اگر انسان به كسى چنین وعده هایى بدهد، بى تفاوت از كنار این وعده ها نخواهد گذشت . بخصوص اگر بداند كه او مى تواند به وعده هاى خود عمل نماید. و همین كه احتمال توانایى بر انجام وعده هاى او را بدهد براى عمل كردن به دستورات او كافى است . زیرا پاداش خیلى بزرگ است ؛ پاداشى چون پاداش صد ملازم مسجد كه در عمر خود حتى در یك چشم بهم زدن نیز نافرمانى خدا را ننموده اید. این پاداش قابل مقایسه با هیچیك از سعادتها، داراییها و شادیهاى دنیا نیست . و وقتى كه سود زیاد باشد، گر چه احتمال آن ضعیف هم باشد عقل حكم به انجام آن عمل براى رسیدن به آن سود مى كند. كه در اینجا احتمال سود ضعیف هم نیست . زیرا ((اخبار تسامح )) در دلیل اعمال مستحبى سند این روایت را معتبر گردانیده و احتمال آن قوى مى شود. به رغبت و اشتیاق خود براى بدست آوردن كالاهاى این دنیاى پستى كه بقائى نداشته ، با تلخیهاى فراوان همراه و مانع رسیدن نور است بنگر و ببین براى رسیدن به آن و اندوختن آن با احتمال ضعیفى وطن ، آسایش و خانواده را ترك و به مسافرت مى روى . بیابانهاى وسیع را در نوردیده ، دریاها را زیر پا گذاشته و از جنگلها عبور مى كنى و نهایت آرزوى تو این است كه مثلا از این سفرها به هزار دینار برسى . در حالى كه احتمال مى دهى به آرزوى خود نرسیده و حتى مال ، جان و آبرویت بخطر افتاده و یا با مرگ دست و پنجه نرم كنى ولى باز هم حاضر نیستى از هدف خود دست برداشته و با این عذرها از جدیت و تلاش دست بردارى .

پس با توجه به این كه نعمتهاى آخرت پایدار و بدون هیچ رنجى است و با این گونه اعمال بطور یقین مى توان به آن رسید، چرا عمل نمى كنى . و اگر نقص در خود انسان باشد نیز مى توان آن را رفع كرده و سپس به انجام عمل پرداخت . آیا در این صورت بى تفاوتى در مقابل این پاداشها علتى جز ضعف ایمان یا بیمارى قلب كه ناشى از حب دنیاست ، خواهد داشت .

ویژگى طاعت و عبادت این شب

طاعت و عبادت ، در این شب از این جهت كه مشهور نبوده و مردم كمتر، در آن به طاعت خدا مشغول مى گردند، آن را از سایر شبهاى مشهور ممتاز مى گرداند. كه این مطلب نزد اهل مراقبت مهم است . زیرا توجه ، در زمان غفلت عموم ، از مراقبات مهم و باعث سرعت اجابت است . و نیز اعمال نزد خداوند بزرگتر و به قبول نزدیكتر و اجر بیشترى دارد. پس با تمام جدیت و اشتیاق براى اجابت دعوت منادى به كرامت خداى متعال اقدام نموده ، فرصت را غنیمت شمار و از خواب برخیز. چون بزودى مصیبت مرگ سراغت مى آید كه بعد از آن نمى توانى ذره اى از این منافع بزرگ را بدست آورى . هنگام دیدن فرشته مرگ بیدار شده و یك سال مهلت مى خواهى ولى مى گوید سالهاى زیادى را از دست دادى .

مى گویى : یك روز؛ مى گوید: روزهاى زیادى را سپرى كردى . به یك ساعت راضى مى شوى ولى این فرصت را به تو نمى دهد. و با افسوس ‍ زیاد بخاطر از دست دادن ایام فرصت و زمان مهلت مى میرى . چه افسوس سخت و چه اندوه جانكاهى !

اعمال روز بیست و پنجم ، روز ((دحوالارض ))

كار مهم در این ماه آگاهى از نعمتهایى است كه خداوند در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمین )) به بشر ارزانى داشته است . زیرا آگاهى از نعمت و كم و كیف آن اولین مرتبه شكر است . همانگونه كه در روایات بر این مطلب تصریح و در علم اخلاق ثابت شده است .

در روایات زیادى آمده است كه در بیست و پنجم ذى القعده كعبه نصب گردیده ، زمین گسترده شده ، آدم پایین آمده ، خلیل و عیسى (علیهما السلام ) متولد شدند و رحمت پخش شده است .

از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) روایت شده است كه فرمودند: ((اولین رحمتى كه از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذى القعده بود. كسى كه این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت . هر گروهى كه در این روز براى ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آیند، پراكنده نمى گردند مگر این كه خواسته آنان داده مى شود. در این روز یك میلیون رحمت نازل مى شود كه نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران این روز و عبادت كنندگان این شب خواهد بود.))

