آداب نماز عید

(4 -نماز عید) قبل از خروج از منزل بنیت انجام دستور خداوند، با یك یا چند دانه خرما افطار نموده ، و دعایى را كه در این مورد رسیده است بخواند. زیرا در این دعا نیز امامش - درود و سلام خدا بر او و پدران و فرزندانش - ذكر شده و باید در مضمون دعا تاءمل كند. زیرا دعا بروشنى باید نشانه دیدار با خدا را داشته باشد. اگر بتواند باید باندازه بزرگى خدا و شناخت منت او، در اجازه دیدارش بلكه دعوت به این كرامت ، آنگونه كه شایسته است ادب این مقام را رعایت كند. ولى خیلى بعید است این مخلوق ضعیف بتواند آنگونه كه شایسته این مجلس است تواضع و احترام و شكرگزارى نماید. بنابراین باید همراه با اعتراف به ناتوانى باندازه اى كه مى تواند سپاسگزار و متواضع باشد.

و اگر نتواند، نباید حضور در این مجلس براى او سبكتر از حضور در مجلس سلطان زمانش باشد. زیرا از سلطان غفلت نمى كند؛ بخصوص ‍ هنگام سخن گفتن با او. اگر سلطان بداند كه دل رعیتش جاى دیگر است او را از مجلس خود طرد، از حضور او جلوگیرى و او را از عطایاى خود محروم مى نماید. بخصوص كه بداند این غیر، دشمن سلطان است ؛ كه در این حالت بشدت بر او خشم مى گیرد. و اگر از یاد و احترام به خدا غفلت كردى باید بدانى كه این همه غفلت از پروردگار چیزى جز دوستى دنیا نمى باشد؛ دنیایى كه دشمن خدا و دوستانش مى باشد.

بپرهیز از این كه این مجلس را كوچك شمارى . زیرا اهل آن ، فرشتگان مقرب ، پیامبران مقرب ، پیامبران و رسولان ، شهدا و صدیقین و بندگان صالح خدا هستند. شرمسار باش كه حاضرین مجلس در بهترین حالات باشند - همگى پاك ، مقدس ، آراسته ، بر سر ایشان تاج كرامت مراقبت خداى جلیل بوده ، بر بدنهاشان لباس توجه به خدا، بر دلهاشان جامه اشتغال به خدا و بر بدنهاشان لباس بازداشتن از نافرمانى خدا، بر دستهایشان انگشتر نگشودن دست به نافرمانى خدا و بر پاهایشان كفش ‍ منع از رفتن در حرامهاى خدا - و سر تو برهنه از عمامه مراقبت و قلب تو آلوده به دوستى دشمن خداوند، بدنت برهنه از لباس نگهداشتن از مخالفت با خدا و بر دستت انگشتر ستم بر بندگان خدا بوده و پایت برهنه از رفتن به سوى طاعت خدا باشد.

 

 

اگر پرده از جلو دیدگانت برداشته شده و ببینى بدنت آلوده به نجاستهاى گناهان و باطن تو گرفتار انواع بیماریهایى است كه تو را از چشم دیگران مى اندازد چه حالى خواهى داشت ؟ آیا با این شكل و قیافه بر سر سفره پاكان ، و بزرگانى كه هیچ عیبى ندارند حاضر خواهى شد! اگر زیبایى باطنى آنان را ببینى از همنشینى آنان پرهیز خواهى كرد، چه رسد به این كه سر سفره آنان بنشینى . و حتى اگر هزار چوب هم به تو بزنند راضى نمى شوى با این همه پلیدى كه در تو هست ، خود را به آنان نشان بدهى . برادرم ! حال بد و وزر و وبال خود را بنگر و خود را مضطر به این مطلب بنما تا خداوند بدیهایت را پوشانده و بدیهایت را به خوبى تبدیل نماید. آنگاه درِ كرم حضرت اله را بكوب و صدا بزن : ((اى كریمترین كریمان ! اى اجابت كننده دعاى مضطرها! به پستى و ذلتى كه نسبت به خودم روا داشتم رحم كن . تو از من به خودم مهربانترى بخصوص در مثل چنین روزى كه مرا دعوت به دیدار خود نموده اى . من میهمان تو هستم پس ‍ راضى نشو كه آبرویم پیش میهمانهایت بریزد. كارم را اصلاح كرده و از لباسهایى كه به میهمانانت مى دهى به من نیز عنایت فرما تا بتوانم زشتى ها و نقایص خود را پوشانده خود را بیارایم و آبرویم را حفظ كنم .

