وقتى كه امیرالمؤ منین بازگشت ، شبانگاه به دیدار او رفتم . فرمود چرا آمدى ؟ گفتم : براى دعاى خضر؛ فرمود: بنشین كمیل ! اگر دعا را حفظ كنى و در شبهاى جمعه ، یا ماهى یك بار، یا سالى یك بار، یا در تمام عمر یك بار با آن دعا كنى ، باعث كفایت ، یارى ، رزق ، و آمرزش تو خواهد شد. كمیل ! به خاطر این كه مدتى طولانى با ما بوده اى باید آنچه را كه خواستى به تو بدهیم ، سپس فرمود: بنویس : اللهم انى اسئلك برحمتك التى وسعت كل شى ء...

سالك باید این دعا را با حضور قلب بخواند، باید بداند چه مى گوید.

و چیزهایى را كه با حال خود سازگار نیست ، نباید بگوید. و موقعى كه مى گوید: ((پروردگار و آقا و مولایم ! فرض كن عذابت را تحمل كردم ، جدائیت را چگونه تحمل كنم ؟)) سعى كند كه در این دعا كه جدایى از پروردگارش از عذاب جهنم برایش سخت تر است ؛ راستگو بوده و راضى نشود در چنین حالى ، به خدایى كه عالم به پنهانى هاست ، دروغ بگوید؛ و با این عمل حكومت خدا را سبك شمارد.

كسى كه مى خواهد در این ادعا راستگو باشد، باید معنى وصل شدن به خدا را - گرچه اجمالا - بداند تا بتواند ادعا كند كه جدا شدن از این نعمت و سرور براى او سخت تر از عذاب خداست ؛ و نیز درباره ماهیت هر چیزى كه در دعا و مناجاتش از خدا مى خواهد فكر كند تا دعایش ‍ مناجاتى واقعى باشد و طورى نباشد كه معنى دعایى را كه مى خواند، نداند. و از این جمله كه در اواخر دعایش مى گوید، غافل نشود: ((و اجتمع فى جوارك مع المؤ منین ؛ تا در همسایگى تو با مؤ منین باشم )) و كسى كه در مناجات خود غافل باشد و فراموش كند كه چه مى خواهد و چه كسى را صدا مى زند، خطر بزرگى او را تهدید مى كند.

(9-زیارت امام حسین (علیه السلام ) در بارگاه شریف یا از مكانهاى دور. زیارت آن حضرت (علیه السلام ) نماز و عمل مخصوصى دارد كه در كتاب اقبال آمده است . و كسى كه او را زیارت كند، مانند كسى است كه خدا را در عرش او زیارت كرده باشد.

علاوه بر زیارت ، بنده مراقب باید بیندیشد كه چرا خداوند متعال این همه ثوابهاى بزرگ براى زیارت امام حسین (علیه السلام ) قرار داده است ، بگونه اى كه اعلام نموده زیارت او بعد از شهادت او و در آرامگاهش ‍ مانند زیارت خدا در عرش مى باشد. و همه نمى توانند به علت این مطلب پى ببرند. حتى سید و دانشمند بزرگوار ((سید مهدى بحرالعلوم )) علت آن را از شیخ بزرگ و عارف ((شیخ حسین )) معروف به ((نجف )) مى پرسد. و سؤ ال مى كند چرا در روایات این همه ثواب براى زائر امام حسین (علیه السلام ) و گریه كننده بر او وارد شده و عقل چگونه مى تواند این همه پاداش را براى این اعمال كم و كوچك بپذیرد؟ شیخ جواب مى دهد: امام حسین (علیه السلام ) با تمام مقامهایى كه داشت مخلوق و محتاج و بنده خدا بود و با این حال تمام وجود خود را اعم از مال ، مقام ، آبرو، برادران ، فرزندان كوچك و بزرگ ، جان و حتى بدن خود را بعد از كشته شدن ، به خاطر دوستى و رضایت خدا داد. و فكر مى كنى اگر خداوند تمام دارایى خود را به امام حسین (علیه السلام ) بدهد زیاد باشد. در اینجا سید به این جواب قانع شده و گفت : جواب خوبى است . و نیز درباره حكمتهایى كه در قضا و قدر خداوند در شهادت امام حسین (علیه السلام ) بوده اندیشیده و بفهمد كه مثلا شهادت او (علیه السلام ) سببى براى نجات امت و كفاره گناهانش بوده و وسیله اى براى رسیدن به درجات عالى و راه نزدیكى براى شناخت مقام امامشان بوده است . صرف نظر از ثوابهایى كه به خود آن حضرت عنایت فرمود و او را به برترین درجات رسانید.

و نیز با تفكر خود به این نتیجه برسد كه یكى از توابهاى عالى و مقامهاى بزرگ ، كه براى دوستان خدا آماده شده زیارت خداست ، تا مشتاق آن شده و آن را هدف قرار داده و براى بدست آوردن آن همت كرده و براى رسیدن به آن اشتیاق زیادى در او بوجود آید تا در دعاى خود كه مى گوید: وهبنى صبرت على عذابك فكیف اصبر على فراقك ؛ فرض كن عذابت را تحمل كردم ، جدائیت را چگونه تحمل كنم ؟ راستگو باشد.

