هنگام ورود به حرم باید بیش از ترس از مكر خدا و غضب او به كرم و فضل او امیدوار باشد. زیرا صاحب این خانه شریف ، مهربان و كریم بوده ، حقوق دیداركنندگان را رعایت و حرمت پناهندگان را از بین نمى برد. و بر دیداركنندگان سهل تر از دیگران مى گیرد. همچنین باید با جسم و جان متواضع بوده و همانگونه كه در روایات آمده است ، یكى از كفشهایش را بدستش بگیرد.

خلاصه هر قدر مى تواند باید در اظهار خشوع و خوارى جدیت بخرج داده و حال او بگونه اى باشد كه درباره كافران در روز قیامت ، هنگام آشكار شدن حكومت خدا روایت شده و در قرآن نیز به آن اشاره شده است ((و با گوشه چشم نگاه مى كنند.)) همراه با مستى محبت و هیجان شوق . نیز باید با نگاه هیبت و محبت به راههاى مكه و خانه هاى آن بخصوص خانه كعبه نگریسته و در عین حال جهت محبت را تقویت نماید. و بسیار بگوید: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر و اگر هنگام تسبیح ، عظمتهاى جلال او و هنگام ثنا گفتن ، نورهاى جمال او و هنگام ((لا اله الا الله گفتن )) چگونگى یكتایى او برایش آشكار شده و هنگام تكبیر كوه منیت را فرو گذاشته و دست از غیر خدا بشوید رستگار شده و به آرزوى خود مى رسد.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) طواف را به نماز تشبیه نموده اند. امیرالمؤ منین نیز نماز را به زیارت تفسیر نموده و نماز را زیارت دانسته اند؛ آنجا كه مى فرمایند: ((قد قامت الصلاة ؛ نماز برپا شد؛ یعنى زمان زیارت رسید.)) و باین ترتیب مى توان نتیجه گرفت كه طواف از وظایف خود زیارت و از اجزاى زیارت بعد از رسیدن به خانه كعبه مى باشد.

و حجرالاسود را بنیت پیمان بستن با خدا جهت فرمانبردارى كامل از او و سلب اختیار از خود لمس نموده و پرده را بنیت پناه گرفتن ، حفظ شدن و تبرك جستن بگیرد.

هنگام سعى باید مانند كسى باشد كه به دیدار سلطان رفته و بر آستان خانه اش با بیم و امید در انتظار است كه ببیند آیا پذیرفته شده یا رد مى شود.

هنگام توقف در عرفه ، با جدیت خود را آماده نیل به كمال شناخت بنما.

مى توان گفت : اجتماع حجاج در این مكان تقریبا علت تامه اى براى اجابت باشد. بخصوص از این جهت كه افراد صالح و بزرگان اهل باطن نیز حتما در میان آنان وجود داشته و همدلى و اتحاد هدفى نیز در میان آنان براى بارانیدن ابرهاى جود و كرم وجود دارد. بهمین جهت گفته اند: از بزرگترین گناهان این است كه كسى در عرفات حضور یافته و گمان كند خداوند او را نمى آمرزد.

و باید بنیت یكرنگى و مهربانى با بندگان خدا در ((منى )) توقف نماید. و بنیت مخالفت نكردن ، با خدا، عدم ارتكاب گناهان و تحصیل علم و كارهاى نیك به جمع كردن سنگریزه ها پرداخته و بنیت رسیدن به مقصود و برآورده شدن حاجات سنگریزه ها را به جمره ها پرتاب نماید. و بنیت قطع طمع از غیر خدا و پیروى از حضرت ابراهیم (علیه السلام ) قربانى را ذبح كند. و بنیت بازگشت به رحمت و قرب خدا به مكه باز گشته و ((طواف بازگشت )) را انجام دهد.

آداب زیارت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اهل بیت (علیهم السلام )

بطور اجمال به مهمترین آداب زیارت آنان اشاره مى كنیم :

اولین چیزى كه باید رعایت شود درك احترام آنان و حقى كه بر زائر دارند مى باشد.

تمام مسلمانان بر این عقیده اند كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بهترین مخلوقات خدا، سرور مخلوقات خدا و حبیب خداست . در روایت معتبرى آمده است : او، اولین مخلوق خداست . و در شب معراج به بالاترین درجه نزدیكى به خداوند رسید بطورى كه جبرئیل نیز نتوانست به آن مقام برسد. و اوست ((اسم اعظم خدا)) و ((صاحب وسیله )) و ((حوض و شفاعت بزرگ )) و ((نمونه برتر)) واسطه فیض خداى بزرگ و ((حجاب نزدیكتر)) و ((طرف ممكن )). و در یك كلام باید به این حقیقت معتقد باشیم كه مقام او نزد خداوند بگونه اى است كه تمامى پیامبران ، رسولان و فرشتگان مقرب به او غبطه خورده و توان رسیدن به كنه شناخت او را نداریم .

