شب عید فطر و روز آن نیز همین قدر اهمیت دارد. از امام سجاد (علیه السلام ) روایت شده است كه مى فرمودند: ((این شب كمتر از آن شب - یعنى شب قدر - نیست .)) و افراد بلندنظر همتشان این بود كه در این شب فرشتگان و مقدراتى را كه از آسمان به زمین فرود مى آید ببینند. بنابراین چرا ما براى توفیق عبادت این شب همت ننماییم ؛ گرچه بخوبى نمى دانیم كدام شب است .

شناخت شب قدر و درك فضیلت آن

در روایتى ، صد بار خواندن سوره دخان ، تا شب بیست و سوم ، براى شناخت این شب ، آمده است ؛ و در روایت دیگر آمده است كه بجاى آن مى توان هزار بار سوره قدر خواند. در اقبال روایتى آمده است كه گرچه صحت آن ثابت نشده ولى بخاطر اهمیت زیاد آن و بامید صحت و ثبوت آن در واقع ، سزاوار است به آن عمل شود. و آن روایتى است از ابن عباس ‍ كه مى گوید: به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) عرض كردم : ((رسول خدا! درود و سلام خدا بر تو. خوشا به حال كسى كه شب قدر را ببیند؛ فرمودند: ابن عباس ! آیا نمازى به تو یاد ندهم كه در صورت بجا آوردن آن در هر شب ، بیست بار و بیشتر شب قدر را ببینى . عرض كردم : بفرمایید - درود خدا بر تو. فرمود: یك نماز چهار ركعتى بعد از نماز مغرب و قبل از نماز ((وتر)) بجا مى آورى ؛ در هر ركعت یك بار فاتحة الكتاب و سه بار سوره جحد و سه بار سوره توحید مى خوانى ؛ و بعد از سلام سیزده بار ((استغفرالله )) مى گویى . بحق كسى كه من را به پیامبرى برانگیخت ، كسى كه این نماز را بجا آورد و در آخر آن سیزده بار تسبیح بگوید و از خدا آمرزش بخواهد، شب قدر را خواهد دید. و روز قیامت شفاعت او در مورد هفتصد هزار نفر از امتم قبول مى شود. و خداوند او را و پدر و مادرش را مى آمرزد. اگر خدا بخواهد.))

منظور از بیست بار دیدن شب قدر و بیشتر در این روایت بروشنى معلوم نیست و ممكن است منظور این باشد كه پاداش او بهتر از لذت بیست بار دیدن شب قدر است ؛ مانند این روایت كه : ثواب یك تسبیح بهتر از ملك سلیمان است . كه چنین چیزى هم بعید نیست . ولى این كه بگوییم مراد این است كه ثواب این نماز بالاتر از ثواب شب قدر و بیش از بیست برابر ثواب عبادت شب قدر مى باشد، بعید است ؛ چنانچه صاحب كتابى كه سید (قدس سره ) این روایت را از آن نقل كرده اینطور فهمیده است .

مراد از دیدن شب قدر و لذت آن

چنانچه قبلا اشاره كردیم ، دیدن شب قدر بمعنى كشف وقایعى است كه در این شب اتفاق مى افتد. یعنى فرود آمدن مطالب مهم بر زمین ؛ همانگونه كه براى امام عصر (علیه السلام ) در این شب آشكار مى گردد.

توضیح مطلب اینكه : خداوند متعال بین عالم ارواح و عالم اجسام عالمى بنام عالم مثال و برزخ دارد. عالمى كه بین این دو عالم است . نه مانند عالم اجسام تنگ و تاریك و نه مانند عالم ارواح وسیع و روشن است . زیرا عالم ارواح عارى از كدورت ماده و تنگى شكل و اندازه بوده و عالم اجسام در بنده ماده و شكل است و عالم مثال عارى از ماده ولى در بند صورت و اندازه است كه خود مشتمل بر عالمهاى زیادى است . و هر موجودى در عالم اجسام ، شكلهاى مختلفى غیر از شكلى كه در عالم اجسام دارد در عالمهاى مثال دارا مى باشد. و هر موجودى در این عالم بعد از پیدایش در دو عالم اول ، بگونه اى كه مناسب با آن دو عالم است ، بوجود مى آید. بلكه منشا هر موجودى در عالم مثال از گنجینه هاى خداوند است كه در این آیه به آن اشاره شده است : ((چیزى نیست مگر این كه گنجینه هاى او نزد ماست .))(19) و هر جسم یا حسیّى در این عالم از عالم مثال و توسط فرشتگان خداوند بهره مى گیرد.

