و مى فرمود: خداوند متعال در هر شب ماه رمضان هفتاد میلیون نفر را از آتش رها مى كند كه همگى سزاوار آتش هستند. و هنگامى كه شب آخر ماه رمضان فرا رسد بتعداد همه كسانى كه در این ماه رها نموده است نجات مى دهد. و من دوست دارم خداوند مرا ببیند كه به امید نجات خودم از آتش ، عده اى از كسانى كه مالك هستند در سراى دنیا در راه خدا آزاد مى نمایم . هیچگاه خادمى را بیش از یك سال كامل به خدمت نگرفت . زیرا اگر برده را در اول یا وسط سال مى خرید در شب فطر آزاد مى كرد و عده دیگرى را در سال بعد مى خرید و سپس آزاد مى نمود. و تا زمانى كه به خداوند ملحق شد همینگونه بود. و نیز در حالى كه هیچ نیازى به سیاه پوستان نداشت تا با خریدن آنان نیازش را بر آورده سازد، آنان را مى خرید و هنگام بازگشت از عرفات دستور مى داد آنان را از بردگى آزاد نموده و اموالى به آنان ببخشند.))

اگر بتواند، باید خود را شبیه به امامش گردانیده و در شكل این عمل بزرگ به او اقتدا نماید كه این كار گواراى او باد. و اگر نمى تواند حتما باندازه اى كه مى تواند آن را انجام بدهد. و كمترین كارى كه در این جهت مى تواند انجام بدهد این است كه ستمهایى كه زن ، فرزند، خدمتكار و اجیرش ‍ نسبت به او روا مى دارند را ثبت كرده و در شب آخر ماه رمضان از آنان گذشت نماید. و بهتر است آنچه را كه ثبت كرده است یك یك گفته و با پروردگار خود مناجات نماید و بگوید: خداوندا! فلان بنده ات در فلان مورد به من ظلم كرد و من صبر كردم و... آنگاه بگوید: خدایا! مى دانى به من ظلم كردند و فقط به خاطر ترس از تو از آنان انتقام نگرفتم . باین امید كه تو نیز عذاب خود را از من باز دارى . بندگانت را امر به عفو نمودى . پس آنان را از عفو خود محروم مفرما كه شما به عفو شایسته تر از كسانى هستى كه آنان را به عفو دستور دادى .

خدایا! به من توفیق دادى كه كسانى را كه به من ستم كردند ببخشم و بدین وسیله بر من منت گذاشتى . پس مرا از عفوت محروم مفرما. زیرا منت تو بجهت گذشت من از دیگران ، بزرگتر از منت گذشت تو از من مى باشد. و بخاطر این منت بزرگ آن منت كوچك را هم نصیبم بفرما. خداوندا! بنده ، مالك حقیقى نیست و حق مال مالك اوست . پس كسى كه به من ستم كند حق تو را از بین برده و هنگامى كه امر فرمودى كه او را عفو نمایم در حقیقت تو او را عفو نمودى . پس آنگاه كه او را عفو مى نمایى از من نیز درگذر.

خداوندا! دستور دادى كسى را كه به ما تحیت و درود مى فرستد بهتر از او جواب گوییم و اكنون پاسخ بهتر این است كه در مقابل این عمل من كه بخاطر رضاى تو از كسانى كه به من ظلم نمودند گذشتم مرا با آتش ‍ نسوزانى و در مقابل امید من به عفو فراوان و فضلت بعد از عفو، گناهانم را به چند برابر نیكى تبدیل نموده و بدین وسیله من را به درجات بلندى رسانیده و امیدم را ناامید نگردانى .

آثار این عمل

گرچه صرف قصد این مطالب در دل مؤ ثر است ولى گفتن تمامى آن و انجام آن با اعضاى بدن اثرات مخصوصى دارد از قبیل :

(الف همانگونه كه عمل قلبى عبادتى قلبى محسوب مى شود، همانطور نیز انجام آن با اعضاى بدن عبادتى بدنى محسوب مى گردد.

(ب این عمل باعث تاءثیر خاص و رقتى در قلب مى شود كه عمل قلبى بتنهایى این اثر را ندارد. و نیز باعث انجام عملى دیگر مى گردد كه او نیز مؤ ثر بوده و بدین ترتیب فیض ادامه پیدا مى كند.

(ج اكتفا نكردن به كفار، بلكه انجام آن با اعضاى بدن ، باعث تاءثیر گذاشتن بر دیگران و الگو گرفتن آنان و رواج این سنت نیكو در میان جامعه مى شود. بهمین جهت اگر امام (علیه السلام ) فقط به عبادت قلبى اكتفا مى فرمودند این مطلب به ما نمى رسید و نمى توانستیم به آن عمل كنیم . و بطور كلى اعضاى بدن نیز بهره اى از نور عمل داشته و انجام عمل با اعضاى بدن باعث ایجاد نور دیگرى در قلب علاوه بر نور عمل قلبى آن مى گردد.

