صلوات بسیار مهم و از اركان ولایت است . همانگونه كه خداوند ایمان كسى را بدون اقرار به آنان و بدون ولایت آنان (صلوات الله علیهم ) قبول نمى كند، دعا و صلوات نیز چنین است .

صلوات نیز مانند سایر اعمال شكل و روحى دارد. روح آن این است كه مقام آنان را نزد خدا فهمیده و بفهمیم كه آنها وسیله ها و شفیعهایى نزد خدا بوده و خداوند كسى را بدون توسل به آنان نمى پذیرد. و نیز آنان اولى به انسان از خود او مى باشند و پایه این مطلب اندك شناخت واقعى است كه باعث عمل به اولویت آنان مى باشد. و آنگاه كه این شناخت واقعى تحقق یافت ، و بنده با این شناخت یك بار صلوات فرستاد، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) ده بار یا بیشتر و بى نهایت بر او صلوات مى فرستد؛ و اگر این صلوات در دعا باشد، دعا مستجاب مى گردد.

(16) پاكدلى و روى آوردن با تمام وجود به خداوند. امر دیگرى كه باعث اجابت است توجه كردن بنده به مولاى بخشنده ، مهربان و رحیم با قلب ، باطن و روح خود مى باشد. نیز باید دل خود را از غیر خدا بخصوص افكار پستى كه باعث نجاست دل و كثیف شدن روح مى باشد - مانند افكار حرام ، مكروه و جایز بخصوص غم و غصه دنیا و ترس از ناگواریها و بدگمانى به خداوند متعال و بى اعتمادى به وعده هاى او - پاك نمود. زیرا این امور باعث هلاكت دل مؤ من و حتى رو گرداندن خداوند متعال از او مى شود- ((این گمانى كه به خدا داشتید، شما را هلاك كرد.)) - و از ضعف ایمان سرچشمه گرفته و نوعى بى ادبى به خدا و اطاعت از شیطان مى باشد. ((شیطان با وعده دادن فقر شما را بكارهاى زشت و بخل وا مى دارد.))

(17) دعا قبل از بلا. چنین دعایى خیلى مؤ ثرتر از دعایى است كه پس از رسیدن بلا و سختى صورت مى گیرد.

(18) شریك نمودن دیگران در دعا و قبل از خود براى آنان دعا كردن . امر دیگرى كه در دعا مؤ ثر است ، این است كه دیگران را در دعاى خود شریك نماید. ولى بهتر است قبل از خود براى آنان دعا كند.

دوستى براى خدا

و باید توجه داشت كه منشاء این كار ولایت و محبت باشد نه تحمل این عمل بر خود بخاطر سرعت اجابت كه در این صورت فایده چندانى ندارد. آنچه مهم است دوست داشتن براى خداست . و در قرآن و احادیث تاكید زیادى روى آن شده است . در روایات معتبر مى خوانیم : ((آیا ایمان چیزى جز دوست داشتن براى خدا و دشمن داشتن براى خدا است ؟))، ((مطمئن ترین دستگیره هاى ایمان دوست داشتن براى خداست .))، ((خداوند متعال بین دو دوست كه مصافحه كنند وارد شده و با كسى كه رفیقش را بیشتر دوست دارد، مصافحه مى كند.)) و ((هنگامى كه مؤ من در نهان ، براى برادر مؤ منش دعا مى كند، فرشته اى او را از آسمان ندا مى دهد: و صد هزار برابر آنچه براى برادر مؤ منت خواستى ، به تو عطا شد. فرشته دومى بیش از این مقدار ندا مى دهد. و همینطور هر كدامشان صد هزار برابر زیاد مى كنند، تا این كه فرشته هفتم ندا مى دهد: هفتصد هزار برابر براى تو مى باشد. سپس خداى متعال ندا مى دهد: من بى نیازى هستم كه فقیر نمى شوم . بنده خدا! یك میلیون برابر آنچه خواستى به تو عطا شد.

حیف است در این مختصر روایت ((حسن بن یقطین )) را نیاورم . گرچه این روایت معروف است ولى بخاطر علاقه به عمل این عمل كننده با ولایت ، دوستدار، مجاهد و یاور، آن را در اینجا مى آوریم : ((امام صادق (علیه السلام ) نامه اى به حاكم اهواز درباره ((حسن بن یقطین )) بدین مضمون نوشت :

