كسى كه خداوند او را شمشیر نبوت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و نشانه اى براى رسالتش و شاهدى بر امتش و بردارنده پرچم لشكرش و حافظ جانش و دستى پرتوان براى او و تاجى براى سر او و درى براى سرّ او و كلیدى براى پیروزى او قرار داد. و اوست ((اسم اعظم خدا))، ((قرآن اكرم ))، ((خانه كعبه ))، ((صفا)) و ((زمزم ))، ((صاحب عصا و نشانه ))، ((مظهر عجایب و غرایب )))، ((ستاره درخشان ))، ((پراكنده كننده لشكر)) و ((مركز دایره مطالب علمى )) اوست ((پدر امامان ))، ((احیاگر دین ))، ((از بین برنده غصه ها))، ((سرور امت ))، ((همت بلند))، ((مالك برگزیدگان ))، و ((پنجمین نفر اصحاب كساء))، ((حمل كننده بیرق ))، ((نقطه باء بسم الله ...)) و ((رفیق پیامبران )) اوست ((معلم جبرئیل ))، ((امیر میكائیل )) و ((حاكم عزرائیل )) اوست ((تقسیم كننده طوبى و سقر)) و ((پدر شبیر و شبر)) اوست ((سرور بشر و كسى كه نپذیرد كافر است )). اوست ((پناهگاه پناه جویان ))، ((فریادرس بیچارگان و حاجتمندان ))، ((حاكم روز قیامت ))، ((محبوب پروردگار))، ((حجت خدا بر اولین و آخرین ))، ((زندگى جهانیان و نور آنان )). اوست ((سرّ اسرار))، ((نور انوار))، ((امام پاكان و امیر مومنان ))، ((ولى جبار))، ((نعمت خدا بر نیكوكاران و انتقام او از بدكاران ))، ((مانند پهلوى خدا و صورت نورانى و نفس وفادار او)) و ((امام ابوالحسن على (علیه السلام ))). بنابراین دوستان او باید روز میلاد او را از شریفترین روزها دانسته و آن را عید بزرگ قرار دهند و بگونه اى شكرگزارى نمایند كه هیچكس از امت پیامبران گذشته و دوره هاى سابق چنین شكرگزارى ننموده باشد. زیرا آنان هیچگاه چنین نعمتى را نداشته اند. و شیعیان نیز باید با شكرى به استقبال این روز بروند كه بالاتر از آن شكرى نباشد زیرا نعمتى در این روز آمده كه تمام نعمتها در مقایسه با آن كوچك است اگر انسان عقل را از حكم كردن و حاكمیت بیندازد، دیگر براى او هیچ چیزى حكمى ندارد و تكلیفى براى او نخواهد بود. و انسان مانند چهارپایان خواهد بود كه مى خورد، لذت مى برد و مواد زائد بدن را دفع مى كند تا مرگ او فرا برسد. اما اگر عقل را حاكم حركات و سكنات خود قرار دهد، عقل او در مورد هر چیز و هر مطلبى حكمى واقعى یا فرضى دارد. و همیشه همینطور است . و ذره اى نیز از حكم كردن نمى ماند. هر چیزى را كه بفهمد نیز از این جهت كه آن را نمى فهمد در مورد آن حكمى دارد. بنابراین اگر عاقل بفهمد كه سرورى از اولیاء خدا باعث شده كه او از عذاب و مجازات بزرگى نجات پیدا كند، عقل حكم مى كند كه باندازه این فایده از او تشكر كند. در حالى كه در دنیاى قبل از بعثت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نورهاى هدایت در دریاى گمراهى محو شده ، آفتاب دین در تاریكیهاى گمراهى ، گرفته شده و ماههاى نورانى دین پشت ابرهاى گمراهى قرار گرفته بود و بازار علم كساد و عقلها فاسد شده بود تا جایى كه بازارى برپا كرده و بزرگان به داشتن صفات و حالات چهار پایان افتخار كرده و دروغ و ادعاهاى بى اساس و پوچ را از كارهاى بزرگ و عالى مى دانستند. كارشان به جایى رسیده بود كه چوبهایى تراشیده و سنگهایى ساخته ، آنها را عبادت كرده و آنها را به منزله پروردگار عالم و خالق مخلوقین قرار داده بودند. و براى عبادت به آن سجده مى كردند و از روى نادانى پرستشگاههائى را براى آن بوجود آورده بودند و با این كارها سزاوار نابودى دائمى و شكنجه جاوید شده و با كفر خود به آتش جهنم و عذابى دردناك نزدیك شده بودند و با انحراف و پیروى از هواى نفس ، باعث خشم خداى رحمان شده و با ستم و كوریشان آتش جهنم را برافروخته بودند، و چه آتشهایى كه بر قبرهایشان روشن ننموده و چه نورهایى را كه براى خود به تاریكى تبدیل نكرده و چه ستمهایى را كه به خاطر نادانى جزو عادات و رسوم قرار ندادند. و چه آسیبهایى را كه بخاطر حماقت خود متحمل نشدند.