محاسبه نفس

3 - از كارهاى مهم این است كه مانند شریكى كه در پایان كار با شریك خود تسویه حساب مى كند، از نفس خود حساب كشیده ، و سرمایه خود را كه همان عمر، ایمان و بركات ماه رمضان و نورهاى آن مى باشد را در نظر آورد؛ و ببینید آیا ایمان او به خدا، رسول ، كتاب و حجتهاى او و روز قیامت بیشتر شده است یا نه ؟

اخلاق او كه از این معارف سرچشمه گرفته ، چگونه است ؟ خوف و رجا، صبر، زهد، خلوت نمودن براى ذكر خدا و تفكرى كه باعث انس است ، شناختى كه محبت را بدنبال داشته و محبتى كه به رضایت ، تسلیم و توحید منجر شود، شرح صدر ناشى از نور شناخت در دیدن غیب و گشادگى قلب او در تحمل بلاها و حفظ اسرار، تا چه اندازه اى است ؟ چگونه در ((سراى فریب )) آرام نگرفته و به ((سراى جاوید)) بازگشت كرده است ؟ آیا ماه رمضان و اعمال این ماه تاءثیرى در این امور داشته است یا نه ؟

در مورد افعال و حركتهاى اعضاى بدنش بیندیشد. آیا همانگونه باقى مانده یا در این مورد بیشتر به احكام الهى توجه نموده است ؟ بخصوص ‍ نسبت به حركتهاى زبانش هنگام سخن گفتن در مورد آنچه به او مربوط نبوده ، سخنان باطل ، دروغ ، غیبت ، تهمت ، تعرض به آبروى مؤ منین ، فحش ، اذیت ، و غیره . اگر ببینید كه تمام این موارد همانطور كه بوده باقى مانده ، باید بداند كه این مطلب ناشى از كارهاى بد او در این ماه پربركت بوده و تاریكى گناهانش بر نورهاى این شهر درخشان و روشنى بخش ‍ فائق آمده است . زیرا ممكن نیست كه نورهاى ماه رمضان ، شبهاى قدر و این دعاهاى گرانقدر قلب او را روشن كند ولى باز هم به گناه سابق خود ادامه دهد.

كسى كه چنین ضررى كرده است ، باید از خطر دعاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) بترسد؛ آنجا كه مى فرماید: ((خداوند كسى را كه از ماه رمضان خارج شود و آمرزیده نشود نیامرزد.)) زیرا یكى از سخت ترین مصیبتها و بزرگترین بلاها همین است . باید با یارى خدا، پناه آوردن به رحمت و رفتن به درگاه او - و در حالى كه با زبان حال مى گوید: ((اى كسى كه به داد بیچاره مى رسى هنگامى كه تو را بخواند و گرفتارى او را برطرف مى نمایى !)) خود را اصلاح نموده ، بر گناهان خود گریسته و آثار این اعتراف صادقانه را در خود هویدا سازد و با زبان حال بگوید: ((هیچ خدایى بجز تو نیست تنزیه مى كنم تو را و منم كه ستمكارم .))

یكى از نشانه هاى اصلاح حال داشتن علامت گناهكاران و ترس آنان و آمرزش خواستن از خداى متعال باندازه گناهان مى باشد. و اگر نفس او كه عبادت به تنبلى نموده است ، نتواند او را براى بجا آوردن حق استغفار یارى كند، باید از درى كه شیطان از آن در وارد شد و به مراد خود رسید كه همان در ناامید نشدن است بر خداوند وارد شود. و بالاخره باید در آخر ماه تمام چیزهایى را كه از دین خود ضایع كرده جبران نماید؛ تا براى روز عید و دیدار با خداوند در این روز آماده شده و از فواید آن محروم نشود. و بدین ترتیب به زیانى جبران ناپذیر گرفتار نگردد.

وداع با ماه رمضان

(4)- كار مهم دیگر وداع ماه رمضان و متاءثر شدن بخاطر جدایى از آن است . در این رابطه دعاها و مناجاتهایى پرارزش با ماه بزرگ خدا رسیده است .

توضیح وداع با ماه رمضان

اگر خداحافظى با ((زمان ))- كه فاقد درك سخن ما و خداحافظى است - برایت مشكل است به جواب سید - قدس الله سره - در اقبال مراجعه كن . و اگر به آن قانع نشدى این مطالب را بخوان .

