به نظر مى رسد حالتهاى پیامبران (علیه السلام ) و اولیاى خدا حتى سرور آنان پیامبر ما (صلى الله علیه و آله و سلم ) مختلف بوده و علت آن اختلاف جلوه هاى اسمهاى خداوند متعال براى آنان بوده و خداوند به این طریق آنان را تربیت و درجات آنان را بالا برده و آنان را به خود نزدیكتر مى نموده است . خداوند متعال براى كمال آنان قلبهاى آنان را تربیت مى كرده است ؛ چنانچه در بعضى از فرازهاى آن زیارت مى خوانیم : موالى ! لكم قلوب تولى الله ریاضتها بالخوف و الرجاء؛ آقایان من ! خداوند اختیار قلوب شما را داشته و با ترس و امید آن را تربیت مى كند. گاهى با نامهاى جمالى خود براى آنان جلوه مى كند، آنان نیز با پروردگار خود انس گرفته و براى او ناز مى كنند. و گاهى با نامهایى كه نشانه غلبه و جلال اوست در مقابل آنان جلوه گر شده كه در این حالت آنان به تضرع ، استغفار و گریه پرداخته ؛ و با مناجاتى كه بیشتر آن استغفار و پناه بردن به خدا و درخواست نجات از جهنم و آتش است ، با او مناجات مى كنند. و این مطلب بر كسى كه كمى با احادیث آنان سر و كار داشته باشد، پوشیده نیست .

درباره رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است كه بعضى اوقات خطاب به عایشه مى فرمودند: برایم بگو، حمیرا! و در عین حال در انتظار وقت نماز بود و به بلال مى فرمود: راحتم كن بلال ! گاهى نیز هنگام فرود آمدن وحى رنگ و حالش تغییر مى كرد؛ و گاهى موقع وزش باد از نزول بلا مى ترسید؛ تمام اینها نشان دهنده مختلف بودن حالتهاست . و این مطلب با انجام تمام اعمال بنیت شایستگى خداوند براى پرستش سازگارى ندارد. البته بعید نیست منظور این علماى بزرگ از نیت شایستگى خداوند متعال براى عبادت معنایى باشد كه با نیت نزدیك شدن و رضایت او سازگارى داشته باشد، زیرا گاهى انگیزه نزدیك شدن به دوست ، برخوردارى از بخشش و نعمتها یا فرار از مجازات او نمى باشد، بلكه باین جهت است كه شایسته نزدیك شدن مى باشد. و این كار یكى از معانى عمل كردن بخاطر شایستگى او براى پرستش است ، همانگونه كه از سرور اولیاء امیرالمؤ منین (علیه السلام ) بر مى آید، آنجا كه مى فرماید: ((تو را به خاطر ترس از آتش یا آرزوى بهشت عبادت نكردم ؛ بلكه تو را شایسته بندگى دیدم آنگاه تو را پرستیدم .)) زیرا آن حضرت (علیه السلام )، نیت شایستگى براى عبادت را در مقابل نیت عبادت از ترس آتش یا خواهش بهشت قرار داده ، نه در مقابل رسیدن به رضایت و نزدیكى او.

 

 

از خدا مى خواهیم كه قصد نزدیكى و رضایت خود را به ما عنایت فرموده و ما را به درك معنى نیت نزدیك شدن به خود، یا دست كم به توانایى قبول آن به طور اجمال ، موفق نماید؛ زیرا عده اى از علماى بزرگ درك معنى نزدیكى به خدا را منكر شده و مى گویند: معناى قصد نزدیكى چیزى جز انجام عمل بنیت دستور خداى متعال نیست و نیتى كه بیش از این باشد، مخالف تنزیه خداى متعال است ؛ گرچه این سخن درستى نیست . مخفى نماند كه بعضى از بزرگان از روى غفلت گفته اند: عبادتى كه به خاطر ترس از مجازات یا خواهش بهشت باشد، باطل است . و این غفلتها و لغزشها از بزرگان و شخصیتها شگفتى ندارد؛ زیرا در مبتلا شدن آنان به این گونه لغزشها حكمتى الهى وجود دارد.

مطلب دیگر این كه منظور سید ما قدس سره در كتاب اقبال از سخن خود كه : ((كسى كه خدا را فقط به خاطر فرار از مجازات عبادت كند، بنده پستى است .)) همانطور كه خود نیز تصریح كرده ، منظورش كسى است كه اگر ترس از مجازات نبود عبادت نمى كرد، كه چنین چیزى مخالف صفت عالى انسانى است . و او كسانى را مى گوید كه خدا را سزاوار خدمت كردن نمى دانند؛ كه قطعا از بندگان پست بوده و این اعتقاد خارى در چشم ایمان و اسلام است .

