند ولى در باطن اینگونه نباشد و خودش هم این را بداند، مردم مى گویند، او مشغول مسخره كردن است نه عبادت ولى غالبا چنین نیست زیرا عبادت كننده معمولا از باطن خود غافل بوده و بهمین جهت عبادت خود را عبادتى واقعى و غیر صورى پنداشته و نمى داند كه فریب خورده است . بهمین جهت از دسته مسخره كنندگان خارج و وارد گروهى مى شود كه خداوند درباره آنان فرموده است : ورشكسته ترین افراد از حیث عمل كسانى هستند كه مى پندارند كارشان خوب است .

(8) از دعاهاى هر روز ماه رجب دعایى است كه در اقبال از امام صادق (علیه السلام ) روایت نموده است كه حضرت در جواب معلى - كه از او درخواست كرد دعایى به او بیاموزد كه جامع تمام چیزهایى باشد كه شیعه در كتب خود گرد آورده است - فرمودند: اى معلى ! بگو: ((اللهم انى اسئلك صبر الشاكرین لك ...))

(9) دعایى دیگر دعایى است كه باز هم در اقبال از شیخ طوسى در باب دعاهاى هر روز ماه رجب روایت كرده است و آن دعا این است : ((یا من یملك حوائج السائلین ...))

(10) این دعا را نیز در اقبال روایت نموده است : ((اللهم انى اسئلك بمعانى جمیع ما یدعوك به ولاة امرك ...)) و این دعایى است با مضامین عالى كه درهایى از علم براى اهلش از آن گشوده مى شود.

(11) و از دعاهاى مهم دعایى است كه بنابر روایت شیخ ، امام و آقاى ما - جان ما و تمام جهانیان فدایش و درود خدا بر او باد - آن را در مسجد ((صعصعة )) خوانده است . دعاى گرانقدرى كه با ((اللهم یا ذالمنن السابغة )) شروع مى شود.

(12) از دعاهاى مهم دعاهایى است كه ((ابن ابى عیاش )) بنابر آنچه در اقبال است از توقیع مبارك امام عصر (عج ) روایت نموده است .

(13) نیز از كارهاى مهم در این ماه زیارت امام حسین (علیه السلام ) در اول و وسط ماه است .

نمازهاى این ماه

نمازهایى كه در شبهاى این ماه وارد شده است را نباید بطور كلى ترك نمود بلكه نمازهاى آسان آن را كه وقت زیادى نمى گیرد و انسان را از تحصیل علم و سایر اعمال باز نمى دارد باید خواند. و سالك به همین منوال عمل كند تا ایام بیض . و در شبهاى ((ایام بیض )) باندازه نشاط و حال خود نمازها را زیاد كند.

در شبهاى ایام بیض نمازى را كه در آن سوره ((یس ))، ((تبارك )) و ((قل هو الله احد)) خوانده مى شود بخواند. این نماز در اقبال از ((احمد بن ابى العینا)) از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده و فضیلت زیادى نیز براى آن نقل شده است .

و بهتر است در دو شب اول ایام بیض بعضى از نمازهاى مختصرى را كه براى این دو شب روایت شده است ، خوانده و در شب پانزدهم نمازى را كه در اقبال از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است بخواند. امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((در شب نیمه رجب ، دوازده ركعت نماز مى خوانى در هر ركعت حمد و سوره اى خوانده و موقعى كه از نماز فارغ شدى سوره ((حمد))، ((معوذتین ))، ((اخلاص )) و ((آیة الكرسى )) را هر كدام چهار بار مى گویى : سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر سپس مى گویى الله الله ربى و لا اشرك به شیئا ما شاء الله و لا قوة الا بالله العلى العظیم .

اگر توقیفى بود در شب سیزده و چهارده ماه نیز به عبادات همیشگى خود اضافه كرده و همانگونه كه درباره احیاى شب اول گفتیم ، بخاطر مراقبت این شب را تا صبح به عبادت بپردازد و سه روز ((ایام بیض )) را روزه بگیرد.

سیزده رجب

بزرگى این روز بخاطر ولادت خاتم الاولیاء و سرور اوصیا، برادر رسول ، همسر بتول و شمشیر كشیده خدا، امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى باشد. و عقل حكم به مقام بسیار بزرگ این روز مى كند كه با هیچ زبان و قلمى نمى توان آن را بیان نمود. حق اوقات و روزها و بزرگى آن با مقدار ظهور الطاف خدا در آنها اندازه گیرى مى شود. نور ولایت خاتم اولیاء كه شرط و ركن ایمان بلكه روح و خود ایمان و مانند جزء آخر علت تامه ایمان و اسلام است در این روز ظاهر شد و این نعمتى است كه عقلهاى معمولى نمى تواند ارزش آن را درك كنند. زیرا نمى توانند همه نور و كرامت و درجات قرب سراى جاوید آخرت و لذت لقاء و همنشینى با ساكنین ((ملاء اعلى )) و تمام نعمتهاى سراى باقى را كه خداوند آنها را براى اهل ولایت و ایمان آماده نموده است را بفهمند.

گوشه اى از فضایل امیرالمؤ منین (علیه السلام )

اگر شمشیر امیرالمؤ منین نبود، كفار، مسلمین را از بین برده ، و ستونى براى اسلام باقى نمى ماند. كارهاى او در روز بدر و حنین را به یاد آورده و درباره فرمایش رسول راستگو و امین بیاندیش آنجا كه فرمودند: ((تمامى اسلام به جنگ تمامى كفر رفته است )).

دوست ، فضایل او را به خاطر تقیه و دشمن به خاطر بخل پنهان داشت ولى با این وجود فضایل او در شرق و غرب عالم پخش شد. اوست ((نباء عظیم ))، ((صراط مستقیم ))، ((قرآن كریم ))، ((امام مسلمین ))، ((امیرالمؤ منین ))، ((جانشین رسول پروردگار جهانیان ))، ((پیشواى رو سفیدان ))، ((نور آشكار خدا))، ((درِ درخواست از خداى جهانیان ))، ((سیماى خدا در میان تمام اولیایش ))، ((نشانه بزرگ ))، ((دریاى بزرگ ))، ((بت شكن ))، ((شكافنده سرهاى دشمنان ))، ((نور كامل خدا))، ((نابود كننده كفار))، ((در هم كوبنده بدكاران ))، ((معدن اسرار))، ((نور انوار))، و ((مولود كعبه ))، و اوست ((اصل قدیم ))، و((فرع كریم )) و ((امام بردبار)) و اوست ((رشته محكم خدا)) و ((سرپرست دین )) اوست ((صاحب نشانه هاى روشن و معجزه هاى آشكار و درخشان )) و ((نجات دهنده از نابودى )) كسى كه خداوند در آیه صریح خود از او یاد نموده است : و انه فى ام الكتاب لدینا لعلى حكیم اوست ((برادر تنى رسول ))، ((همسر بتول ))، ((شمشیر كشیده خدا))) و ((گوش شنواى او)) اوست ((نگهدارى شده از گناهان ))، ((پاك شده از بدى و از عیب و تهمت ))، ((برادر و جانشین رسول (صلى الله علیه و آله و سلم )))، ((كسى كه شب در بستر او بسر برد (و جان خود را براى او بخطر انداخت )))، ((كسى كه با جان خود او را یارى مى كرد)) و ((كسى كه اندوه را در چهره او از بین مى برد)).

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()