دو ركعت نماز در این روز

روایت شده است : پیش از ظهر، دو ركعت نماز با یك بار حمد و پنج بار شمس و ضحى خوانده و بعد از سلام بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و دعا كرده و بگوید: یا مقیل العثرات ! اءقلنى عثرتى . یا مجیب الدعوات ! اءجب دعوتى . یا سامع الاصوات اسمع صوتى و ارحمنى و تجاوز عن سیئاتى و ما عندى ، یا ذالجلال و الاكرام !

نیز مستحب است دعایى را كه اول آن ((یا داحى الكعبه )) است بخواند.

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین شكلى دارد و ماهیتى . شكل ظاهرى آن همانگونه كه در ((اقبال )) به آن اشاره شده این است كه خداى متعال در این روز زمین را براى سكونت و زندگى انسانها آفرید و از رحمتى كه در این روز نازل گردید، زمین و نعمتهاى آن حتى بدن و روزى ما بوجود آمد. بنابراین تمام نعمتها از هر جنس ، نوع و صفت ، كه كسى قادر به شمارش آن نیست ، در این روز فرود آمده و پخش شده است .

بنابراین لازم است بنده اى كه مراقب مولایش بوده و در پى شكر نعمتهاى اوست ، درباره نعمتهایى كه از آن آگاهى داشته و با آفرینش زمین و آنچه در آن است از آن بهره مند گردیده ، بیندیشد. مثلا از نعمتهاى خداوند متعال در بدن خود شروع نماید كه با فراوانى و لطافت آن قطعا نمى تواند تمام آن نعمتها را درك كند. كه براى توضیح بیشتر مى توان به علم تشریح پزشكى مراجعه نمود. در كتاب جدیدى از یكى از نویسندگان اروپایى عكسهایى دیدم كه پوشش عضوى را با عضو دیگر و رگها و مویرگها را با رنگهاى مختلف و مدارها، رگها و اجزاى دیگر بدن را نشان مى داد بگونه اى كه انسان و حتى پزشك به شگفت مى آید كه چگونه تمام اینها بطور مستقیم یا غیر مستقیم در سلامتى آن عضو و بطور غیر مستقیم در سلامتى مزاج انسان مؤ ثرند. و بالاخره نعمتهایى كه با حس درك مى شوند بالغ بر چند میلیون هستند. و از اینجا مى توانیم بفهمیم نعمتهاى غیر محسوس بیش از نعمتهاى محسوس است .

این گونه اى از نعمتهاى بدنى است كه انواع دیگرى نیز دارد كه شاید تعداد آن بیشتر و عجیب تر از این باشد. از جمله نعمتها نیروهایى نامرئى است كه در این اجزاء با تكثیر، تحریك ، شكل دادن ، تغذیه ، رشد، هضم ، دفع و... فعالیت مى كنند. و هر كدام علامت و آثار خاص خود را دارند. یكى دیگر از نعمتها وجود ملكوتى این نیروها، قوایى كه از آنها تبعیت نموده ، كاركرد و تاءثیر آن بر كار نیروهاى نامرئى كه به شرایط زمانى ، مكانى ، وضعیت جسمى و روحى و سایر شرایط خارجى بستگى دارد، مى باشد؛ كه هیچكس قادر به شمارش عناوین این گونه نعمتها نمى باشد، مگر خدا یا كسى كه از جانب او از آن مطلع شده باشد؛ چه رسد به شمارش تك تك آن . و اگر انسان شكل ارتباط عوالم با یكدیگر را بفهمد، بروشنى مى یابد كه تمام این عوالم در سلامتى كامل هر كدام از اعضاى بدن و حتى هر جزء از اجزاى آن عضو، نقش دارند؛ و مى فهمد كه خداوند متعال براى اعطاى یك نعمت بظاهر جزئى به او این همه مقدمات را ایجاد نموده است .

آنگاه اگر درباره نعمتهاى خارجى از قبیل خوردنى ، نوشیدنى ، لباس ، چیزهایى كه در آن دخل و تصرف مى كند و حواس ظاهرى و باطنى كه در عوالم مختلف هستند اندیشه نماید، فرموده خداوند: ((قادر به شمارش ‍ كامل نعمتهاى خدا نیستید)) و ((لشكریان پروردگارت را بجز خود او كسى نمى داند.)) را بهتر درك مى كند.

یكى از عالمهایى كه انسان با نیروى خیال در آن دخل و تصرفات جزیى دارد عالم مثال است كه بشر توانایى فهم و و گستردگى آن را ندارد. چه رسد به دخل و تصرفاتى كه با عقل محیط خود در تمام این عالمها، مى نماید. اى مسكین ! تو كجا و فهم تفصیلى یكى از امور یكى از عالمهایى كه عقل تو در آن دخل و تصرف مى كند كجا. به این نعمتها بنگر و خود قضاوت كن كه چگونه باید شكر این نعمتها را بجا آورى .