(10-سجده و گفتن ذكرهاى آن كه از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده همراه با حضور قلب و با توجه به معانى و دروغ نگفتن در آنچه مى گوید. همچنین خواندن دعاهایى كه براى بین ركعتهاى نماز شب در كتاب اقبال روایت شده . و نیز غفلت نكردن از دعاى گرانقدرى كه در نماز وتر یا بعد از آن خوانده مى شود.

(11-محاسبه اعمال این شب . گمان مى كنم اگر با آگاهى و خوب حساب كند - بخصوص اگر از هدایت خدا در این مورد كمك بگیرد - باندازه اى از عمل خود استغفار مى كند كه اگر این شب را خوابیده بود، این مقدار استغفار نمى كرد؛ چون فقط مخلصها از آفتهاى عمل مصون هستند و مخلصها را نیز خطر بزرگى تهدید مى كند و اگر فرض شود عمل او بدون آفت است باید قیمتى بر آن گذاشته و آن را با یكى از كوچكترین نعمتهایى كه خدا به او داده ، مقایسه كند، و ببیند، اگر با ترازوى عدل بسنجد، آیا با این اعمال توانسته است شكر خدا را بجا آورد. و اگر ببیند، در اعمالش ، كوتاهى كرده یا آفتى دارد، با توسل به نگهبان شبش كه از معصومین (علیهم السلام ) مى باشد، آن را جبران كرده و با اهداى سلام به او عرض كند: ((اى كسى كه خداوند تو را از میان بندگانش انتخاب كرده ، و نگهبانى و حامى آنان نموده ، تو را به این انتخاب سوگند مى دهم كه با چشم رحمت به بدبختى من نگریسته و به سستى ، نادانى ، بى چیزى ، ورشكستگى ، ندارى و بلایم رحم كنى و از خدا بخواهى من را قبول و از من خوشنود شود و مرا در این شب در حاجت و دعایت ، و شفاعت و شیعیانت ، وارد نمایى و نیز از خدا بخواهى خیر و ارشاد خود را نصیبم كند؛ مرا تقویت كرده و موفق كند و تمام خیرهاى دینى و دنیایى و آخرتى را به من عنایت كند. بزرگوار هستى و بزرگوارى را دوست دارى و از جانب خدا ماءمور به پناه دادن مى باشى . در پایان پذیراییت از من ، از خدا بخواه شناخت ، دوستى ، نزدیكى و خوشنودى خود را به من عطا كرده و مرا در دنیا و آخرت به شما ملحق كند و از شیعیان نزدیك و دوستان قدیمى شما بگرداند. تمام این كارها بدست اوست . درود خدا بر شما. آنچه خدا بخواهد (همان شود) و هیچ نیرویى بجز خدا نیست .))

و آنگاه اگر خواست ، مى تواند شبش را با سجده به پایان برساند.

آخرین جمعه شعبان

یكى دیگر از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك الى الله آخرین جمعه آن است . از كتاب ((عیون )) از ((عبدالسلام بن صالح هروى )) نقل شده كه مى گوید: در آخرین جمعه شعبان به دیدن ابى الحسن على بن موسى الرضا (علیه السلام ) رفتم ، حضرت فرمودند: ((ابا صلت ! بیشتر شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است ؛ كوتاهى گذشته خود را در این ماه جبران كن بسیار دعا و استغفار كن و خیلى قرآن بخوان ؛ و از گناهانت توبه كن ، تا وقتى ماه رمضان مى آید مخلص براى خدا باشى و هیچ كینه اى از مؤ منى در دلت نباشد مگر این كه آن را از بین ببرى و از هر گناهى كه انجام مى دهى ، دست بردار. تقواى خدا را پیشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن ((و كسى كه به خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود.)) و در باقیمانده این شهر این دعا را زیاد تكرار كن : اللهم ! ان لم تكن غفرت لنا فى ما مضى من شعبان ، فاغفر لنا فى ما بقى منه ؛ خدایا اگر در این مدت كه از شعبان گذشته ، ما را نبخشیده اى ، در مدتى كه از آن مانده ما را بیامرز؛ زیرا خداوند متعال باحترام ماه رمضان ، در این ماه افراد زیادى را از آتش رها مى كند.))

این فرمایشات حضرت (علیه السلام ) پیام و دستورالعملى براى اهلش ‍ در این مورد و تمام موارد مانند آن است . بنابراین آن را حفظ كرده ، غنیمت بدان و به آن عمل كن .

سه روز آخر شعبان

روزه این سه روز براى كسى كه تمام این ماه را روزه نگرفته ، فضیلتى دارد كه سزاوار نیست مراقب آن را ترك كند. صدوق از امام صادق (علیه السلام ) روایت نموده است : ((كسى كه سه روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به ماه رمضان وصل كند، خداوند روزه دو ماه پى در پى براى او مى نویسد.))

