در این روایت به فلسفه و فضیلت گرسنگى اشاره شده است . براى توضیح بیشتر مى توان به سخنان علماى اخلاق كه برگرفته از روایات مى باشد، مراجعه نمود. آنان براى گرسنگى فواید زیادى گفته اند از قبیل :

(الف- صفاى قلب : زیرا سیرى باعث ازدیاد بخار در مغز شده و مغز حالتى شبیه مستى پیدا مى كند و نمى تواند خوب فكر كند؛ سرعت انتقال او كم شده و قلب او كور مى شود. برخلاف گرسنگى كه باعث رقت و صفاى قلب مى شود. و قلب را آماده تفكرى كه باعث شناخت مى شود، مى كند. و نورى آشكار پیدا مى كند. از رسول اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است : ((كسى كه شكم خود را گرسنه نگه دارد اندیشه اش تربیت مى شود.)) و قبلا نیز ثمرات شناخت و معرفت را شنیدى .

(ب- تواضع و از بین رفتن سرمستى و ناسپاسى كه منشاء سركشى است ؛ وقتى نفس خوار شد، در مقابل پروردگارش خاضع شده و از سركشى دست بر مى دارد.

(ج- شكستن شدت شهوات و نیروهایى است كه باعث انجام گناهان كبیره شده و سبب هلاكت انسان مى شوند. چون بیشتر گناهان كبیره از شهوت سخن گفتن و شهوت جنسى بوجود مى آید و كم كردن این دو شهوت باعث مصون ماندن از خطرها مى شود.

(د- آمادگى براى انجام تمام عبادتها از چند جهت است ؛ كه كمترین آنها كم احتیاجى به تخلى و بدست آوردن غذا و كمتر بیمار شدن به بیماریهاى گوناگون است - زیرا معده خانه بیمارى و پرهیز سرِ هر دارویى است . و نیز مانع بوجود آمدن مشكلاتى كه از غذا خوردن بوجود آمده و انسان را محتاج مال و مقام دنیا مى كند مى گردد؛ مال و مقامى كه عده بسیارى را هلاك كرده است .

(ه‍- توانایى براى دادن مال ، میهمانى دادن ، هدیه دادن ، احسان و نیكى ، رفتن به حج و زیارت و بالاخره انجام تمام عبادتهاى مالى است .

انسان نمى تواند این فایده ها را بروشنى درك كند مخصوصا فایده اول را. تفكر در عمل مانند نتیجه است و غیر آن مانند مقدمات است چون فكر حركت است و غیر فكر مقدمه و آمادگى براى حركت .

بهمین جهت درباره تفكر روایت شده است : ((یك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است .))

با این مقدمات مى توانیم به نتایج بزرگى برسیم كه بعضى از آنها عبارتند از:

(الف مى فهمیم كه چرا خداوند براى میهمانش گرسنگى را انتخاب كرده است . نعمتى بالاتر و بهتر از نعمت شناخت ، نزدیكى و دیدار خداوند نیست و گرسنگى از راههاى نزدیك رسیدن به آن است . پس ‍ مى بینى كه روزه تكلیف نیست بلكه خداوند به وسیله آن تو را بزرگ داشته و به خاطر واجب نمودن آن بر ما منت دارد. و بهمین جهت شكر آن واجب است . و ارزش دعوت خداوند به روزه را در كتابش ، در آیه روزه ، مى فهمى و اگر بدانى كه این خطاب ، دعوت تو به سراى پیوستن به خداست ، از آن لذت برده ؛ و مى فهمى كه علت واجب كردن آن كم خوردن و ضعیف كردن نیروهاست . بهمین جهت حیف مى آید كه حتى در شب نیز غذا بخورى . و ممكن است علت هاى دیگر تشریع روزه را نیز درك كنى .

(ب وقتى ارزش كارى را كه از تو خواسته شده ، فهمیدى ، براى رسیدن به نتیجه خوب ، در جهت انجام درست و اخلاص در آن ، تلاش ‍ مى كنى .