بسم الله الرحمن الرحیم . خداوند در عرش خود، سایه اى دارد كه در آن سایه كسى قرار نمى گیرد؛ مگر كسى كه اندوهى را از برادرش بر طرف نموده ، یا به او كمك كند، یا به او خوبى كند، گر چه با نصف دانه خرمایى باشد. و این برادر تو است . والسلام . مى گوید: هنگامى كه به شهرم باز گشتم به در منزل او رفته ، اجازه خواستم او را ببینم و گفتم : من فرستاده امام صادق (علیه السلام ) هستم . پس از اطلاع ناگهان پا برهنه خارج شد، به من سلام كرد و مابین چشمانم را بوسید؛ سپس گفت : تو، آقاى من ! فرستاده مولایم صادق (علیه السلام ) هستى ؟ گفتم : بله گفت : اگر راست بگویى مرا از جهنم آزاد كرده اى . دستم را گرفته ، به اطاقى برد، مرا در جایگاه خود نشانده و در مقابلم نشست . آنگاه پرسید حال مولایم چگونه بود؟ گفتم : خوب . گفت : تو را به خدا؟ گفتم : به خدا - و تا سه بار سخن خود را تكرار كرد. سپس نامه را به او دادم ، آن را خواند و بر روى چشمانش گذاشت . سپس گفت : امر بفرما، برادر! گفتم : در نامه ات هزار درهم مالیات از من خواسته اند كه با دادن این مبلغ هستیم از بین مى رود. او از آن مالیات صرف نظر كرد. سپس صندوقهاى اموالش را خواست . نصف اموالش را خود برداشت و نصف دیگرش را به من داد. سپس ‍ چهارپایانش را خواست . یك چهارپا را براى خود بر مى داشت و یكى را به من مى داد. سپس غلامهایش را خواست . یكى را به من مى داد یكى را خود بر مى داشت . سپس لباسهایش را خواست . یك لباس را براى خود برمى داشت و یك لباس را به من مى داد. و بدین ترتیب نیمى از تمام اموال و املاك خود را به من داد. و مرتب مى گفت : آیا تو را خوشحال كردم ؟ و من مى گفتم : بله ، به خدا قسم و بیشتر از خوشحالى به من دادى . هنگامى كه موسم حج فرا رسید به حج رفته و براى او دعا نمودم . و از راهى رفتم كه بتوانم مولایم امام صادق (علیه السلام ) را زیارت نمایم . وقتى خدمت او رسیدم ، خوشحالى را در سیماى او مشاهده نمودم . فرمود: از فلانى چه خبر؟ آنچه اتفاق افتاده بود را براى او نقل كردم . او نیز با شنیدن سخنان من خوشحال مى شد و سیمایش مى درخشید. گفتم : آقایم ! از رفتار او با من خوشحال شدید؟ فرمود: بله ، بخدا قسم مرا خوشحال كرد و حتما پدرانم را نیز خوشحال كرد. و بخدا قسم قطعا امیرالمومنین (علیه السلام ) را خوشحال كرد؛ و بى تردید رسول خدا را خوشحال كرد. و بخدا قسم ، حتما، خدا را در عرش خود خوشحال كرد.

و در روایت است : ((كسى كه بدنبال خواسته برادرش براه افتد و با تمام توان بدنبال خواسته اش نباشد، حتما به خدا و رسولش و مؤ منین خیانت كرده است .)) و ((كسى كه یك خواسته برادر مؤ منش را برآورد، مانند كسى خواهد بود كه نُه هزار سال خدا را عبادت كرده باشد بگونه اى كه روزهایش را روزه و شبهایش به عبادت ایستاده باشد.

حسین بن ابى العلاء مى گوید: ((ما بیست نفر و اندى بودیم كه بطرف مكه حركت كردیم هر جا كه براى استراحت توقف مى كردیم گوسفندى را ذبح مى كردم . وقتى به خدمت امام صادق (علیه السلام ) رسیدم فرمود: افسوس ، حسین ! آیا مؤ منین را خوار مى كنى ! گفتم : پناه مى برم به خدا از این . فرمود: شنیده ام در هر منزلى گوسفندى براى آنان ذبح مى كرده اى . گفتم : مولاى من ! این كار را فقط براى رضاى خداى متعال انجام مى دادم . فرمود: آیا نمى دیدى كه عده اى از آنان هم مى خواستند این كار را انجام بدهند ولى نمى توانستند و احساس حقارت مى كردند. گفتم : فرزند رسول خدا (درود خدا بر تو)! از خدا آمرزش خواسته و این عمل را تكرار نمى كنم .))

این مقدار روایت براى اشاره بود والا در این مورد روایات بقدرى زیاد است كه كتابها را پر و انسان را به شگفتى وا مى دارد.

(19) بلند كردن كف دستها هنگام دعا. ((رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) هنگام دعا و گریه و زارى و تضرع به درگاه خدا دستهاى خود را طورى بلند مى نمود كه فقیر براى در خواست غذا دستهاى خود را بلند مى كند.))

