مهمترین چیز در دعا شناخت خدایى كه به درگاه او دعا مى كنیم و امیدوارى به اجابت اوست . اغلب مردم در شناخت خداوند دچار تنزیه صرف مى شوند كه ملازم با انكار خداوند است . عده اى نیز خیال مى كنند خداوند چیز توخالى است كه بر همه چیز احاطه داشته و در بالاى ستارگان قرار دارد و بهمین جهت خدایى را كه در مكان بالایى قرار دارد مى خوانند یا گمان مى كنند كه خود و عالم بى نیاز و قائم به نفس هستند. خلاصه این كه مهمترین چیز در دعا كامل نمودن شرایط آن است و كمال شرایط به این است كه خداوند متعال را به طور اجمال و بگونه اى شناخته كه در خور دعاكننده باشد. و این شرط را حتما باید دارا باشد. و هنگام دعا او را حاضر ببیند بلكه دعاى خود را هم كه بر زبانش جارى شده است از ناحیه خدا بداند؛ به او خوش گمان بوده و به اجابت او در صورتیكه مضمون دعا بصلاح باشد امیدوار باشد.

در اول دعاى خود تعدادى از اسامى جمالیه خدا یا آنچه با دعایش ‍ مناسب است را بگوید؛ مدح و ثناى الهى را بجا آورده و سپس هفت بار ((یا ارحم الراحمین )) گفته و به گناهان و عیوب خود و سزاوار نبودنش براى اذن در دعا و اجابت آن اقرار كند. سپس بر محمد و آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) صلوات بفرستد؛ به آنها متوسل شده و خداوند را در اجابت دعا به حق آنان قسم بدهد. و نیز مطلوب خود را جداگانه نگفته و آن را شرط یا قید یا صفتى براى صلوات آنان قرار دهد. بهتر است مثلا بگوید: بر آنها صلوات بفرست صلواتى كه گناهان مرا بخاطر آن ببخشى . سپس دعایش را با صلوات و با گفتن ((ما شاء الله لا قوه الا بالله )) به پایان برساند. نیز هنگام دعا گریه كند گرچه اشك او به اندازه سر سوزنى باشد. و حتما تمام این مطالب را چهار بار تكرار كند. زیرا خدا گداى لجوج را دوست دارد. و براى دعا شرایط دیگرى نیز هست كه در جاى خود گفته شده .

خلاصه سالك باید اعتقاد به راستى وعده هاى خداى متعال را در خود تقویت نماید. و در مورد این وعده ها و بزرگى این سعادت فكر كند. و متوجه این باشد كه این روز و این مقام محال است كه دو بار در سال بوجود بیاید. و هیچ اطمینان و گمانى نیست كه در سال آینده چنین روزى را درك كرده و بتواند تقصیرات خود در این روز را جبران نماید. و هنگامى كه این توجه را در خود بوجود آورد، نخواهد گذاشت این روز بدون بهره از دست برود. بخصوص كه شدت احتیاج خود را به مانند آن در بامداد فردا مى بیند هنگامى كه در پیشگاه پادشاه جبار براى حساب حاضر شود. روزى كه بزرگتر از آن ، نیست . و اگر توانست باید دعاى استفتاح را با شرایط آن بجا بیاورد و اگر نتوانست حتما دعاى تنها را بخواند و امام حسین (علیه السلام ) را زیارت كند.

بهتر است چهار ركعت نماز و دعاى پس از آن را كه امیرالمومنین خواند، بخواند. دعایى كه اول آن چنین است : ((یا مذل كل جبار!)) و سپس ‍ حاجات خود را بخواهد. و در طول روز بیاد داشته باشد كه این روز از امورى است كه مخصوص به این امت بوده و بخاطر این اختصاص و كسى كه به خاطر او این اختصاص بوجود آمده است ، خداى را شكر نماید و بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) و آل او بسیار صلوات فرستاده و دعاى زیادى به آنها بكند. و روز خود را با آنچه روزهاى شریف را با آن به پایان مى رساند و بارها گفته شد، به پایان برساند.

سرور مراقبین (قدس سره ) در اینجا توضیحاتى در مورد روایت دعاى استفتاح داده و عنایات این رویداد مبارك و مراقبات با ارزشى را در این زمینه ذكر كرده است . براى توضیح بیشتر مى توانید به كتاب اقبال مراجعه نمایید. و حتما مراجعه نمایید زیرا فواید زیادى براى اهل آن دارد. گرچه براى غافلین بى ارزش است .

بیست و هفتم رجب

بعد از روز پانزدهم به منزل دیگرى از منازل رجب و شریفترین آنها بلكه شریف تر از تمام روزها و شبها، یعنى روز و شب بیست و هفتم رجب مى رسیم .

