بطور اختصار درباره نعمت نصب كعبه مى توان گفت : خداوند متعال انسان را از خاك آفریده و او را به دیدار و پناه خود دعوت نمود. نزدیكى و پناه او نیز مخصوص بلند مرتبگان و افراد با معنویت است . و به جهت این كه انسان در اوایل كار، به جهت فرو رفتن در تاریكیهاى عالم طبیعت و اسارت در كره خاكى و میان آب و گل ، به این عالمهاى عالى دسترسى ندارد، خداوند، عالم او را با ایجاد مكانى آباد كرده و آن را خانه خود نامید. و آن را زیارتگاه زائرانش و طالبین حضرتش قرار داد تا بر گرد آن چرخیده ، زیارتش كرده ، به مقتضاى حال خود با پروردگارشان ماءنوس ‍ شده و با این امور آماده عالمهاى قدس و نزدیك شدن به خدا گردند. براى این زیارت نیز عبادتهایى مقرر فرموده كه تمامى آنان باعث پرواز از عالم خاكى به عالم ملكوت ، جبروت و لاهوت است . بعبارت دیگر این عبادتها عبادت كننده را آماده زیارت كعبه حقیقى مى نماید كه درباره آن در روایت آمده است : ((زمین و آسمانم گنجایش من را ندارد بلكه قلب بنده مؤ منم گنجایش مرا دارد)). بعبارت دیگر این عبادات باعث شناخت نفس مى شود كه شناخت پروردگار را در بر دارد. همانگونه كه در مناجات شعبانیه به آن اشاره شده است : ((چشم قلبهاى ما را با نگاه آن به خودت روشن فرما تا دیدگان قلبها حجابهاى نورى را پاره كرده و آنگاه به معدن بزرگى رسیده و روحهاى ما به پاكى گرانقدرت آویزان گردد.))

انسان بخاطر حجابهاى تاریكى و نورى نمى تواند به معدن بزرگى برسد. حجابهاى تاریكى همان عالم طبیعت است كه آنرا دیده و حس مى كنیم البته بعضى از عالمهاى مثال نیز به حجابهاى تاریكى ملحق مى شوند. حجابهاى نورى نیز از آنجا شروع مى شود كه انسان با واگذاشتن ماده و شكل از عالم طبیعت ترقى ، نفس خود را مجرد از این دو دیده ، نفس و حقیقت او بدون پوسته ماده و شكل براى او آشكار شده و نفس خود را امر بزرگى ببیند. و با بقاى حجابهاى نورى در معارف كشفى بر او گشوده مى شود و آنگاه باندازه اى كه این حجابها كنار رفته و در عوالم نورى اندیشه نماید، علم به مبداء، معاد و حقایق مقامات دینى كه در این آیه آمده است : ((و كسى كه به خداوند، فرشتگان ، كتابها و پیامبران او و روز قیامت ایمان آورد...)) براى او منكشف مى شود. تا جایى كه دیدگان دلها حجابهاى نورى را پاره كرده و به معدن بزرگى برسد؛ و در این هنگام به مقام قرب رسیده ، و با مشاهده جلوه هاى نامها و صفات خداوند رستگار شده و از زائرین و پناه داده شده هاى او محسوب مى گردد. و خلاصه خداوند با لطف خود براى اهل این عالم خانه اى همجنس عالم خودشان قرار داده تا از فیض زیارتش محروم نمانده و براى این خانه نیز عباداتى را مقرر داشته كه باعث آماده نمودن دیدار كننده و شایسته گرداندن او براى دیدار خانه حقیقى اش مى گردد.

بعضى از اسرار عبادات حج

در اینجا بد نیست به بعضى از اسرار عبادات حج كه باعث رسیدن به زیارت حقیقى و باطنى شده و در روایات آل محمد - درود خدا بر همه آنان باد - آمده است ، اشاره نماییم :