گاهى مخلصین بر خود سخت گرفته و علاوه بر مشغول نبودن به غیر محبوب ، با تمام توانایى به كارهاى سخت روى آورده و اگر فضیلت دو كار یكسان بود، هر كدام را كه سخت تر است انجام مى دهند. آنها بندگان نزدیك خدا هستند، چنانچه امیرالمؤ منین (علیه السلام ) اینگونه بود.

انواع تغذیه روزه داران

روزه داران به لحاظ تغذیه نیز به چند دسته تقسیم مى شوند:

(الف عده اى تغذیه آنان از راه حرام است . این گروه مانند باربرهایى هستند كه بار مردم را به منزلشان مى رسانند. بهمین جهت پاداش مال صاحب غذا بوده و روزه دار فقط از گناه ظلم و غصب خود بهره مند مى گردد. و به عبارت دیگر كار این دسته مانند كار كسى است كه سوار بر چهار پاى غصبى شده و خانه خدا را با آن طواف كند.

(ب عده اى تغذیه آنان شبهه ناك است ؛ كه این دسته به دو گروه تقسیم مى شوند: دسته اول كسانى هستند كه این مشتبه به حرام واقعى ، در ظاهر براى آنان حلال است و دسته دوم حتى در ظاهر نیز براى آنان حلال نیست . دسته اول حكم كسى را دارد كه تغذیه او حلال است گرچه یك درجه از او پایینتر است . و دسته دوم حكم كسى را دارد كه غذاى حرام مى خورد، گرچه یك درجه از او بالاتر است .

(ج دسته اى تغذیه آنان حلال است ولى سفره آنان رنگین بوده ، از چند نوع غذا استفاده كرده و پرخورى مى كنند. این دسته مانند انسانهاى پستى هستند كه در حضور دوست خود به كارهایى مى پردازند كه اول خوشش نمى آید، و دوست انتظار دارد كه آنان از چیزى جز یاد و نزدیك شدن به او لذت نبرند. چنین بنده اى لیاقت مجلس دوستان را نداشته و باید او را با چیزى كه دوست دارد تنها گذاشت . و شایسته است او را بنده شكمش بدانیم نه بنده پروردگارش .

(د عده اى نیز از دسته فوق تجاوز كرده و كارشان به اسراف و ریخت و پاش و تلف كردن رسیده ، حكم این دسته مانند كسانى است كه غذایشان حرام است ؛ و بهتر است او را گناهكار بدانیم تا مطیع .

(ه‍ عده اى هم كسب و كار و هم تغذیه آنها حلال بوده و از خوشگذرانى و اسراف دور هستند؛ براى خدا تواضع كرده و در مقدار خوردنى و آشامیدنى بمقدار حلال و غیر مكروه بسنده مى كنند؛ غذاى خوشمزه نخورده و به یك خورش اكتفا نموده ؛ یا بعضى از چیزهاى زیادى و لذتها را ترك مى كنند. درجات آنان پیش پروردگارى كه مراقب تلاشها و مراقبتهاى آنان است ، محفوظ مى باشد؛ شكرگزار آن بوده و پاداش آن را مى دهد. در هنگام گرفتن پاداش باندازه سر سوزنى به آنان ظلم نشده و خداوند پاداشى بهتر از عمل آنها به آنان داده و بى حساب و با فضل خود به آنان مى بخشد. و كسى نمى داند چه نعمتهاى گرانقدرى براى آنان ذخیره شده كه به ذهن كسى خطور نكرده است .

انواع نیت افطار و سحرى

بلحاظ نیت افطار و سحرى نیز روزه داران به چند دسته تقسیم مى شوند:

(الف عده اى - مانند كسانى كه بطور معمول غذا مى خورند - فقط جهت رفع گرسنگى و لذت تغذیه ، افطار و سحرى مى خورند.

(ب عده اى علاوه بر این ، استحباب و نیرو گرفتن براى عبادت را ضمیمه آن مى كنند.

(ج دسته اى هدف آنان از افطار و سحرى فقط این است كه مطلوب آقا و مولایشان بوده و كمكى براى عبادت اوست . و بهمراه این نیت آداب مطلوب آن را نیز از قبیل ذكرها و چگونگى خوردن رعایت كرده و اعمال مستحبى كه شامل خواندن قرآن و دعا و حمد خداست را قبل و بعد و در اثناء افطار و سحرى انجام مى دهند.