روایات دال بر این است كه مقدار ارزاق موجودات این عالم و اجلهاى آنان ، در شب قدر بر زمین نازل مى شود. و این مطلب براى خلیفه خداوند در این شب آشكار مى گردد و هویدا شدن نزول این مطلب مهم ، توسط فرشتگان براى او، دیدن شب قدر نامیده مى شود. و لذت این آشكار شدن و دیدن نزول این مطلب مهم و فرود آمدن فرشتگان را فقط اهل آن درك مى كنند و شاید ملكوت آسمانها و زمین كه ابراهیم خلیل آن را دید از همین قبیل باشد.

هر انسانى نصیب كاملى از این عالمها دارد كه مخصوص به خود اوست ؛ ولى بیشتر مردم از عالمهاى مثالى خود غافل بوده و از غفلت خود نیز غافل هستند، و همینطور نسبت به عالمهاى روحانى خود؛ مگر كسانى كه خداوند با اعطاى معرفت نفس به آنان بر آنان منت گذاشته است . معرفت عالم مثال از راه معرفت نفس مى باشد. زیرا روح حقیقت نفس است . بنابراین كسى كه حجاب ماده از روى روح و نفسش برداشته شود و نفس ‍ خود را در عالم مثال مجرد از آن ببیند، مى تواند براحتى ، به حقیقت روح خود كه مجرد از شكل است ، نیز منتقل شود. و این شناخت همان است كه در این فرمایش پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمده است : ((كسى كه خود را شناخت ، پروردگار خود را شناخته است .)) و وجه ارتباط شناخت نفس با معرفت پروردگار را نمى داند مگر كسى كه به این شناخت رسیده باشد. براى برطرف كردن انكار و استبعاد درك شب قدر براى عاملین عابد، و ایجاد شوق براى رسیدن به آن همین مقدار بیان كافى است .

افطارى دادن و خوردن

از كارهاى مهم در این ماه افطارى دادن به روزه داران است كه پاداش آن را در سخنان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شنیدى . و مهمترین مطلب در آن اخلاص نیت و بجا آوردن آداب الهى است و این كه انگیزه او فقط بدست آوردن رضایت او باشد؛ نه اظهار شرف دنیایى یا آخرتى یا تقلید یا پیروى از عادات مرسوم . و باید در خالص كردن عمل خود از این قصدها همت نموده و نیت خود را امتحان كند و از پوششهاى هواى نفس ‍ و شیطان مطمئن نشده و در این مورد و در مورد اصل افطار و تعیین مؤ منینى كه مى خواهد دعوت كند، و تعیین غذایى كه براى افطار مصرف مى كند، و روش برخورد با میهمانها از خداوند كمك بخواهد. زیرا كیفیت هر كدام از موارد مذكور به نیت و قصد وابسته است ؛ و اهل بیدارى راههاى ورود شیطان را در آن دانسته و از انجام اوامر او اجتناب و بدنبال دستور مولاى خود و خوشنودى مالك دین و دنیاى خود حركت نموده و با رسیدن به قبول و پاداشهاى او رستگار شده و به بالاتر از آرزو و خواسته هاى خود مى رسند.

و همینطور باید در خالص كردن نیت براى قبول دعوت افطارى دیگران همت و تلاش كند. زیرا گاهى انسان مخلص از قبول كردن دعوت مومنین و حضور در مجلس او و افطار با او به اندازه اى منتفع مى شود كه دیگران با عبادتى بسیار طولانى به این مقدار سود نمى برند.

بهمین جهت اولیاء با پند گرفتن از عمل آدم و ابلیس ، در پى خالص كردن عمل بودند نه زیاد كردن آن . عبادت چند هزار ساله آن ناپاك رد شد ولى یك توبه خالصانه آدم قبول شده و باعث انتخاب و برگزیدن او شد.

امامت جماعت و وعظ

از كارهاى مهم در این ماه براى اهل علم ، امامت جماعت و وعظ مى باشد. آنچه بطور اختصار درباره این دو مى توان گفت این است كه اگر عالم ، قوى و مجاهد بوده و از كسانى باشد كه مدتى با نفس خود جهاد كرده ، و در طول جهاد راههاى پنهان نفوذ شیطان و پوششهاى هواى نفس را پیدا كرده نباید امامت جماعت و وعظ را بكلى رها كند. زیرا این دو، مورد اهتمام شرع است ؛ بخصوص وعظ. زیرا هیچكدام از كارهاى خوب فایده وعظ را نداشته و تمامى اعمال خیر نتیجه وعظ است . و سخن گفتن بطور مفصل در این مورد و ذكر فواید آن از عهده این كتاب خارج است .