شب بیست و هفتم

در كتاب اقبال از ((محمد بن على الطرازى )) در كتابش از امام جواد (علیه السلام ) روایت نموده كه فرمودند: ((در رجب شبى است كه براى مردم بهتر است از هرچه كه خورشید بر آن تابیده است و آن ، شب بیست و هفتم است كه پیامبر در صبح آن به پیامبرى برانگیخته شد. اگر كسى از شیعیان ما در این شب عامل باشد مانند پاداش عمل شصت سال براى او خواهد بود - خداوند به تو شایستگى دهد گفتند: عمل در آن چیست ؟ فرمود: هنگامى كه نماز عشا را بجا آورده و خوابیدى و بیدار شدى - قبل از نیمه شب باشد یا بعد از آن - دوازده ركعت نماز - بصورت نمازهاى دو ركعتى - بجا مى آورى و در آن دوازده سوره از سوره هاى كوچك مفصل (از سوره محمد تا پایان قرآن ) مى خوانى و هنگامى كه دوازده ركعت نماز را خواندى و سلام دادى هفت بار سوره ((حمد))، هفت بار ((معوذتین ))، هفت بار ((قل هو الله احد))، هفت بار ((قل یا ایها الكافرون ))، هفت بار ((انا انزلناه ))، و هفت بار ((آیة الكرسى ))، مى خوانى و بعد این دعا را مى خوانى : الحمد لله الذى لم یتخذ صاحبة و لا ولدا... و سپس هرچه مى خواهى از خدا بخواه - زیرا چیزى نمى خواهى مگر این كه اجابت مى شود مگر این كه گناه یا قطع رحم یا هلاك گروهى از مومنین را بخواهى .

و فرداى آن را روزه مى گیرى زیرا روزه این روز ثواب یك سال روزه را دارد. و اگر مانعى پیش آمد كه او را از این عمل باز داشت نمازى را كه در شب نیمه رجب روایت كردیم بخواند زیرا آن نماز در این شب هم وارد شده است .

درك حق شب و روز مبعث

و مهمترین مطلب ، فهمیدن حق این شب و روز است . و این مطلب از آنچه درباره نعمت وجود رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) و نعمت بعثتش ، در روز ولادت امیرالمومنین (علیه السلام ) گفتیم ، فهمیده مى شود زیرا كسى بالاتر از رسول خدا نیست . او سرور تمامى مخلوقات و شریفترین و نزدیكترین آنها به خدا و محبوبترین آنها نزد خداست . اوست ((نور اول ))، ((حجاب اقرب ))، ((عقل اول ))، و ((اسم اعظم )) و هیچ پیامبر و فرشته نزدیكى به خدا، نمى توانند به این صفات برسند و اوست رحمتى براى جهانیان . بنابراین باندازه شرف وجود او كه شریفترین موجودات است و باندازه خیرات مبعث شریفش ، شرف این روز و نور و خیر و بركات آن بیشتر مى شود. و بهمین اندازه حق شكر آن براى امت و شیعیانش در نزد عقل بیشتر مى شود. اى عاقل ! فكر كن آیا آنچه را گفتیم قبول دارى ؟ اگر قبول دارى باید جدیت كنى و احتیاج به تشویق ندارى . زیرا خیر خود بخود انسان را مجذوب مى كند و اگر قبول ندارى یا باید از عقاید اهل اسلام خارج شده یا خود و قلبت را اصلاح كنى تا ایمان پیدا كنى ولى گمانم این است كه كوتاهى اغلب مسلمین در این موارد به جهت قبول نداشتن و بى ایمانى نیست - پناه بر خدا - بلكه بخاطر غوطه ور شدن در زیباییهاى این دنیاى پست و فریب خوردن از آن است . آنقدر سرگرم رقابت براى بدست آوردن مادیات شده اند كه از این امور غافلند و تا دیدار قبر از این سرگرمى باز نمى ایستند. یاد دنیا دلهاى آنان را از یاد خدایشان و فهم مبداء و معادشان باز داشته است .

خلاصه سالك باید با تمام توان سعى كند این روز آنچنانكه باید بزرگ داشته شود و نعمت بعثت و نور و بركات و بزرگترین سعادتها و خیراتى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آورده است را آنگونه كه باید، بفهمد. و اگر ببیند خوشحالى او در جشن و سرور دنیایى بهمین اندازه یا بیشتر است ، باید پستى نفس و وارونگى قلب خود را اصلاح نموده و از صفات حیوانى و عالم طبیعت فاصله گرفته و خود را به عالم نور نزدیك نماید.

روز بیست و هفتم

از كارهاى مهم در این روز، روزه ، غسل ، زیارت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و زیارت امیرالمومنین با زیارت مخصوص و ارزنده اى كه براى این روز وارد شده است مى باشد.