گوشه اى از آداب افطار و سحرى

از مهمترین امور در افطار و سحرى ، قبل از شروع و بعد از گفتن بسم الله ...، خواندن سوره قدر است ؛ و بهترین چیزى كه قبل از افطار خوانده مى شود دعایى است كه در اقبال آمده و مفضل بن عمر، آن را روایت كرده است : ((امام صادق فرمودند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) به امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمود: اباالحسن ! ماه رمضان نزدیك شده است ؛ قبل از افطار دعا كن ؛ جبرئیل پیش من آمد و گفت : یا محمد! كسى كه در ماه رمضان ، با این دعا، قبل از افطار، دعا كند، خداوند دعاى او را مستجاب ، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى كند؛ گناه او را بخشیده ، غم و غصه او را از بین برده ، گرفتاریهایش را بر طرف كرده ، حاجات او را برآورده نموده ، او را به مقصودش رسانیده ، عمل او را با عمل پیامبران و صدیقین بالا برده و در روز قیامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود. گفتم : چه دعایى است ؟ جبرئیل ! گفت : اللهم رب النور العظیم ...))

شرایط روزه صحیح

در روایات آمده است : ((غیبت ، دروغ ، نگاه (حرام ) پى در پى ، دشنام دادن و ظلم - كم باشد یا زیاد - باعث باطل شدن روزه مى شود؛ و روزه ، فقط خوددارى از خوردنى و آشامیدنى نیست ؛ هنگام روزه گوش ، چشم ، زبان ، فرج و شكمت نیز باید روزه بگیرند. دست و پایت را نگهدار و بسیار سكوت كن مگر از خیر. و با نوكرت رفق و مدارا نما. هنگام روزه باید گوش و چشم تو نیز از حرام و زشتى روزه بگیرد. از جدال و آزار رساندن به نوكر خوددارى كن و وقار روزه را داشته باش و روزى كه روزه اى با روزى كه روزه نیستى باید با هم فرق داشته باشند.)) رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ((آسانترین چیزى كه خداوند در روزه بر روزه دار واجب نموده ، خوددارى از خوردنى و آشامیدنى است .)) فقها به صحت روزه بعضى از آنها فتوا داده اند. جمع بین روایات بالا با روایتى كه از رسول اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) وارد شده و سخن فقها به این است كه بگوییم منظور از صحت در احادیث فوق این است كه چنین روزه اى مورد قبول خداوند است كه بگوییم منظور از صحت در كلام فقها این است كه چنین روزه اى قضاى آن را ساقط مى كند.

خلاصه این كه روزه صحیح و كاملى كه خدا براى كامل نمودن روزه دار مقرر فرموده است ، قطعا روزه اى است كه شامل خوددارى اعضاى بدن از گناه مى باشد؛ و روزه كاملتر این است كه علاوه بر آن ، قلب را از یاد غیر خدا بازداشته و از هر چه غیر اوست روزه بگیرد. و هنگامى كه انسان ماهیت روزه ، درجات و فلسفه تشریع آن را فهمید، ناچار باید از هر گناه و حرامى ، بخاطر قبول روزه اش خوددارى كند. و الا مسئول بوده و بخاطر این كه اعضاى بدنش روزه نگرفته اند، مجازات مى شود، و ساقط شدن قضاى روزه به این معنا نیست كه انسان را در روز قیامت از مجازات نجات دهد.

فضیلت ماه رمضان

درباره فضیلت این ماه و گستردگى رحمت خدا در آن مطالب بسیار زیاد و فواید فراوانى در روایات آمده است - البته براى كسانى كه اهل درك و شعور باشند. از قبیل :

(1 خداوند در ماه رمضان موقع افطار هفتاد میلیون نفر را كه همگى سزاوار آتش شده اند، از آتش آزاد مى كند. و باندازه تمام افرادى كه در ماه رمضان آزاد نموده ، در شب آخر آن آزاد مى كند.

(2 در شب اول ماه رمضان خداوند هر كدام از مخلوقات خود را كه بخواهد مى بخشد. در شب بعد این عده را دو برابر مى نماید. و در شب بعد دو برابر تعداد تمام افراد شبهاى قبل را از آتش آزاد مى كند. (و بهمین ترتیب ) تا شب آخر ماه رمضان كه در این شب تعداد تمام كسانى را كه در این ماه آزاد نموده است دو برابر مى نماید.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()