در ابتدا روایتى را كه از امام زین العابدین (علیه السلام ) درباره اسرار عبادت حج رسیده و در آن هدف اصلى از هر كدام از اعمال حج را براى شبلى (راوى حدیث كه به حج رفته و اعمال آن را انجام داده بود) بیان نموده اند ذكر مى كنیم : آن حضرت (علیه السلام ) فرمودند: ((اگر این اعمال را به این نیتها انجام نداده باشى گویا اصلا آن را انجام نداده اى : فرود آمدن به میقات بنیت بیرون آمدن از گناهان و پوشیدن لباس طاعت ، كندن لباس را بنیت در آمدن از ریا و نفاق ، غسل را بنیت پاك شدن از خطاها و گناهان ؛ پاكیزه شدن با داروى نظافت را بنیت توبه خالصانه براى خدا؛ محرم شدن را بنیت حرام داشتن آنچه خدا حرام كرده ؛ پیمان بستن بر حج را بنیت شكستن تمام پیمانها بجز پیمان خدا، ورود به میقات بعد از محرم شدن بنیت زیارت خدا، نماز در این زمان را به نزدیك شدن به خدا، لبیك گفتن را بنیت سخن گفتن در راه طاعت خدا و نگهدارى آن از هر گناهى ، وارد شدن به حرم بنیت تحریم غیبت هر مسلمانى ، دیدن خانه بنیت دیدن خانه خدا، قصد خداى سبحان ، بریدن از غیر خدا و تلاش ‍ براى فرار بسوى خدا، لمس كردن حجرالاسود بنیت مصافحه با خدا، توقف در مقام ابراهیم بنیت توقف در هر طاعت و انجام ندادن هیچ نافرمانیى ، و نماز در این مقام بنیت نماز ابراهیم خلیل (علیه السلام ) - شاید این مطلب اشاره باشد به این كه به نیت دوستى و رفاقت رسیده است - رفتن به چاه زمزم و نوشیدن از آن بنیت رفتن بر سر طاعت و چشم پوشى از نافرمانى ، راه رفتن بین صفا و مروه بنیت در میان ترس و امید بودن ، رفتن به منى بقصد در امان گذاشتن مردم از زبان ، قلب و دست ؛ توقف در عرفه بنیت شناخت خدا و اطلاع او از باطن و دل ، بالا رفتن از كوه رحمت بنیت اعتقاد این كه خدا با هر مرد و زن مؤ منى مهربان است ؛ رفتن به مزدلفه و جمع كردن سنگریزه بنیت از بین بردن هر نافرمانى و نادانى و بدست آوردن علم و عمل ؛ رفتن به مشعر بنیت بوجود آوردن احسان و شعور اهل تقوى و ترس در دل ، رسیدن به منى و سنگسار كردن جمره ها بنیت رسیدن به هدف و بر آورده شدن نیازها، تراشیدن سر بنیت پاك شدن از چركها؛ خارج شدن از گناهان و جبران كارهاى بدى كه در حق دیگران انجام داده اى ؛ ورود در مسجد خیف بنیت نترسیدن مگر از خدا و امیدوار نبودن جز به او، ذبح قربانى بنیت سر بریدن طمع و پیروى كردن از خلیل الرحمن در سر بریدن فرزندش ؛ و بازگشت به مكه و طواف بنیت بازگشت به رحمت و فرمانبردارى خدا و نزدیك شدن به خداى متعال .

هدف اصلى از تشریع حج و سایر عبادات تقویت بعد روحانى است تا انسان با معنویت شده و از عالم جسم به عالم معنى ترقى نموده و شناخت خدا، دوستى و انس او را بدست آورد و در سراى كرامت او با اولیایش بسر برد. و بجهت اینكه تمام انسانها بجز عده نادرى قبل از بلوغ ، بخاطر نداشتن عقل ، علم و عمل بعد حیوانى آنان كامل شده و درندگى ، حیوانیت و شیطنت در آنان نیرومند و قواى عقلانى و معنوى آنان ضعیف مى شود؛ بگونه اى كه موجودى است كه بجز حیوانیت چیزى نداشته و گویا سگ ، خوك و شیطان بالفعل و انسان ضعیفى است بالقوه ؛ لطف خداى متعال اقتضا نمود كه آنان را بحال خود رها نكرده و پیامبرانى براى آنان فرستاده و براى آنان شریعتها، عبادات و اعمالى تشریع نماید تا آنان را از بعد جسمانى به بعد روحى ، از گمراهى به هدایت ، از حیوانیت به انسانیت ، از تاریكى به نور و از دورى به نزدیكى بكشاند. در این راستا تكالیف و عباداتى براى آنان مقرر فرمود كه بعضى از آنها در از بین بردن تاریكیها و بعضى دیگر در جلب نور و بدست آوردن آن مؤ ثر است .

 

 

بعبارت دیگر بعضى از آنها باعث دور شدن صفات بد بوده و بعضى دیگر در متصف شدن به صفات نیك مؤ ثرند و بعضى از آنها هر دو جنبه را دارا هستند كه حج اینگونه است . حج دارویى الهى و مركب از اجزاء بسیار نافعى براى بیماریهاى دل مى باشد. بیماریهایى كه قلب را از عالم نور باز مى دارد. مثلا خرج كردن در حج بیمارى بخل را معالجه نموده و تواضع و خوارى در اعمال حج و طواف و نماز مرض تكبر را معالجه مى كنند؛ بخصوص اعمالى كه فلسفه آن را نمى دانیم ، مانند هروله یا تحمل سختیهاى اعمال آن كه تنبلى را معالجه مى كند. و سایر اعمال آن ...

بنابراین حج و سایر عبادات باید آنطور انجام شود كه خدا مى خواهد. و تنها زمانى به این امر رسیده و از نتیجه عبادت برخوردار مى شویم كه هدف از آن عبادات را بدانیم . و اگر كسى حج را همانگونه كه در این روایت آمده بود انجام داده و به تك تك اعمال و نیتهایى كه در آن آمده بود عمل كند، مى توان گفت : آنگونه حج را بجا آورده است كه خدا مى خواهد.