اگر انسان با اضطرار واقعى روى به درگاه پروردگارش آورد محال است او را اجابت نكند. او كسى است كه در قرآن خود فرموده است : ((امن یجیب المضطر اذا دعاه و یكشف السوء؛ اى كسى كه هنگامى كه مضطر او را بخواند، او را اجابت نموده و گرفتاریش را برطرف مى نماید.)) بنابراین بنده باید اضطرار را در خود بوجود بیاورد. اغلب مردم روحیات بدى در خودى بوجود آورده و از صفات خوب غافل هستند. بهمین جهت نیز از خود خجالت نمى كشند تا بخاطر حیا و پوشاندن زشتیها و رسواییهاى خود مضطر شوند. و اگر در این مورد عملى هم انجام بدهند، ناشى از چیزهایى است كه بطور اتفاقى شنیده و مسموعات آنها خجالت و شرمى در آنها بوجود نمى آورد؛ چه رسد به این كه آنچنان خجالت بكشند كه به اضطرار برسند.

و خلاصه اگر شرمى كه به اضطرار برسد بوجود آمد، اجابت نیز بدنبال آن آمده و گرفتارى برطرف مى گردد. علامت اضطرار نیز این است كه در هنگام عید قلب او شكسته ، و از رد شدن بترسد؛ امیدوار عفو و فضل او بوده و امیدوارى به كرم پروردگارش را بیشتر نماید؛ بانتظار رحمت و عنایت خداوند باشد آنگونه كه بندگان صالح او هستند؛ و ترس خود را با ملاحظه این كه امروز روز جایزه دادن و بدست آوردن فضیلت است از بین ببرد. در عین حال با گوشه چشم به عظمت خدا و بزرگى جنایت خود نگریسته و مانند كوتاهى كنندگانى كه به دامن عفو فراوان او پناه آورده اند، رفتار مى كند؛ و تمام سعى و تلاش او براى استغفار و جلب رحمت و دیدن آثار قبولى است . و به نگهبانان و حامیان خود كه از معصومین (علیهم السلام ) مى باشد، پناهنده شده تا او را شفاعت نمایند. و خداوند را به حق و آبروى آنان نزد خدا قسم مى دهد كه او را با عفو خود اكرام نموده ، از فضل مخصوص خود محروم نكند، صورت كریم خود را از او برنگردانده ، بخاطر آنان او را قبول نماید و آنگونه كه با حزب و دوستان خود رفتار مى كند با او نیز معامله كند. از بوجود آمدن این حالات معلوم مى گردد كه فیض قدسى شامل حال او شده است كه باید خدا را بخاطر نجات و رهایى از خطر هلاك ثنا گفته ، و از این به بعد با یارى گرفتن از پروردگار خود را از غفلت و انجام كارهایى كه باعث هلاكت دائمى است دور بدارد.

آنچه درباره اضطرار به پوشش پروردگار گفتیم ، فقط در كسى بوجود مى آید كه با چشم دل نجاست گناهان را بر اعضاى بدنش و پلیدى عیوب دل بر روح و جانش را ببینید. آن هم نه مجازا بلكه واقعا این مطلب را درك كند و بفهمد كه این نجاستها و پلیدیها نجستر و كثیفتر از چیزهاى كثیف این عالم و بدبوتر از مردارهاى بو گرفته دنیاست .

اگر كسى خود را در پیشگاه سرور رسولان و ائمه طاهرین و فرشتگان مقرب و سایر پیامبران و رسولان فرض نماید چه حالى خواهد داشت ؟ فكر مى كنم اگر انسان یك دهم این رسوایى را داشت ، آرزو مى كرد زمین او را فرو برد تا از این رسوایى رهایى یابد. مریم راستگو هنگام فرض ‍ رسوایى بین مردم ، با این كه نزد خداى عزوجل و فرشتگان پاك بود، گفت : ((بهر صورت تمامى ما به پوشش زیباى خدا محتاج بوده و اگر این پوشش از ما برداشته شود، رسوا خواهیم شد.

یكى از پوششهاى زیباى او، همین شكل انسانى است كه اگر از ما سلب شده و مردم شكل واقعى ما را ببینند رسوا مى شویم . زیرا شكل روح متناسب با اخلاق و صفات است . مثلا كسى كه صفت غضب بر او غالب باشد، روح او بشكل سگ خواهد بود. مگر این كه خُلق خود را با داروى حلم معالجه نموده ، خشم تبدیل به شجاعت شده و شكل سگ به شكل انسانى شجاع تغییر یابد. و همینطور سایر اخلاق و صفات . بهمین جهت گذشتگان هر روز با آینه و غیره سیماى خود را بررسى مى كردند تا مطمئن شوند كه تغییر نكرده و مسخ نشده و پوشش خدا همچنان باقى است . و این شكلهاى حقیقى گاهى اوقات به بعضى از اولیا نشان داده مى شود و مردم را باین شكلها مى بینند. از امام سجاد (علیه السلام ) روایت شده است كه پرده را از جلو دیدگان شخصى برداشته و شكل واقعى حاجیها را به او نشان داد و او در میان جمعیت فقط دو نفر را به شكل انسان دید.