با ستم خود شهرها را خراب و بندگان را هلاك نمودند. از شهوات پیروى كرده و نماز را از بین برده ، از طاعت خدا خارج شده و دختران را زنده بگور، پیوندها را بریده و با مالك زندگى و مرگ دشمنى و با پیامبران مخالفت كرده و سزاوار بدترین هلاكتها شده بودند. و در چنین شرایطى خداوند متعال رسولش را فرستاد تا پرچمى براى هدایت بوده و كتاب را بر او فرستاد و او نادانى ها را با آن از بین برده و هدایتها را انتشار داد و كمالات را با آن كامل و نماز را با آن زنده و گمراهیها را با آن از بین برده و عقلها را با آن جمع و علوم را با آن كامل و نور را با آن تمام كرد؛ تا جایى كه مردم را به راه راست هدایت كرده و آنان را در مسیر هدایت قرار داد. رسولى كه نور و كتابى آشكار از جانب خدا آورد؛ كتابى كه ((خداوند با آن كسانى را كه در پى بدست آوردن رضایت او باشند، به راههاى سلام هدایت نموده ، با اذن خود آنان را از تاریكیها به نور برده و به راه راست هدایت مى كند.)) شریعت كاملى را ایجاد و حكمت نافذى آورد تا جایى كه براى تمام حركات و سكنات انسان احكام خاصى را كه انواع حكمتها و مصالح در آن لحاظ شده بود، بیان كرد. و براى امت خود تمام چیزهایى را كه آنها را به خدا و بهشت نزدیك و از جهنم دور مى كند، حتى ((دیه خراش )) را بیان كرد. و از هیچ چیزى و هیچ حالى خواه كلى باشد یا جزئى پست یا مهم ، بزرگ یا كوچك نگذشته ، مگر اینكه براى آن احكامى مطابق با حكم خداوند حكیم با اقتضاى حكمت نافذش - كه عقل و اندیشه حكیمان به كنه آن نمى رسد - قرار داده است . و بدین ترتیب شریعت كامل و تمام و جامعى شامل حكم ظاهر و باطن و تدبیر دین و دنیا آورده است تا جایى كه براى پست ترین حالات انسان كه تخلّى است نیز احكام و مصالح و پندها و ذكرها و دعاهایى بیان كرده كه عاقل در حیرت فرو رفته و عقلها در شگفتى مى افتند مثلا در هنگام ورود به مستراح حكم كرده است كه اول پاى چپ را گذاشته - زیرا در جایى وارد شده كه مناسب با پاى چپ است - و هنگام خروج پاى راست را مقدم كند - زیرا خروج از جاى پست با پاى راست مناسب است .

و خلاصه در زمان او و جانشینانش علومى پخش شد كه شرق و غرب را پر مى كند. علومى از قبیل فقه ، اخلاق و معارف و حكمت را در میان امت خود در مدت كمى كامل نمود بطورى كه حكمت كسانى كه قبل از او و در زمان طولانى بودند به آن مقدار نمى رسد. و شریعت و حكمت و نورى آورد كه جهانیان را در مدت كوتاه عملهایشان به بالاترین درجات كمال و زیباترین جلوه هاى دوستى با خداوند متعال مى رساند.

و اگر انسان نعمت بعثت را بهمین مقدار كه بیان كردم ، بفهمد - گرچه آنچه را كه گفتیم قطره اى از دریاى حقایق بعثت نیز نیست - و بداند كه امیرالمؤ منین (علیه السلام ) براى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) برادر و وزیرى بود مانند نسبت هارون به موسى - مگر این كه بعد از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) پیامبرى نیست - و درِ شهر علم رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) بود و اسلام با شمشیر او برپا و هدایت با تعالیم او میسر بود و خداوند در كتابش او را به منزله نفس ‍ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) معرفى نموده و ولایت او را پایه اى براى اسلام و شرطى براى ایمان قرار داده بود، گوشه اى از بزرگى این روز را فهمیده و رایحه اى از بلندى مقام آن را استشمام مى نماید. بنابراین باندازه شناخت نعمت شكر آن واجب مى شود. از كارهایى كه موجب شكر است بزرگداشت این روز با قلب و روح است . و كسى كه مكانى را داراى مقام بلند یا زمانى را شریف بداند باید با او به اندازه شرفش معامله كند و اولین كارى كه مى كند این است كه آن را ضایع نكرده و مهمل نگذارد. بلكه با تمام شرافتى كه براى آن معتقد است با آن روبرو شود. و شرافتى بالاتر از شرف عبادت خدا همراه با اخلاص نیست ؛ كه این عبادت شامل روزه ، نماز، انفاق در راه خدا بزرگداشت حرمات و گرامیداشت شعائر الهى و زینت كردن با ذكر و فكر در باطن ، و شادى و سرور در صورت ، و لباس تمیز در پوشش ، و زیارت آن حضرت (علیه السلام ) و عرض تبریك به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) و به امامان بطور عمومى و به صاحب الزمان - ارواحنا و ارواح العالمین فداه - بطور مخصوص و ذكر گوشه اى از فضایل آن حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى باشد.