(ج هنگامى كه هدف از واجب شدن روزه را دانستى ، مى فهمى كه چه چیزى باعث صفا و روشنى یا تیرگى آن مى شود؛ و معنى این حدیث را مى فهمى كه ((روزه فقط خوددارى از خوردنى و آشامیدنى نیست ؛ و هنگامى كه روزه گرفتى ، گوش ، چشم و زبانت نیز باید روزه بگیرد.)) حتى در بعضى روایات پوست و مو نیز گفته شده .

(د مى فهمى كه شایسته نیست نیت و هدف روزه ، فقط مجازات نشدن یا بدست آوردن پاداش و بهشت و ناز و نعمت باشد؛ گرچه با روزه این دو نیز بدست مى آید بلكه سزاوار است هدف و نیت روزه نزدیكى انسان به خداوند و همسایگى و خوشنودى او باشد. و حتى از این حد نیز بالاتر آمده و خود این عمل را بخاطر این كه انسان را از صفات حیوانى خارج و به صفات روحانى نزدیك مى گرداند، نزدیك شدن به خدا بداند، نه وسیله اى براى نزدیك شدن به او.

بعد از درك این مطالب با كمى تاءمل مى توانى بفهمى كه هر كار یا حال یا سخنى كه تو را از مقامهاى بلند حضور در درگاه خدا دور سازد، مخالف مراد مولایت از مشرف نمودن تو به این دعوت و میهمانى است . و راضى نمى شوى در خانه میهمانى این پادشاه بزرگ - كه تو را با این نزدیكى و مشرف نمودن نزدیك گردانده است و عالم به نهانى هاى تو و آنچه در قلب تو مى گذرد، مى باشد - در حالى كه به تو توجه دارد، از او غافل باشى . و راضى نمى شوى كه از او روى بگردانى در حالى كه به تو روى كرده است . عقل انسان این را از كارهاى بسیار زشت مى داند كه حتى دوست حاضر نیست با دوستش چنین عملى انجام دهد؛ ولى خداوند به خاطر مداراى با بندگان آسان گرفته و تكلیف آنان را كمتر از توانائیشان قرار داده است .

بندگان خوب از این هم بالاتر رفته و با آقاى خود در مورد واجب و حرام آن گونه عمل مى كنند كه شایسته حق آقایى و بندگى است ؛ و كسى را كه در این مورد كوتاهى كند، پست و حقیر مى دانند.

و خلاصه این كه در روزه خود به سفارشات امام صادق (علیه السلام ) عمل مى كنند: ((یكى از آنها این است كه موقعى كه روزه مى گیرى خود را نزدیك به آخرت ببین ؛ و با خضوع و خشوع و شكستگى و خوارى باش ؛ و مانند بنده اى كه از مولاى خود ترسان است ، بوده ؛ دلت از عیوب ، و باطنت از حیله ها و مكرها پاك باشد؛ و خدا از هر چه غیر اوست بیزارى جوى و در روزه خود تنها خدا را سرپرست خود بدان و آنگونه كه شایسته است از خداوندى كه بر همه غالب است بترس ؛ و در روزهایى كه روزه مى گیرى روح و بدنت را براى عمل به دستورات او و چیزهایى كه از تو خواسته ، فارغ كن .)) حضرت (علیه السلام ) سفارشات دیگرى نیز نمودند مثل حفظ اعضاى بدن از كارهایى كه خداوند ممنوع كرده و مخالف خواسته اوست ، بخصوص زبان ، حتى از مجادله و سوگند راست . سپس در آخر روایت فرمود: ((اگر به تمام آنچه گفتم عمل كردى ، به تمام آنچه شایسته روزه دار است ، عمل كرده اى ؛ و هر اندازه از چیزهایى كه گفتم كم كنى ، همان مقدار فضیلت و ثواب روزه ات كمتر مى شود.))

این سفارشها را در مورد وظایف روزه دار ببین ، و درباره اثرات آن تاءمل نما. كسى كه خود را نزدیك به آخرت ببیند، قلب او از دنیا خارج شده و براى او چیزى جز تهیه توشه براى آخرت مهم نخواهد بود. همینطور اگر قلب او شكسته و خاضع و خوار باشد میلى به غیر خدا نداشته و مایه دلخوشى او كسى جز خدا نیست . و كسى كه روح و بدن او غرق در یاد، محبت و عبادت خدا شده و روزه او روزه مقربین مى گردد. خداوند به حق دوستانش چنین روزه اى را نصیب ما بفرماید؛ گرچه یك روز در عمرمان باشد.