تازه اینها ظاهر نعمتهایى است كه آفریننده زمین با گسترش زمین به تو عنایت نموده است و اگر درباره عطایاى مالك دنیا و آخرت كه با آفریدن زمین به تو عنایت نموده ، اندیشه كرده و آن را كاملا درك كنى ، شگفتیت افزون خواهد شد.

در این مورد باختصار مى توان گفت : آنچه اهل حق و مكاشفه دریافته و روایات اهل بیت وحى (علیهم السلام ) به آن اشاره دارد این است كه خداى متعال آدم را آفریده و او را در عالم مثال قرار داد - عالمى كه در بعضى از روایات از آن به بهشت و در بعضى دیگر به شهر ((جابلقا)) تعبیر شده است . و این همان بهشت آدم است كه از آن به زمین فرود آمده ، تا با عبور از این دنیا از نعمتهاى مثالى ، كه در عالم برزخ براى او آماده شده بهره بردارى كند؛ كه این عالم در برابر بهشت آدم بوده و ((جابلسا)) نامیده مى شود؛ و نیز به این جهت فرود آمد كه در عالم آخرت و در بهشتهاى جاوید از نعمتهایى كه براى او مهیا شده ، استفاده نماید. و اگر آدم به این دنیا نمى آمد، هیچگاه به نعمتهاى سراى آخرت نمى رسید؛ و تمام نعمتهایى كه خداوند به پیامبران ، جانشینان آنان ، اولیا و مؤ منین وعده داده است از فواید سفر به این عالم بوده و این عالم ایستگاهى از ایستگاههاى سفر آخرت مى باشد. حتى از یك جهت منشاء و سرچشمه نعمتهاى آن است . بهمین جهت نیز در روایات ((مزرعه آخرت )) نامیده شده است . و شاید این آیه قرآن نیز به همین مطلب اشاره داشته باشد: ((این همان چیزى است كه قبلا روزى ما بوده و اكنون مانند آن روزى ما شده است .))

بنابراین تمام نعمتهاى جاوید و فناناپذیر كه قابل مقایسه با نعمتهاى این دنیاى پست نمى باشد - و خالق آن از هنگام آفرینش دنیا هیچگاه به آن نظر نكرده و آن را براى بندگانش انتخاب ننموده و سراى پاداش نیست - منشاء و سرچشمه آن همین عالم دنیا است . بنابراین عارف مراقب در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمین )) بر خود لازم مى بیند كه در مقابل تمام این نعمتها شكرگزارى نماید.

و در این هنگام بخوبى مى یابد كه نمى تواند حق مقدار كمى از اجزاى گوشه كوچكى از آن را ادا نماید؛ گرچه تمام عابدین شاكر را به كمك طلبیده و تا ابد مشغول شكرگزارى گردند. نه باین جهت كه شكر این نعمتها نیز از نعمتهاى خدا بوده و بر آن نیز شكرى واجب است ، بلكه بخاطر بزرگى ، فراوانى ، ظرافت و دیده نشدن آن نعمتهاست . و آنگاه كه بنده به این شناخت رسیده و نعمتهاى الهى را قدر شناخت ، نشانه كسانى را كه بخوبى ناتوانى و كوتاهى خود را در شكرگزارى خداى متعال فهمیده اند پیدا كرده و خجالت مى كشد كوشش خود را - هر مقدار كه باشد - شكرگزارى بداند. و مى فهمد كه خداوند با قبول این شكرگزارى كم و ناچیز این نعمتها چه منتى بر او دارد. و خداوند متعال را براى این انجام دادن این شكرگزارى ، سپاس مى گوید. و معنى شكور (بسیار شكرگزار) را كه از نامهاى خداوند است ، تا اندازه اى مى فهمد. گرچه شناخت كنه نامهاى خداوند متعال محال است .

از بزرگترین نعمتهاى این روز این است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زیارت نموده و با پاداش و رضایت فراوان این عمل را از آنان مى پذیرد. و این نهایت لطف ، مهربانى و كرم است . آنگاه كه انسان با چشم باز در معانى اعمال حج تاءمل نماید به لطف بزرگ خدا پى مى برد. و بالاتر از این ، مى یابد كه او تا چه اندازه دوست دارد كه دست عنایت خود را روى سر مؤ منین نگهدارد. نیز نهایت عنایت او در جذب آنان به در خود و دعوت آنان به نزدیكى و پناه خود را درك كرده و قدر نعمت وجود این پیامبر بزرگوار را كه بواسطه آن ما را به این عالمهاى گرانقدر هدایت نموده و ما را از اسرار آن آگاه نموده ، و این دلهاى مرده را با نور ایمان حیات بخشیده و گمراهى آن را با نور یقین تبدیل به هدایت نموده ، خواهد دانست .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()