زمان و مكان و سایر چیزهایى كه از قبیل حیوانات نیستند، گر چه در این عالم به این شكل درك و شعورى ندارند ولى تمام آنها در بعضى از عالمهاى بالاتر داراى زندگى ، درك ، توانایى سخن گفتن و بیان نمودن و دوستى و دشمنى مى باشند. و روایات بسیارى كه درباره احوال عالم برزخ و قیامت رسیده و نیز مكاشفات اهل مكاشفه این مطلب را ثابت مى كند. تمام موجودات این عالم ، قبل از بوجود آمدن ، در عالمهاى دیگرى بوجود آمده اند و موجودات در هر عالمى شكل و خصوصیاتى مخصوص به آن را دارند كه با شكل و خصوصیات این عالم فرق مى كند.

یكى از خصوصیاتى كه بعضى از عالمهاى برتر دارند این است كه تمام موجودات آن زنده بوده و داراى شعور مى باشند و شاید این آیه هم اشاره به همین مطلب داشته باشد: ((و همانا سراى آخرت بهترین زندگى است .)) زیرا فقط سراى آخرت را زندگى نامیده است .

روایاتى كه درباره سخن گفتن میوه ها در بهشت و خوشحال شدن تخت و سرور او بخاطر تكیه زدن مؤ من بر آن وارد شده است نیز دلالت بر حیات موجودات در عالم آخرت دارد و حتى بعضى از روایات دلالت بر سخن گفتن زمین با مؤ من و كافر دارد.

سخن گفتن سنگریزه در دست رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) كه از معجزات آن بزرگوار است نیز از همین قبیل است ؛ زیرا سخن گفتن آن در ملكوتش مى باشد. و اعجاز رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فقط در رسانیدن سخن گفتن (با زبان ملكوتى ) او به گوش مردم این جهان است .

حتى تمام معجزاتى كه پیامبران و اولیاء از خود بروز داده اند، از قبیل به سخن واداشتن جمادات و زنده كردن آنها، از همین قبیل است . زندگى عصاى موسى و پرنده عیسى یك زندگانى ملكوتى و بر اهل این عالم پوشیده بود و زمانى كه خداوند لازم دید این زندگى را براى مردم آشكار نمود. زمان نیز در بعضى از عوالم خود زنده و داراى شعور است . پس ‍ وداع با او و مخاطب ساختن او در عالم خودش چه اشكالى دارد!

مهم این است كه وداع كننده باید در اظهار غم و اندوه هنگام وداع راستگو باشد؛ تا مبادا با دروغ و نفاق - در چنین زمان گرانقدرى - این ماه را به پایان برساند؛ گر چه چنین صداقتى فقط براى كسانى تحقق پیدا مى كند كه با اشتیاق و علاقه با نارضایتى و زحمت این ماه را بسر برده باشند.

بطور كلى غم در ماهیت وداع وجود دارد، و فقط كسى غمگین مى شود كه به همراه وداع كننده خود علاقمند باشد و چنین كسى نه تنها با او مخالفت نمى كند، بلكه آنچه را كه مورد علاقه اوست بجا مى آورد. بنابراین اگر از آمدن ماه رمضان و روزه و عبادتهاى آن خوشحال باشى و به آن علاقمند بوده و نسبت به انجام اعمالى كه در این ماه وارد شده ، با توجه و در این جهت جدى و به كرامت ، فضل و فایده آن - آنگونه كه باید - معتقد باشى ، طبیعى است كه از جدایى آن غمگین شده و بسر آمدن آن براى تو سخت است . و در چنین صورتى اگر بگویى : السلام علیك من قرین جل قدره موجودا و افجع فراقه مفقودا سلام بر تو كه همراهى و وجودت گرانقدر و نبودن و جداییت فاجعه است ؛ راستگو خواهى بود. و نیز اگر در مناجات با پروردگار خود بگویى : نحن مودعوه وداع من عز فراقه فغمنا، و اوحش انصرافه عنا فهمنا؛ ما با او مانند كسى كه جدایى از او سخت و رفتن او موجب وحشت است ، وداع كرده و غمگین شدیم . گفتار تو صادقانه خواهد بود. ولى اگر - پناه بر خدا - این ماه براى تو سخت بوده و با سختى روزه و عبادتهاى آن را انجام داده باشى از باقى ماندن آن ناراحت باشى و در پایان ماه با چنین سخنانى با این ماه وداع كنى ، ماه رمضان تو را دروغگو خواهد دانست و در جواب تو مى گوید: ((از سخنانت خجالت نمى كشى ؛ به همراهى من راضى نبودى و من براى تو سخت بودم ؛ به خیرات و هدایا و تحفه هایى كه براى تو بود بى اعتنایى مى كردى و با اشتیاق و رغبت به استقبال من نیامدى ؛ با انس و علاقه مرا همراهى نكرده و مشتاق تمام شدن و جداییم بودى و اكنون در قلبت از جدایى من خوشحال ولى با زبانت اظهار غم و اندوه مى نمایى .)) در این صورت اگر خداوند در جواب مناجات از تو روى گردانده یا بخاطر دروغ گفتن و كوچك دانستن جناب قدسش تو را مجازات نماید، چه حالى خواهى داشت !

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()