در كتاب مصباح الشریعه از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است كه درباره صفات مشتاق فرمودند: ((میلى به خواب و آب و خوراك نداشته و با دوستى انس نمى گیرد؛ در خانه اى منزل نكرده در هیچ منطقه اى ساكن نمى شود؛ لباس نپوشیده آرام و قرار نداشته و شب و روز خداوند را عبادت مى كند با این امید كه به مشتاق خود برسد؛ با زبان شوق با او مناجات نموده و آنچه در دل دارد را بر زبان مى آورد؛ چنانچه خداوند از حضرت موسى در وعده گاه پروردگارش نقل نمود: ((پروردگار من ! شتافتم بسویت تا خوشنود گردى .)) و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره او فرمود: نخورید، نیاشامید و نخوابید و به خاطر شوقى كه به پروردگارش داشت در چهل روز رفت و آمد میلى هم به هیچ كدام از اینها نداشت . بنابراین آنگاه كه وارد میدان شوق شدى ، دست از هواهاى نفسانى و خواسته هاى دنیایى بشوى ، تمام چیزهایى را كه با آن انس ‍ گرفته اى فرو گذار، از هر چیزى بجز آنچه به آن اشتیاق دارى ، روى گردان . و در بین زندگى و مرگ خود به جمله ((لبیك اللهم لبیك )) لبیك بگو.

گمان مى كنم اغلب مردم مثل من بوده و همت این كارها را ندارند. بنابراین بهتر است بیش از این ، در این باره سخن نگوییم . اگر اهل محبت و شوق نیستى ، لااقل از یكى از افراد معمولى اهل یمین باش كه از رسوایى در مجلس اهل معنى مى ترسند. توبه كن ، با راستى ، توبه اى كه بر هر مكلفى واجب است . نمى گویم توبه اولیاء، برگزیدگان و خواص ، بلكه توبه اى كه بر هر كدام از افراد معمولى واجب مى باشد و با آن از گناهان فقهى توبه مى نمایند و تا آنجا كه مى تواند گذشته خود را جبران و واجبات را ادا نموده ، كفاره ها را پرداخته و به رد حقوق و مظالم مى پردازد همانگونه كه در جاى خود آمده است . بهتر است عملى را كه براى كسانى كه مى خواهند توبه كنند و در ماه ذى القعده وارد شده و مشتمل بر غسل ، نماز و دعا مى باشد انجام داده و به اندازه تكلیفش امور خود، خانواده و امانتهاى پروردگار را سر و سامان ببخشد؛ بطورى كه از این جهت خیالش ‍ راحت شود و نیز وصیت كرده و فرض كند كه از سفر حج برنمى گردد.

چیزى كه باید توجه داشته باشد، این است كه این كار باید فقط بخاطر خدا و باندازه اى باشد كه او مى خواهد.

آمادگى براى سفر

و در باطن و قلبش در رابطه با تمام متعلقات خود در شهر و دیار، و خانواده و پروردگارش توكل نماید. امور آنان و امور خود و آنچه در سفر بهمراه دارد را به صاحب خانه اى كه مى خواهد آن را زیارت كند، واگذار كرده و امیدوار باشد كه خداوند بخوبى امورى را كه به او سپرده سرپرستى نموده و در راه زیارت و خود مقصد، تو و همراهان را بخوبى همراهى و از شما حمایت مى نماید. زیرا او بهترین جانشین ، همراه و دیدار شونده است .

نیز سزاوار است در سفر حج علائقى را با خود به همراه نیاورد كه موجب پراكندگى فكر و خیال او شود، مثل زن ، فرزند و رفیقى كه با انسان موافق نباشد یا وسایلى كه لازم نیست البته وسایل ضرورى را باید همراه داشته باشد. و نیز باید وضع اقتصادى رفیقش مانند او باشد تا مبادا مؤ منى را ذلیل یا خود را خوار كند یا سربار دیگران باشد. شایسته است رفیق او داناتر و با تقواتر از خودش باشد، تا از همراهیش استفاده و با پیروى از او خود را كامل كرده و با یادآورى او متذكر شود.

خلاصه این كه خانواده ، اموال و تمام دارائیش را كه در محل زندگیش ‍ باقى مى گذارد، فراموش نموده و فقط به هدفش فكر كند. و چیزى بهمراه خود نیاورد كه او را از یاد پروردگار و زیارت و نزدیكى جستن به او و بدست آوردن رضایتش باز دارد. تا بدین ترتیب جز زیارت دوست و بندگى كامل در حضور مولى چیزى در اندیشه او نباشد. طبیعى است كه در این صورت با رفقایش مهربان شده ، بخوبى با آنان رفتار كرده ، از احسان و نیكى به آنان خوشش آمده ، اذیت آنان را تحمل و با آنان انس ‍ مى گیرد و از همراهى آنان لذت مى برد حتى از كسانى كه وسایل نقلیه را در این سفر عهده دار بوده و حتى از خود وسایل نقلیه و استراحتگاههایى كه در آن فرود مى آید نیز خوشش مى آید.