اعمال و مراقبات آخر ماهها بجهت اصلاح آنچه كه در تمام ماه از بین برده غیر از اعمالى است كه در اینجا گفتیم ؛ چنانچه در تمام ماهها به اعمال آخر ماه اشاره كردیم .

یكى از اعمال مهم ماه رمضان در شب آخر شعبان است و آن دعایى است كه در كتاب اقبال براى این شب و شب اول ماه رمضان ، روایت نموده است . و اهل آن تكلیف آمادگى براى وارد شدن در میهمانى خداوند متعال را بتفصیل از این دعا مى فهمند.

فصل دهم : مراقبات ماه مبارك رمضان

از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) روایت شده است : ((نگویید رمضان ؛ زیرا نمى دانید رمضان چیست ؛ و اگر كسى گفت ، باید صدقه داده و روزه بگیرد. بلكه همانطور كه خداوند فرموده است بگویید ماه رمضان .))

از اعمال مهم سالك در این ماه بزرگ شناخت حقیقت این ماه - در این ماه خداوند رهروان این ماه را با دعوت به میهمانى این ماه گرامى داشته و این ماه ماه میهمانى خداست - و سپس فهمیدن معنى روزه و مناسبت آن با میهمانى خداست . آنگاه تلاش و كوشش براى بدست آوردن اخلاص ‍ در كردار و رفتارهایى است كه مطابق با رضایت صاحبخانه است .

فواید گرسنگى

گرسنگى فواید بیشمارى در جهت تكمیل نفس و شناخت خداوند براى سالك دارد. روایات زیادى در فضایل گرسنگى وارد شده است كه بد نیست در اینجا اشاره اى به آنها و سپس به فلسفه و حكمت گرسنگى داشته باشیم .

از پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است : ((با تشنگى و گرسنگى با نفسهایتان مبارزه كنید همانا پاداش این كار همانند پاداش مبارزه در راه خداست . و عملى دوست داشتنى تر از گرسنگى و تشنگى در نزد خدا كسى است كه گرسنگى بیشترى كشیده باشد و در خداوند متعال تفكر بیشترى نموده باشد.)) و به اسامه فرمودند: ((اگر مى توانى در حال گرسنگى و تشنگى ملك الموت را ملاقات كن تا به بالاترین مقامها و جاها رسیده و با پیامبران هم منزل شوى و ملائكه از دیدن روحت شادمان شوند و خداوند بر تو درود فرستد.)) نیز فرمودند: گرسنگى بكشید و بر بدنهایتان سخت بگیرد شاید دلهایتان خداوند متعال را ببیند. در حدیث معراج خداوند پرسید: اى احمد! آیا آثار روزه را مى دانى ؟ پاسخ داد: خیر. خداوند فرمودند: نتیجه روزه كم خورى و كم گویى است . و آن حكمت را به ارمغان مى آورد و حكمت معرفت را در پى دارد و معرفت یقین را. و وقتى كه بنده اى به یقین رسید باكى ندارد كه چگونه روزگار را سپرى كند. در سختى یا آسانى و این مقام خوشنودهاست . و هر كس طبق خوشنودى من رفتار كند، سه خصلت را به او مى دهم : شكرى كه نادانى همراه آن نباشد، یادى كه فراموشى نداشته باشد و دوستیى كه دوستى من را بر دوستى آفریدگانم ترجیح ندهد. هنگامى كه او من را دوست داشت ، من هم او را دوست خواهم داشت ؛ دوستى او را در دل بندگانم انداخته و چشم قلب او را به عظمت جلالم مى گشایم و علم آفریدگانم را از او پنهان نمى دارم ؛ در تاریكى شب و روشنایى روز با او مناجات مى كنم تا آنجا كه سخن گفتن و همنشینى او با بندگانم قطع شود و كلام خود و فرشتگانم را به گوش او مى رسانم و اسرارى را كه از بندگانم پنهان كرده ام براى او آشكار مى كنم ...؛ عقل او را غرق در شناخت خود كرده و درك او را بالا مى برم ؛ مرگ را بر او آسان مى كنم تا وارد بهشت شود و وقتى كه ملك الموت او را ملاقات كند، به او مى گوید: آفرین بر تو و خوشا به حالت ! خوشا به حالت ! خداوند مشتاق تو است ... خداوند مى گوید: این بهشت من است ، در آن بخرام و خوش ‍ باش و در همسایگیم ساكن شو. روح انسان مى گوید: خدا یا خود را به من شناساندى و با این شناخت از جمیع آفریدگانت بى نیاز شدم . قسم به عزت و جلالت اگر خوشنودى تو در این است كه قطعه قطعه شده یا هفتاد بار به بدترین شكل كشته شوم خوشنودى تو براى من دوست داشتنى تر است ... آنگاه خداى متعال مى فرماید: به عزت و جلالم سوگند، هیچگاه مانعى بین خود و تو قرار نمى دهم ؛ تا هر وقت خواسته باشى بر من وارد شوى ؛ كه با دوستان خود چنین كنم .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()