از امام صادق (علیه السلام ) درباره دعا و بلند كردن دستها سؤ ال شد؛ حضرت فرمودند: پنج نوع است : اما تعوذ این است كه كف دستهایت را رو به قبله قرار مى دهى . هنگام دعا براى رزق ، كف دستهایت را بطرف آسمان قرار داده و دستهایت را بالا مى برى و اما در تبنّل با انگشت سبابه ات اشاره مى كنى . و اما ابتهال این است كه دستهایت را باندازه اى كه از سرت بالاتر بیاید بلند مى نمایى . و اما تضرع این است كه انگشت سبابه ات را نزدیك صورتت حركت دهى و این دعاى ترس است .

و از او (علیه السلام ) روایت شده است : در ((رغبت )) دستانت را طورى باز كن كه كف دست پیدا باشد و در ((رهبت )) بگونه اى كه پشت دست پیدا باشد؛ در ((تضرع )) انگشت سبابه خود را به طرف چپ و راست حركت داده و در ((تبتل )) انگشت سبابه چپ را بآهستگى بطرف بالا و پایین حركت بده و در ((ابتهال )) دستها و ساعدهایت را بطرف راست چپ به حركت در آورد؛ ((تبتل )) اینگونه است و انگشت خود را بطرف بالا و پایین حركت داد؛ و ((ابتهال )) نیز اینگونه است و دستان خود را باز و در برابر صورت خود قرار داد. و فرمود: تا زمانى كه اشك جارى نشده ((ابتهال )) نكن .

در روایتى آمده است : ((استكانت )) در دعا این است كه دستهایش ‍ را روى شانه هایش بگذارد.

دعا در حال سجده

آنچه گفتیم در مورد دعا در حال نشسته یا ایستاده بود؛ و ممكن است حالت سجده در بعضى موارد بهتر باشد؛ چنانچه مخصوصا در بعضى از دعاها وارد شده است . و نیز آمده است : ((نزدیكترین حالات بنده به خداوند متعال در سجده است ؛ و این حال برترین حالات و بالاترین مقامات است . و آن مقام فناى در خداست .))

در ((مصباح الشریعه )) آمده است : ((كسى كه بخوبى در سجده به خدا نزدیك شود، هیچگاه از خدا دور نخواهد شد.)) و هدف خداوند از سجده نزدیك شدن به او با دل و روح و باطن است . بهمین جهت كسى كه به او نزدیك شود از غیر او دور خواهد شد. همانگونه كه سجده در ظاهر جز با فراموش نمودن تمام چیزها و چشم فروبستن از هر چه كه چشم مى بیند، تحقق پیدا نمى كند، خداوند مى خواهد در باطن نیز چنین باشد. بنابر این كسى كه در نماز دلش در هواى چیزى غیر از خداست ، به همان چیز نزدیك بوده و از آنچه خدا مى خواهد، دور است .))

در روایات فضایل این ماه ، سفارش پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به طول دادن سجده آمد. و این مطلب مهمى بوده و نزدیكترین شكلهاى بندگى است . بهمین جهت هر ركعتى دو سجده دارد و در غیر ركعت یك سجده وارد شده است . امامان ما (علیه السلام ) و شیعیان خاص آنان به طولانى نمودن سجده بسیار اهمیت داده و در بعضى از سجده هاى امام سجاد (علیه السلام ) ذكر لا اله الا الله حقا حقا... را هزار بار از او مى شنیدند. سجده امام كاظم (علیه السلام ) از اول تا ظهر طول مى كشید و از ((ابن ابى عمیر)) و ((جمیل )) و ((خربوذ)) سجده هایى نظیر آن نقل شده است .

یك عمل مجرب كه در حال سالك مؤ ثر است

در زمان تحصیل در نجف اشرف استاد بزرگى داشتم كه مرجع تربیتى طلاب با تقواى زمان خود بود، از او درباره اعمال بدنیى كه در حال سالك الى الله مؤ ثر است و آنرا تجربه كرده است ، پرسیدم . او در پاسخ دو مطلب را بیان كرد: یكى این بود كه در هر شب و روز یك سجده طولانى نموده و در سجده بگوید: لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین هیچ خدایى جز تو نیست . تو منزهى . همانا من از ظالمین بودم . و منظور او از این ذكر این باشد كه روح من در زندان طبیعت زندانى ، و با غل و زنجیرهاى اخلاق رذیله ، بسته شده است . و من با كردارم خود را با این غل و زنجیرها بسته و در زندان محبوس نموده ام . و پروردگار خود را از این كه با ستم ، این عمل را نسبت به من انجام داده باشد، منزه مى دانم . و من بودم كه به خود ستم كردم و خودم را در این مهلكه ها انداختم .

به اطرافیان خود سفارش مى كرد كه این سجده را انجام دهند. و هركسى كه به آن عمل مى كرد، تاءثیر آن را در حالات خود مى دید؛ بخصوص ‍ كسانى كه سجده شان طولانیتر بود بعضى از آنها هزار بار این ذكر را مى گفتند و بعضى كمتر و بعضى بیشتر؛ حتى شنیدم كه بعضى از آنها سه هزار بار مى گفته اند.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()