براى شناخت حق او همین مقدار كافى است كه بدانیم خداوند وحى نموده كه اگر تو نبودى افلاك را نمى آفریدم . و بدانیم كه او، هدف از آفرینش تمامى موجودات بوده و رحمتى براى جهانیان است .

این حقوقى بود كه نسبت به تمامى مخلوقات دارد. ولى بر امت خود حقوق خاصى نیز دارد از قبیل حق هدایت آنان و آزارهایى كه در این راه تحمل نمود تا جایى كه فرمود: ((هیچ پیامبرى مانند من اذیت نشد)). و خداوند در قرآن فرموده است كه پیامبر او (صلى الله علیه و آله و سلم ) از روى هواى نفس سخن نمى گوید.

و آنگاه كه بزرگى و حق او را فهمیدى و دانستى كه نزد پروردگار خود زنده بوده و به دیداركنندگان خود نگریسته ، سلام آنان را شنیده ، باطن آنان را دانسته ، براى گناهانشان آمرزش خواسته و براى برآورده شدن نیازهایشان واسطه مى شود، در این صورت او را بگونه اى زیارت مى كنى كه گویا تو را دیده و با تو سخن مى گوید؛ چیزى تو را از توجه به او باز نداشته ، با تمام وجود و همراه با هیبت ، محبت ، ستایش و حیا به او روى نموده ، آداب حضور او را مراعات نموده و از مناجات طولانى با او و عرض خواسته ها به او خسته نمى شوى . در حرم او با هیچكس سخن نمى گویى و حتى به چیزى كه مانع مراقبت تو از علم او به تو و نگاه او به تو، مى شود نگاه نكرده ، و با جلب عطوفت و درخواست بارش ابرهاى جود و راءفت او بیماریهایت را معالجه و نیازهایت را بر آورده مى كنى .

یقین داشته باش كه او بزرگوارترین مخلوقات و بخشنده تر از هر بخشنده كریمى است . خداوند متعال در كتاب عزیز خود او را داراى اخلاق بزرگ معرفى نموده است . در جلب رحمت ، درخواست ، تضرع و گریه و زارى كوتاهى ننما، زیرا كریم احترام دیداركنندگان را نگهداشته و براى كوتاهیها و لغزشها بر آنان سهل گرفته و از خطاى عمدى و سهوى آنان چشم پوشى مى نماید.

رفتار او با قاتل عمویش ، حمزه (علیه السلام ) را بیاد داشته باش كه توبه او را قبول نموده و بیندیش كه چقدر او را آزار داده و به او جفا كرده اى آنگاه كه اعمال تو بر او عرضه شده ، گناهانت را دیده و از این مطلب ناراحت شود. چقدر او را اذیت و با اعمال زشت خود، دل او را بدرد آورده اى .

هنگام زیارت باید نشان حیا بر تو بوده و حتما بخاطر این مطلب از آن جانب معذرت خواهى نموده و بخل نداشته باشى كه باندازه جنایت خود از او معذرت بخواهى ، و نیز باندازه نعمتهاى او بر تو در شكر و ثنا لطافت بخرج بده .

 

 

بجان خودم سوگند، نمى توانى آنطوریكه باید از جنایات خود معذرت بخواهى ، گرچه جهت معذرت خواهى در تمام عمر با تمام اعضاى بدن سخن بگویى . نیز نمى توانى آنطورى كه باید از او تشكر نمایى گرچه در طول روزگاران این عمل را انجام دهى . زیرا جنایتى كوچك با بزرگ بودن كسى كه جنایت نسبت به او انجام مى گردد و بخاطر احسان او به جنایتكار بزرگ مى شود. و آنگاه كه بزرگى بى نهایت گردیده و احسان را نتوان به شمارش در آورد زبان از اداى حق آن ناتوان و عمر مردم براى شمردن كافى نخواهد بود. اداى حق شكر نیز همینطور است زیرا هر اندازه نعمت دهنده بزرگتر بوده و نعمتها بیشتر و ارزشمندتر باشد شكر آن نیز بیشتر خواهد بود. و حق نعمت وجود، هدایت و بزرگى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نیز نهایتى ندارد تا مسلمانى بتواند شكر او را آنگونه كه باید، بجا آورد. بنابراین بحكم قاعده ((المیسور)) لازم است براى معذرت خواهى و شكرگزارى تمام توان خود را بكار گیرد و در عین حال به ناتوانى خود در اداى حق سپاسگزارى و معذرت خواهى اعتراف نماید.