لازمه به توضیح است مراد حضرت (علیه السلام ) از این كه فرمود: نیت تو از فلان عمل فلان چیز باشد، این است كه باید آن نیت و قصد را در خارج از دل نیز بوجود آورد نه این كه فقط نیت را از دل بگذراند ولى خلاف آن عمل كند مثلا آنجا كه فرمود: آیا قصد تو از در آوردن لباس این بود كه لباس نافرمانى را در آورده اى ؟ مراد این است كه واقعا در حال حاضر گناهان را ترك نموده و تصمیم جدى بگیرد كه در آینده مرتكب گناهان نشود. و باقى نیتها و قصدهایى كه در این روایت آمده نیز همینطور است . زیرا به كسى كه كارى بر خلاف قصد خود انجام بدهد، نمى گویند قصد فلان عمل را نموده است . و از دل گذراندن نیت و انجام كارى بر خلاف آن همزمان با هم استهزاء و غفلت است نه نیت .

در یك كلام ، مراد از نیت ، ایجاد آنچه قصد كرده در خارج است ، نه از دل گذراندن آن ، گرچه در این حال مشغول انجام كارى كه مخالف آن است باشد. مثلا آنجا كه مى فرماید: ((منظور تو از سعى بین صفا و مروه این بود كه بین ترس و امید هستى )) منظورش این است كه در حالى بین صفا و مروه رفت و آمد كن كه واقعا در حالت ترس و امید باشى ؛ مانند كسى كه در آستانه سراى سلطان قدم زده و بزودى او را مى بیند، كه چگونه هم امید دارد كه با كرم و جود با او برخورد نموده و او را بپذیرد و هم مى ترسد كه او را رد نموده و مجازات نماید؛ و در حالى كه فكرش ‍ مشغول این دو است ، قدم مى زند و حتى رغبت و ترس دو محرك براى این قدم زدن هستند.

سعى در جهت اخلاص

علاوه بر رعایت موارد فوق باید به اصلاح نیت نیز بپردازیم زیرا اولین چیزى كه بر هر مكلفى و در هر عبادتى واجب مى باشد، اصلاح نیت و خالص كردن صادقانه آن است و آنچه در این بحث بطور اجمال در این باره مى توان گفت این است كه باید انگیزه او براى بجا آوردن حج ، این باشد كه حج عاملى در جهت از بین رفتن پرده ها بین او و پروردگار بوده و او را به زیارت خدا برساند و از همراه ساختن هر چیزى با این نیت باید خوددارى نماید.

براى كشف نیت و انگیزه اى كه دارد مى تواند خود را امتحان كند. مثلا اگر بعد از این كه براى سفر حج آماده شد و مردم از این مطلب مطلع شدند، بفهمند كه هدف او با صرف هزینه سفر، در جاى دیگر برآورده شده و مردم نیز از آن مطلع نخواهند شد و صرف هزینه در آن مورد، نزد خدا مطلوبتر از صرف آن در حج است كه اگر در این صورت نرفتن به حج براى او سخت نبوده ، و از مردم خجالت نكشد و وجود مردم و آگاهى آنان در این مورد براى او یكسان باشد و براى او فرقى نداشته باشد كه مردم او را مطیع یا گناهكار بدانند و براى او سخت نباشد كه مردم با او مانند سایر كسانى كه به حج نرفته اند، رفتار كنند، معلوم مى شود كه نیت او از حج فقط نزدیك شدن به خدا بوده و نیت خود را براى خدا خالص نموده است .

و اگر علاوه بر این براى رفتن به حج اشتیاق كاملى نشان داده و در راه رسیدن به حج و زیارت او از هیچ كوشش و تلاشى فرو گذار نكرده ؛ سختیها را راحت دیده و با كمال جدیت تمام موانع را از سر راه بردارد، معلوم مى شود نیت او چیزى جز نزدیكى به خدا و زیارت او نیست .

درباره تفسیر این فرمایش خداوند متعال كه از كلیم نقل قول نموده است : ((پروردگارم ! بسویت شتافتم تا خوشنودى شوى )) روایت شده : ((موسى چهل روز از خوردن غذا و نوشیدنى خوددارى نموده و نخوابید.)) آنگاه به لوازم این نیت عمل كند. كه اگر این قصد بوجود آمد لوازمش خود بخود بوجود مى آید و احتیاج به یاد دادن و یادآورى ندارد، و یاد دادن لوازم این قصد مثل یاد دادن گریه و شیون به مادر بچه مرده است . و پر واضح است كه هر چیزى كه او را از یاد خدا باز دارد خواه حرام ، مكروه یا مباح باشد مانع رسیدن او به آرزویش مى شود. بنابراین باید به هیچ شهوت و خواسته اى جز رسیدن به خدا علاقه اى نداشته باشد.

كسى كه در این میدان وارد مى گردد، باید با تمام جدیت و توان و كمك گرفتن از عنایات خداى مهربان و كشش هاى او براى حضور در پیشگاه پروردگار جهانیان آماده شود. و بهترین كارى كه در این جهت مى تواند انجام دهد؛ علاقمند شدن و اشتیاق به آن است .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()