و این روز را با آنچه درباره بپایان بردن روزهاى شریف گفتیم یعنى تسلیم اعمال به حامیان و نگهبانان روز براى اصلاح آن ، به پایان برساند.

روز پانزدهم و قسمت دوم نماز سلمان رحمه الله

از كارهاى بسیار مهم در این روز خواندن ده ركعت از نماز سلمان محمدى (صلى الله علیه و آله و سلم ) است . كیفیت این نماز همانطور است كه در روز اول ماه خواند؛ ولى فرقش با روز اول این است كه بعد از سلام هر دو ركعت نماز، دستهاى خود را به دعا بلند كرده و بجاى دعایى كه در روز اول ماه گفتیم این دعا را مى خواند لا اله الا الله وحده لا شریك له ، له الملك و له الحمد یحیى و یمیت و هو حى لا یموت بیده الخیر و هو على كل شى ء قدیر الها واحدا اءحدا فردا صمدا لم یتخذ صاحبة و لا ولدا سپس دستهاى خود را به صورتش مى كشد.

این روز از روزهاى مخصوص و شریف است : سرور ما در اقبال با استناد به ((ابن ابى عیاش )) روایت كرده است كه گفت : ((حضرت آدم (علیه السلام ) عرضه داشت خداى من ! چه روزها و و اوقاتى را بیشتر دوست دارى ؟ خداوند متعال به او وحى كرد: اى آدم ! محبوبترین اوقات پیش من روز نیمه رجب است . اى آدم ! در این روز با فرمانبردارى و میهمانى كردن ، روزه ، دعا، استغفار و گفتن ((لا اله الا الله )) به من به نزدیكى بجوى . اى آدم ! مشیت من بر این تعلق گرفته است كه یكى از فرزندان تو را - كه مهربان ، كریم ، دانا، بردبار و بزرگ بوده و از بداخلاقى ، خشونت و تندخویى بدور است - به پیامبرى برانگیخته و روز نیمه رجب را به او و امتش اختصاص دهم . در این روز چیزى از من نمى خواهند مگر این كه به آنها عطا مى كنم و از من بخشش گناهان نمى خواهند مگر اینكه آنان را مى بخشم . روزى از من نمى خواهند مگر این كه آنها را روزى مى دهم . از من نمى خواهند جلو لغزششان را بگیرم مگر این كه این كار را انجام مى دهم . از من بخشش نمى خواهند مگر این كه آنها را مى بخشم . اى آدم كسى كه روز نیمه رجب را روزه گرفته و ذاكر و خاشع بوده و از فرج خود محافظت نماید و از مال خود صدقه دهد، پاداشى جز بهشت نزد من ندارد. اى آدم به فرزندانت بگو خود را در رجب حفظ كنند زیرا گناه در آن بزرگ است .

بعد از اینكه عاقل فهمید این روز در نزد خدا چه ارزشى دارد، باید به خود رحم كرده و نگذارد این سرمایه بزرگ براى جبران حالتهاى سابق و كوتاهیها و تقصیرات گذشته ، از دستش برود. زیرا مى تواند در یك روز گذشته و آینده خود را اصلاح كند. و باید مانند دوستى دلسوز به خود بگوید: چرا در این اندرز و نصیحت الهى تاءمل نمى كنى ! اندرزى كه اگر به آن عمل كنى ، تو را از آتش جهنم و شكنجه دردناك رها و از تاریكیها به نور مى برد. متوجه باش خداى بزرگ تو را به مجلس رحمت و امان و بخشش پادشان و سلطان و عطاى خلعتها و هدایا و اسناد فضل و امتیاز فرا خوانده و تو را در مجلس دوستان خود حاضر كرده و تو را براى رفاقت دوستان صمیمى و برگزیدگان خود برگزیده و در وعده هاى خود تصریح كرده كه با استغفار تو را مى بخشد. پس در استغفار كوتاهى نكن و بكوش در استغفارت صادق بوده و بپرهیز كه استغفار را تبدیل به استهزاء نمایى . براى دعاى تو وعده اجابت داده است . بنابراین به خواندن الفاظ و كلمات دعا بسنده نكرده و حال دعا را نیز در خود به وجود آور. زیرا گاهى انسان فقط الفاظ دعا را مى خواند و خیال مى كند واقعا دعا كرده است .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()