عالم باید با جدیت در جهت اخلاص نیت ، و صدق در اخلاص تلاش ‍ نماید. زیرا آفات وعظ و امامت نیز خیلى زیاد است و كمتر از فضایل و فواید آن نیست . بنابراین پس از مراقبت كامل ، اگر انگیزه خود را خالص ‍ دید، اقدام كند. و اگر دید برعكس است ، یا هم براى خدا و هم براى غیر اوست یا نفهمید كه مخلص است یا نه ، باید آن را ترك و به تحصیل صدق و اخلاص بپردازد. و اگر در بدست آوردن صدق در اخلاص راستگو باشد، خداوند به حكم این آیه : ((و آنان كه در راه ما تلاش و كوشش ‍ كردند، آنان را حتما به راه خویش هدایت مى كنیم .(20))) او را هدایت مى كند.

آزمایش و اخلاص در امامت و وعظ

براى شناخت نیت خالص در امامت جماعت باید خود را بیازماید.

مثلا:

(الف خود و میل خود را به امامت ملاحظه كرده و بنگرد كه آیا بخاطر دوستى مقام و عزت امامت به آن راغب است یا بخاطر امر خدا و خوشنودى او. اگر دید در صورتى كه ماءمومین او كم یا كسانى كه از امامت او اطلاع دارند، كم مى باشند میل او هم به امامت كمتر است ؛ یا ببیند رغبت او به امامت اعیان و اشراف و پادشاهان بیش از رغبت او به امامت دیگران است ، باید بداند قصدش یا خالص براى جاه و مقام است یا مخلوط با آن . و اگر نفس و شیطانش میل او را آراسته و به او بگویند: میل تو به زیادى ماءمومین بخاطر زیادى ثواب و از جهت ترویج دین و بزرگداشت شعائر خداوند است ، نباید با این وسوسه فریب بخورد؛ مگر زمانى كه صدق قصد خود را در بدست آوردن ثواب بیشتر، بررسى نماید.

(ب یا این كه فرض كن ، اگر امامت یك یا دو نفر را كه به جهات مختلفى به رضایت خداوند نزدیكتر و پاداش آن ، از امامت انبوهى از مردم بیشتر است را داشته باشى ، آیا رغبت و میل تو در این صورت به این جماعت كم ، بیشتر از جماعت زیاد است ، یا نه . شناخت صدق نیت در ترویج دین و بزرگداشت شعائر از این راه نیز میسر است كه فرض كنى این مطلب ، با امامت شخص دیگرى بیش از امامت تو تحقق پیدا مى كند- بخصوص زمانى كه تو نیز به او اقتدا كرده اى - و ببینى آیا رغبت تو به ترویج و بزرگداشت در این صورت ، با زمانى كه تو امام جماعت بودى ، تفاوت دارد یا نه .

و اگر نفس و شیطان باز وسوسه كند كه میل تو، به ترویج با امامت خودت باین جهت است كه مى خواهى سعادت این عبادت نصیب تو شود، نه دیگران زیرا عابدین در این عبادت با هم مسابقه مى دهند، باز هم تا موقعى كه صدق نیت را آزمایش ننموده اى از صدق این نیت مطمئن نشو. و امتحان این نیت هم به این ترتیب است كه فرض كنى ، اگر به دیگرى اقتدا كنى و این ترویج و بزرگداشت تحقق پیدا كند، آیا رغبت تو به ((اقتدا نمودن )) بیش از ((امامت )) خواهد بود یا خیر؟

امر صدق و اخلاص باریكتر از مو و بر بسیارى از عاملین مدتهاى طولانى پوشیده مانده و با اتفاق رویدادى ارشاد شده اند.

از بعضى از علماى بزرگتر نقل شده است كه سى سال در صف اول نماز جماعت حاضر مى شد، بعد از سى سال بخاطر مانعى نتوانست به صف اول برسد و در صف دوم ایستاد و گویا از این كه او را در صف دوم مى دیدند، خجالت مى كشید این جا بود كه فهمید مواظبت او بر صف اول همراه با ریا بوده است . بهمین جهت تمام نمازهاى این مدت را قضا كرد.

برادرم ! به این عالم مجاهد بنگر و در مقام والاى او در تلاش و كوشش ‍ تاءمل كن كه چگونه در این مدت طولانى همیشه در نماز جماعت در صف اول حاضر بود و عهده دار امامت جماعت نشد و آنگاه بخاطر این شبهه نماز سى سال را قضا كرد. و از این مطلب به عظمت كار و اهتمام زیاد گذشتگان در اخلاص و تلاش پى ببر.

وعظ نیز مانند امامت است . علاوه بر این كه وعظ نیز خود آفات بسیار دقیقى دارد و اكثر آن از آفات زبان بشمار مى آید. آفاتى كه بزرگان نتوانسته اند از آن دورى كنند و بهمین جهت سكوت را اختیار كرده و آن را مطلقا بهتر از سخن دانسته اند؛ با این كه سخن قطعا بهتر از آن است . زیرا تمامى خیرات با سخن گفتن بوجود آمده ، و با كلام است كه خیر در میان مردم جارى مى گردد.

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()