((آنگاه كه از شهر لیلى مى گذشتم دیوارها را مى بوسیدم . دلم از محبت او لبریز بود نه از دوستى شهر او.))

جمال كعبه چنان مى دواندم بنشاط   كه خارهاى مغیلان حریر مى آمد 

به همین جهت بود كه طبق نقلى كه از سرور سجده كنندگان و امام زاهدین شده ، بادام ، شكر و سایر شیرینیجات به حاجیها مى داد. و در راه خدا و براى دیداركنندگان خدا و در مقابل چشم او خیلى خرج مى كرد.

و در این صورت نمى توان گفت ، او براى چیزهایى كه از دست مى دهد، یا با اختیار خود از مال و مقام و غذاى خود مایه مى گذارد، ناراحت مى شود. و نیز از جفاى خدمتكار و رفیق بدش نیامده و حتى تلخى آزار آنان براى او شیرین است ؛ بدرفتارى و آزار آنان را با مهربانى و نیكى پاسخ داده و آزار آنان را منتى بر خود مى داند؛ زیرا رضایت خالق در جفاى مخلوق است چنانچه در حدیث قدسى به این مطلب اشاره شده است .

مراعات توشه ، رفیق ، راهنما و سرپرست حاجیها

مطلب دیگرى كه سالك باید توجه داشته باشد این است كه سیر خود را سیر بسوى خدا و نزدیكى جستن به او قرار داده و هر اندازه كه بدنش به آن خانه نزدیك مى شود باید قلبش نیز به صاحب خانه نزدیك شده و در این سیر معنوى باید توشه اش را تقوى و مركب خود را كه بدنش مى باشد و رفیقش را كه مؤ من و از اهل تقوى و راهنمایش را كه از اهل علم و یقین مى باشد و فرمانده حاجیها را كه امامش است رعایت كند.

رعایت تقوى عبارتست از جهاد با نفس براى بدست آوردن درجات تقوى ، كه پایینترین درجه آن پرهیز از محرمات ، درجه متوسط آن پرهیز از شبهات و بالاترین درجه آن پرهیز از هر چه او را از خدا باز مى دارد مى باشد گرچه مباح باشد.

رعایت بدن این است كه مواظب آن باشد تا او را در این سفر به سوى خداوند حمل نموده ، توشه اش را برداشته و او را در راه نگذارد، انتظاراتى را كه از بدنش دارد برآورده نموده و بجز بخاطر ناتوانى از دستورات او مخالفت نكند.

رعایت رفیق عبارتست از انتخاب رفیق باصفا و پرهیز از دوستان دو رنگ و عیّاش . و نیز تلاش كند كه دل و عمل او با دوستان در بدست آوردن معرفت خدا و دوستى او و در همكارى در تمام این موارد یكى باشد. زیرا اجتماع و همدلى تاءثیر زیادى در رسیدن به هدف دارد.

مراعات راهنما - كه همان مرجع تقلید در مسائل فقهى ، معلم اخلاق و عارف كامل كه درجات عرفان را سپرى كرده است مى باشد - پیروى از راهنماییهاى او و استفاده از نور او و نورانى شدن با نور او مى باشد.

مراعات سرپرست حاجیان - كه همان جانشین پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و امام زمان او (علیه السلام ) مى باشد - عبارت است از شناخت ، ولایت و فرمانبردارى از او. این مهمترین و واجبترین امور است كه بدون آن نمى توان به سوى خدا سیر نمود. این مطلب از ضروریات بوده و در این راه به هیچ چیزى مانند این مطلب سفارش نشده است . كسى كه از فرمانده كاروان عقب افتد راه به جایى نبرده ، هلاك شده و وارد حزب شیطان مى شود.

بطور كلى معرفت امام و ولایت او از شرایط صحت و قبول عمل است . بنابراین اگر بنده اى تمام عمر را روزه گرفته و در این مدت مشغول نماز، عبادت و حج بوده و تمام دارائیش را صدقه بدهد، ولى امام زمانش را نشناخته یا ولایت او را نداشته و این اعمال به راهنمایى او نباشد، از او قبول نخواهد شد.

بهر حال باید همت او بر این باشد كه خود را اصلاح و از عالمهاى طبیعت نجات یافته و به عوالم نور برسد. بطورى كه دل و روحش آماده مشاهده نورهاى جمال خدا و پرده بردارى از عظمت هاى او شود. خداوند چنین حجى را نصیب ما و تمام دوستانش گرداند.