درجات روزه

(1-روزه عوام . این روزه با خوددارى از مبطلات روزه كه فقهاء در رساله هاى خود نوشته اند، تحقق مى یابد.

(2-روزه خواص . با انجام امورى كه در روزه عوام گفتیم و جلوگیرى اعضاى بدن از مخالفت با خداوند، روزه خواص تحقق پیدا مى كند.

(3-روزه خواص خواص . این روزه با خوددارى از امور حلال یا حرامى كه انسان را از یاد خدا باز مى دارد تحقق مى یابد.

هر كدام از دو درجه دوم و سوم نیز انواع زیادى دارد. بویژه درجه دوم كه انواع بیشمار آن بتعداد مؤ منین اصحاب یمین است . و حتى هر كدام از خواص ، روزه اش به گونه اى است كه با روزه دیگرى فرق مى كند و ممكن است عمل بعضى از افراد درجاتى كه گفتیم ، به عمل درجه بالاتر از خود نزدیك باشد.

اقسام روزه داران

تقسیم بالا از حیث چیزهایى بود كه از انجام آن خوددارى مى شود. ولى از حیث نیت روزه نیز، روزه داران به چند نوع تقسیم مى شوند:

(1-عده اى براى غیر خدا روزه مى گیرند؛ مثلا به خاطر ترس از مردم ، یا براى رسیدن به نفع آنان ، یا فقط به خاطر این كه عادت مسلمین است .

(2-بعضى نیز در نیت خود موارد فوق را با ترس كمى از مجازات خدا و امید به پاداش آمیخته اند.

(3-عده اى فقط به خاطر ترس از مجازات یا رسیدن به پاداش روزه مى گیرند.

(4-گروهى علاوه بر نیت رهایى از مجازات و رسیدن به پاداش با روزه خود قصد رسیدن به نزدیكى و رضایت الهى را دارند.

(5-دسته فقط براى رسیدن به رضایت و نزدیكى به خداوند روزه مى گیرند.

بحثى پیرامون عبادت بنیت شایستگى خداوند براى عبادت

بعضى مى گویند: كسانى كه به كمال رسیده اند، حتى نباید به نیت شوق یا ترس ، یا پیوستن به خدا و كسب مقام نزد او، یا بنیت خوشنودى او، عملى را انجام دهند، و باید نیت آنان فقط شایستگى خداوند براى عبادت باشد. و عملى را كه بخاطر شوق به وصال خداوند انجام شود ناقص مى دانند و بعضى این را عبادت نفس دانسته اند.

ولى گمان نمى كنم هیچ یك از پیامبران و اولیاى خدا و فرشتگان نزدیك ، اعمال خود را از آنچه آنان مى گویند خالص كنند. این افراط است كه عملى را كه بخاطر رسیدن به رضاى خدا و نزدیكى و همسایگى او انجام شود، عبادت نفس بدانیم چنانچه در سخنان بعضى از اهل معرفت مى باشد. بله اشكالى ندارد كه بگوییم اولیاى خدا در بعضى از حالتها و جلوه گر شدن نامهاى خداوند بر آنان عملى را فقط بخاطر شایستگى خداوند متعال و براى عبادت او انجام مى داده و نیت نزدیك شدن به خدا و رضایت او را فراموش مى كرده اند؛ ولى نمى گوییم : پیامبران (علیهم السلام ) همیشه در این حالت بوده اند چه رسد به این كه دیگران همیشه ، یا گاهى با این نیت عملى را انجام دهند. و من عمل به نیت شایستگى خداوند را، برتر از عمل بنیت رسیدن به همسایگى خداوند نمى دانم ؛ باین جهت كه ما بالاتر از عبادت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) نداریم و از روایات معلوم مى شود كه بعض ‍ یا بیشتر اعمال آنها فقط بخاطر بدست آوردن رضاى خدا و نزدیكى به او بوده است .

چه اشكالى دارد گاهى اوقات ترس از مجازات نیز جزیى از نیت آنها باشد. براى كسى كه از ترس مجازات خدا غش مى كند، امكان ندارد یا خیلى مشكل است كه این ترس در نیت او هیچ تاءثیرى نداشته باشد.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()