و همینطور نمازى كه در كتاب اقبال روایت شده كه قبل از ظهر خوانده مى شود. این نماز دوازده ركعت است در هر ركعت حمد و هر سوره اى كه توانستى مى خوانى و بین هر دو ركعت مى گویى : الحمد لله الذى لم یتخذ... و هنگامى كه از نماز و دعا فارغ شدى ((حمد))، ((قل هو الله ))، ((قل یا ایها الكافرون ))، ((معوذتین ))، ((انا انزلناه فى لیلة القدر)) و ((آیة الكرسى )) را هر كدام هفت بار مى خوانى سپس هفت بار مى گویى : لا اله الا الله و الله اكبر و سبحان الله و لا حول و لا قوة الا بالله و هفت بار مى گویى : ((الله الله ربى لا اشرك به شیئا)) سپس براى هرچه خواستى دعا مى كنى .

و نیز از اعمال مهم در این روز خواندن دعاهاى زیر مى باشد. كه یكى با این عبارت ((یا من امر بالتجاوز)) و دومى با این عبارت ((اللهم انى اسئلك بالتجلى الاعظم )) شروع مى شود.

سید قدس سره در كتاب اقبال درباره ارزش نعمت بعثت توضیحاتى داده است كه مى توان به آن كتاب مراجعه نمود.

انسان باید در مورد ایام جاهلیت و دوره قبل از بعثت اندیشه كند و ببیند مردم به كجا رسیده بودند. عده اى یهودى ، عده اى مسیحى و عموم مردم بت پرست بودند. احكام اسلام را ترك كرده ، از اخلاق انسانى جدا شده و با خلق و خوى درندگى و صفات حیوانات خو گرفته بودند. كارشان به جایى رسیده بود كه دختران را زنده بگور كرده و بدین طریق پیوندها را مى بریدند. به چیزهاى باطل افتخار كرده ، از عدل جدا شده و حقوق یكدیگر را از بین مى بردند. قدرتمندان را بر ناتوانان مسلط نموده انسانهاى شریف را از بین برده ، با علماء دشمنى كرده و از حكیمان وحشت داشتند. بساط علم را برچیده ، خوبى بردبارى و علم را انكار كرده ، قطع رحم نموده و شبیه چهارپایان شده و قمار مى كردند؛ شراب نوشیده عقل خود را زیر پا گذاشته و فرزندان خود را مى كشتند. شهرها را خراب كرده نیكیها را فراموش نموده ، شریعتهاى الهى را از بین برده ، سرمایه ها را نابود كرده و مرتكب كارهاى زشت مى شدند.

خودپسندى و تكبر در میان آنها رواج پیدا كرده و به بى صبرى افتخار مى كردند. فحشاء و منكرات را روش خود ساخته و سخنان باطل (مانند دروغ ، شهادت ناحق ) مى گفتند پیامبران را كشته و اولیاى خدا را از میان خود بیرون مى كردند. بدكاران را حاكم بر خود نموده و كسانى را كه اصل و نسب درستى نداشتند اطاعت مى نمودند. شیطان را عبادت ، خدا را بخشم آورده و آتش دوزخ را بر افروخته بودند. و در اثر این امور امواج خشم و غضب پروردگار به تلاطم آمده و نزدیك بود عالم نابود شده و تازیانه غضب خدا آنها را به جهنم براند. یا همانطور كه مشغول كارهایشان هستند آنان را در هم كوبیده و نابود كند. چیزى نمانده بود كه آتش بر آنان فرود آمده و آنان را بسوزاند. یا در زمین فرو روند یا باران سنگ بر آنها ببارد یا تبدیل به خوك شده یا به عذاب و مجازات و بلا و بدبختیهاى دیگرى گرفتار شوند كه عنایت پروردگار براى تمام كردن حجت و كامل كردن رحمت شامل حالشان گردیده و خاتم پیامبران (صلى الله علیه و آله و سلم ) را با فضایلى كه گفتیم برانگیخت تا رحمتى براى جهانیان و نشانى براى هدایت باشد. آنها را از تاریكیها خارج كرده و به نور رساند. نادانى آنان را به علم ، گمراهیشان را به هدایت ، هلاكتشان را به نجات ، ستم آنان را به عدل و كم خردیشان را به عقل ، نیاز آنان را به بى نیازى ، ذلتشان را به عزت ، خرابیشان را به آبادانى و خوارى آنان را به سلطنت مبدل نموده و كفرشان را به ایمان ، جهنمشان را به بهشت ، تاریكى آنان را به نور و ترسشان را به امنیت ، نومیدیشان را به امیدوارى ، اسارت آنان را به رهایى و بندگى آنان را به آزادگى تبدیل نماید.

در یك كلام براى آنها رسولى درس نخوانده و از خودشان بر انگیخت تا آیات الهى را بر آنان خوانده ، آنها را تزكیه نموده و كتاب و حكمت را به آنان آموزش داده و آنان را از این گمراهى سخت نجات دهد.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()