اشكال

این مطالب فقط براى پیامبران و اولیاى مخصوص خدا با مجاهدات بسیار و تحمل سختى هاى زیاد در طول سالها، امكان پذیر است و امثال ما نمى توانیم به آن برسیم و بر فرض امكان براى رسیدن به آن عمر طولانى لازم است . و در مدت سفر حج كه دو یا سه ماه طول مى كشد، كسى نمى تواند به این مطلب بزرگ كه كمتر كسى به آن مى رسد، دست یابد.

جواب

این ، وسوسه اى شیطانى است كه در صورت پیروى از آن درِ اعمال خیر بر روى انسان بسته مى شود. بنابراین باید در جواب این وسوسه بگوید: خداوند این عمل را از مؤ منین خواسته است و اگر این عمل محال بود خداوند آن را از كسى طلب نمى كرد. و نیز این حرف زمانى درست است كه این اعمال را ناشى از توان و قدرت خود بدانیم . ولى در این صورت اشكال دیگرى بوجود مى آید و آن این است كه ما توان و قدرت در انجام هیچیك از اعمال خیر نداریم زیرا هر چه قدرت ، توانایى و خیر هست از اوست . و اگر بگوییم این اعمال با توان و قدرت و از فضل و رحمت او سرچشمه مى گیرد، در این صورت قادر به هر عمل خیرى خواهیم بود. زیرا واسطه هاى فضل او و پناهان بندگان ، امامان ما (علیهم السلام ) به ما گفته اند: ((كسى كه بسوى او حركت كند بزودى به او مى رسد. و حجابى بین او و بندگانش نیست مگر این كه اعمال بندگان حجابى بین خدا و آنان گردد.))

قصد حج واقعى در مناسك حج ظاهرى

پس از درك معنى واقعى حج و آماده نمودن ظاهر و باطن براى انجام آن باید تمام عبادات و كارهایى كه جهت بجا آوردن آن انجام مى دهد مناسب با حج واقعى و حقیقى باشد. و البته باید مراقب باشد كارهایى كه جهت انجام حج ظاهرى خود انجام مى دهد نیز صحیح باشد مثلا هنگام ترك وطن و خانواده باید شهوات ، گناهان و تمام چیزهایى را كه او را از خدا باز مى دارد ترك نماید. و بگونه اى با دیگران وداع كند كه مورد رضایت خدا باشد. و در نظر بیاورد كه خداوند بزودى از او درباره آنها سئوال مى كند. و نیز تصور كند كه از این سفر باز نگشته و بهمین جهت از تمام كسانى كه مى شناسد حلالیت طلبیده و آنان را از خود راضى كند. از این سفر به یاد سفر آخرت افتاده و توشه سفر آخرت - كه تقواست - و این سفر را پربار نماید. و در مورد حلال بودن توشه این سفر دقت نماید. هنگام گرفتن وسیله نقلیه براى این سفر، مركب آخرت كه همان بدن او مى باشد را در نظر آورده و بخوبى مواظب آن باشد. و بمقدار اعتدال براى تقویت آن اقدام نماید. هنگام پیمودن راه مكه بیاد پیمودن راه سفر آخرت از هنگام مرگ تا ورود به سراى پاداش باشد. زیرا گردنه هاى سختى در این سفر وجود دارد كه بجز كسانى كه از ترس خدا بسیار گریه كرده باشند نمى توانند براحتى از آن بگذرند و ساده ترین آنها مرگ مى باشد كه گردنه هاى بعد از آن بزرگتر و عبور از آن سخت تر است .

انسان باید بنیت خارج شدن از هر چه خلاف رضایت پروردگار است لباسها را از تن بدر آورده و لباس احرام را بنیت پوشیدن بهترین لباسها كه لباس تقواست به تن كند. و هنگام دیدن لباس احرام كفن خود را كه بزودى در میان آن قرار مى گیرد بیاد آورد.

احرام و لبیك گفتن بمنزله پاسخ به خداوند است . زیرا او با زبان دوست خود حضرت ابراهیم (علیه السلام ) ما را به این عمل دعوت نموده است . بهمین جهت باید در این هنگام از رد شدن ترسیده و به قبول امیدوار باشیم . و به یاد داشته باشیم كه از امام سجاد (علیه السلام ) نقل شده است كه هنگام احرام و لبیك گفتن غش كردند. و هنگامى كه از علت آن پرسیدند، فرمود: ترسیدم كه بگویند: ((لا لبیك و لا سعدیك ؛ جوابى ندارى و با تو كارى ندارم .)) روایت شده است : ((كسى كه بدون حلالیت طلبیدن حج كرده و لبیك بگوید، خداى عز و جل مى فرماید: جوابى ندارى و با تو كارى نداریم )) و نیز روز قیامت و محاسبه اعمال را در نظر بیاورد.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()