آنگاه كه مطالب بالا را فهمیدى ، باید تمام توان و تلاش خود را در زیارت او بكار گیرى . اگر پایه هاى شناخت ، حقوق ، فواید و رحمتهاى او را محكم نموده و در این مورد به یقین دست یافته باشى ، مشتاق زیارت او خواهى شد؛ بخصوص با در نظر گرفتن آنچه درباره فضیلت زیارت او در روایات آمده است . و لازم نیست به انسان مشتاق آیین دوستى را آموزش ‍ داد. او از تلاش و كوشش در راه رسیدن به كسى كه مشتاق اوست و رضایت او و عرض اشتیاق و تواضع به او و تملق براى او خوددارى نمى كند و بگونه اى این عمل را انجام مى دهد كه توان تصور آن براى كسى نیست . با ((سر)) به زیارت مى رود نه با مركب ، چنانچه از ((بسطامى )) و ((الرابعة العدویة )) نقل شده كه در راه مكه مشرفه در هر دو قدم دو ركعت نماز مى گزاردند. بنابراین زائر مشتاق باید در راه زیارت خود با هر كس ، و هر چه كه به این راه تعلق دارد، با محبت رفتار نماید. بهمین جهت نیز باید با زائرین و صاحبان وسیله نقلیه و خدمتكارها و چهارپایان با رفق و مدار رفتار نموده و آزار آنان را تحمل و در خدمت آنان قرار گیرد. حتى اذیت آنان را نیز آزار ندیده ، از صرف مال براى آنان خوددارى نكرده ، و آنان را گرامى بدارد. و آنگاه كه به شهر كسى كه مى خواهد او را زیارت كند نزدیك شد، اشتیاق او بیشتر شده در سیر خود جدیت بیشترى نشان داده ، او را مورد خطاب قرار داده ، بر آن دیار سلام كرده ، و مشتاق دیدن شهر و آثار حرم مطهر مى گردد.

و آنگاه كه حرم را مى بیند، براى خدا به سجده افتاده و پس از سجده برخاسته و سلام مى كند. و با گریه شوق اظهار محبت مى نماید. زمان حیات او و سكونت او در این شهر و خانه آن حضرت را مجسم مى نماید و جاى قدمهاى او را بر زمین آن شهر مى بیند. از ورود به شهر تبرك جسته و راه رفتن با پاها در آن ، بخصوص با كفش براى او سخت بوده ، دیوارها و خاك آن را بوسیده و صورتش را از روى محبت بر زمین آن گذاشته و مى گوید: ((بر شهر لیلى گذر كردم این دیوار و آن دیوار را مى بوسم محبت كسى كه ساكن در این شهر است دلم را پر كرده است نه دوستى شهر.))

و نیز ورود به آن شهر را بزرگ دانسته و از خدا اجازه ورود خواسته و بخواهد كه توفیق خود را نصیب او سازد. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) اجازه گرفته و اشتیاق خود را به دیدار روى مبارك او عرض نموده و حوادث بعد از وفات او از قبیل نیرنگ منافقین و ستم ستمكاران ، آنگاه كه خلافت را غصب نموده ، بر مردم حاكم شده ، گمراهشان كرده ؛ بر خانواده او ستم كرده و مانع رسیدن سرور بانوان جهان به ارث خود شدند را بطور اجمال گفته و از آن شكایت كند.

آنگاه پس از غسل ، پوشیدن تمیز لباسها، از عطرى كه امكان تهیه آن را دارد استفاده كرده و با آرایش و وقار بطرف حرم او حركت كند. براى رفتن آهسته قدم برداشته خدا را تسبیح و ستایش كرده ، ((لا اله الا الله )) و ((الله اكبر)) گفته ، صلوات فرستاده و فرض كند كه در جلو چشم رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) بوده ، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) او را مى بیند و به حركتها و آنچه در ذهن او مى گذرد نگریسته و مقدار اشتیاق و افسوسهاى قلبى و اندوههاى او را مى فهمد. با تمام وجود به آن حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) توجه نموده و سعى كند غیر از او كسى در قلبش نیاید. و براى اینكه حضور قلب او از بین نرود، در راه زیارت نباید به كسى یا چیزى نگاه كند.

هنگامى كه به در حرم رسیدى بدان كه مى خواهى به جایگاه بزرگى به روى كه بر بساط آن جز پاكان قدم نگذاشته و كسى به جز افراد صدیق اجازه ورود به آن را ندارد و مى خواهى وارد حرم شوى كه پیامبران ، رسولان و فرشتگان مقرب بدون اجازه وارد آن نمى گردند. پس با دل و زبانت از خداى متعال و سپس از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) و سپس از جانشینان او بخصوص ((درِ شهر علم او)) و ((باقیمانده جانشینانش )) و سپس فرشتگانى كه در حرم شریف او گمارده شده اند، اجازه گرفته و سپس به خدمت او در آرى و در مجلس او حضور پیدا كن . كه در صورت غفلت از این امور بهره هاى زیادى را از دست خواهى داد.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()