هنگام برپایى نماز عید بصورت جماعت ، مصیبت غیبت او را بیاد آور و بیاد داشته باش كه امامت نماز عید از حقوق مخصوص امام زمان (عج ) و برپایى آن از كارهاى معروف اوست .

((چون در روز عید خود را آشكار كند، دیده همگان بر زیبائیش خیره گردد. ارواح آنان بسوى زیبائیش سرازیر شوند و مردمك چشمانشان از فرط زیباییش هوس گلزار نمایند. عید من آن روزى است كه با دیدگان شاد كه زیباییش را تحسین مى كند، آن زیبایى را ببینم .))

آیا این مصیبت نیست كه بجاى نماز با امام (علیه السلام ) با دیگران نماز بگزاریم ! اگر بجاى دیگران امام زمان (علیه السلام ) خطبه هاى نماز عید را مى خواند چه حالى داشتیم ! و اگر او در میان ما بود روزگار ما چقدر با امروز فرق داشت !

آنگاه به آنچه در روایات درباره او آمده بنگر از قبیل : بركتها و نورهاى زمان حضور او، گسترش عدل ، برچیده شدن بساط ظلم و سركشى ، عزت اسلام ، احترام قرآن ، رواج ایمان ، كامل شدن عقلها، تزكیه دلها، اصلاح اخلاق و از بین رفتن تفرقه و نفاق .

مناجات با امام زمان

آنگاه با صداى بلند او را مورد خطاب قرار داده و با زبان شوق به حضرت قدس او عرضه بدار: ((اى پسر احمد! آیا به سوى تو راهى هست تا ملاقات شوى . چه وقت روزها را با تو سپرى كرده و بهره مند مى گردیم . چه زمانى وارد آبشخورهاى فراوان و سیراب كننده ات شده و سیراب مى گردیم ؟ تشنگى زیاد ما طول كشید. چه هنگام از آب گوارایت استفاده خواهیم كرد؟ مولایم ! سرورم ! چه وقت ما را دیده و ما نیز تو را مى بینیم در حالى كه پرچم پیروزى را برافراشته اى ؟ مولایم ! چه زمانى یكدیگر را دیده و چشمان ما از دیدار تو روشن مى گردد و با راهنمایى تو هدایت مى شویم ؟ و آنگاه ما را از حقایق امورمان آگاه كرده ، گره ام به دست تو باز شده ، نادانیها از بین رفته و كمالات كامل مى شود.

آقا و مولایم ! امید و آرزویم ! كاش سرنوشت خود را مى دانستم ، آیا با نور جمالت دیدگانم روشن خواهد شد! آیا از وصال گوارایت سیراب خواهم شد! یا با این اندوه ها روانه قبرم شده و با غصه ها و اندوه فراوان از این دنیا مى روم !))

آقایم ! طولانى شدن جدایى شما مرا كشته و امید وصال شما و آنچه درباره نشانه هاى ظهورتان فرمودید، زنده ام مى كند. چرا چنین نباشد كه اگر این وعده هاى در روایات و انتظار ظهور شما و آثار آن نبود از بین رفته بودیم . درود و سلام خدا بر كسى كه ما را با این وعده ها و انتظار ظهور شما زنده كرده و ما را از آن آگاه نمود. زیرا این مطلب ، امروز باعث زندگى بندگان مشتاق به شما و به وصال شماست و زبان حال همه ما مى گوید:

((مرا وعده دادند. مرا وعده دادند. و اعلام راءى دادگاه آیین عشق را به تاءخیر انداختند، در حالى كه آیین عشق آیین من است . دل را با یاد محبوب شاد گردان و گوشهایم را با وعده اش نوازش كن .))

آقایم ! اگر نمى دانستم كه گشایش بعد از سختى است ، این سختیها بر دل و جان ما بیش از آن بود كه بتوانیم آن را تحمل كنیم ؛ ولى باین جهت كه اینها علامت گشایش است تحمل آن براى ما آسان است و بدین جهت كه باین وسیله به شما مى رسیم این سختیها محبوب ماست .

آقایم ! مدت سپرى شده و به آخر رسید. منتظر امر شما هستیم . با یاد شما زندگى كرده ، و آثار ظهور شما را جستجو مى كنیم . آقایم ! كار سخت شده و ظلم و ستم فراوان ، و فساد بى سابقه اى سراسر گیتى را فرا گرفته است . هواى نفس نیز ضمیمه آن شده و آتش هواهاى نفسانى شعله ور گردیده و گیتى را سوزانده است ؛ بوسیله آن شهرها خراب ، آبادانى نابود و انسانها و حیوانات از بین رفته اند.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()