نماز شبهاى دهه اول

در هر شب از آن بین مغرب و عشا دو ركعت نماز بجا آور؛ در هر ركعت آن سوره ((فاتحه الكتاب )) و ((اخلاص )) و این آیه را بخوان :

و واعدنا موسى ثلاثین لیله و اءتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله و قال موسى لاءخیه هارون اخلفنى فى قومى واصلح و لا تتبع سبیل المفسدین تا در ثواب با حاجیها شریك شوى ، گرچه حج نكرده باشى .

در هنگام قرائت این آیه شریفه از خود بپرس كه این وعده چیست ؟ حسرت و شوق خود را براى دیدار خدا افزایش داده و از ورشكستگان مباش ((كسانى كه دیدار خدا را انكار نمودند و آنگاه كه قیامت فرا رسد، گویند: واى بر ما كه آسایش و سعادت این روز را از دست دادیم . آنان بار گناهان خود را بدوش مى كشند و چه بار بدى .))

درباره روایت پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) كه در آن شوق حضرت موسى (علیه السلام ) به این وعده گاه را بیان نمودند، بیندیش ‍ آنجا كه فرمودند: ((در چهل روز رفت و آمد خود بخاطر اشتیاقى كه به دیدار خداوند داشت ، نخورد، نیاشامید و نخوابید.))

اعمال روز اول ذى حجه

روز اول آن را روزه بگیرد. در ((الفقیه )) روایت شده است : ((كسى كه روز اول ذى حجه را روزه بگیرد، خداوند ورزه هشتاد ماه را براى او مى نویسد)).

نیز شیخ روایت كرده است كه این روز، روزى است كه خلیل در آن روز متولد گردیده و خداوند ابراهیم (علیه السلام ) را بدوستى خود انتخاب فرمود. و روزى است كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) ابوبكر را ماءمور خواندن سوره برائت بر مشركان نمود. در همین حال بر پیامبر وحى شد كه این آیه را جز تو یا مردى كه از خودت باشد نباید به مشركان برساند. در این هنگام پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) على (علیه السلام ) را ماءمور كرده و به دنبال ابى بكر فرستادند تا آیات را از او گرفته و خودش آن را بخواند و ابوبكر را باز گرداند. على (علیه السلام ) نیز چنین كرد.

درباره وقایعى كه در این روز اتفاق افتاده اندیشه نما تا نكاتى را كه در این وقایع وجود دارد درك نمایى . و براى توضیح بیشتر در این زمینه مى توان به كتاب ((اقبال )) مراجعه نمود.

مستحب است در روز اول نماز فاطمه زهرا (علیها السلام ) خوانده شود این نماز چهار ركعت است با یك بار ((حمد)) و پنجاه بار ((قل هو الله احد)) كه بعد از نماز تسبیح حضرت زهرا (علیها السلام ) گفته مى شود و نیز گفته مى شود: سبحان الله ذى العز الشامخ المنیف ، سبحان ...))

سایر اعمال دهه اول

بعد از نماز صبح و مغرب ، در تمام این روزها خواندن دعایى كه اول آن ((اللهم ان هذه الایام التى فضلتها على غیرها)) مى باشد نیز مستحب است .

از مهمترین اعمال این ماه ، عمل به روایت زیر است : شیخ مفید از امام ابو جعفر (علیه السلام ) نقل كرده اند كه فرمودند: خداوند توسط جبرئیل پنج هدیه در ده روز اول این ماه براى عیس بن مریم (علیه السلام ) فرستاده و فرموده : عیسى ! با این پنج دعا، دعا كن زیرا در روزهاى ده گانه یعنى ده روز ذى حجه عبادتى محبوبتر از آن نزد خداوند نیست .

اول : اشهد اءن لا اله الا الله وحده لا شریك له ، له الملك و له الحمد بیده الخیر و هو على كل شى ء قدیر.

دوم : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له ، اءحدا صمدا لم یتخذ صاحبة و لا ولدا.

سوم : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له ، احدا صمدا لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفوا احدا.

چهارم : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له ، له الملك و له الحمد یحیى و یمیت و هو حى لا یموت بیده الخیر و هو على كل شیى ء قدیر.

پنجم : حسبى الله و كفى سمع الله لمن دعا لیس وراء الله منتهى اءشهد لله بما دعا و اءنه برى ء ممن تبرء و ان لله الاخره و الاولى .

حواریون از عیسى (علیه السلام ) پرسیدند: اى روح الله كسى كه این كلمات را بگوید چه پاداشى دارد؟ فرمود: كسى كه صد بار، اولى را بگوید زمینیان عملى بهتر از عمل او در آن روز ندارند و در روز قیامت خوبیهاى او از همه بندگان بیشتر خواهد بود و كسى كه دومى را صد بار بگوید گویا تورات و انجیل را دوازده بار خوانده و پاداش آن را بدست آورده باشد. عیسى (علیه السلام ) پرسید: اى جبرییل ثواب آن چیست ؟ گفت : هیچ فرشته اى در آسمانهاى هفتگانه قدرت حمل یك حرف از تورات و انجیل را ندارد مگر این كه من و اسرافیل برانگیخته شویم زیرا او اولین بنده اى است كه لا حول و لا قوه الا بالله گفت . و كسى كه صد بار، سومى را بگوید، خداوند بخاطر آن براى او ده هزار نیكى نوشته ، ده هزار گناه او را پاك كرده ، ده هزار درجه او را بالاتر برده و هفتاد هزار فرشته را كه دستهاى خود را بلند كرده و بر كسى كه آن را گفته است صلوات مى فرستند، فرود مى آورد. عیسى گفت : جبرییل ! ملائكه جز بر پیامبران بر كسى دیگر صلوات مى فرستند؟ جبرییل گفت : كسى كه به آنچه از سوى خدا توسط پیامبران آمده است ایمان آورده و تعبیر نكند، پاداش پیامبران به او داده مى شود. و كسى كه صدبار، چهارمى را بگوید فرشته اى كه با خدا ارتباط دارد او را مى یابد آنگاه خداوند به گوینده آن با نگاه رحمت مى نگرد و كسى كه خدا با نگاه رحمت به او بنگرد، بدبخت نخواهد شد. عیسى گفت : جبرئیل ! ثواب پنجمى چیست ؟ او گفت : این دعاى من است و من اجازه ندارم آن را براى تو توضیح بدهم .))

كاش مى دانستم آیا این پاداشها فقط براى خواندن این دعاهاست یا شرایطى هم دارد؟ روایت شده است كه ((امام رضا (علیه السلام ) در راه طوس فرمودند: كسى كه لا اله الا الله بگوید، بهشت براى او خواهد بود. آنگاه فرمود: بشرط آن و شرایط آن و من یكى از شرایط آن مى باشم .))

بنابر این ، این دعاها نیز حتما شرایطى دارد و از شرایط قطعى آن این است كه گوینده حتما معتقد به آنچه مى گوید، باشد. و من معنى این كلمات را گویم ، ببین معتقد به آن مى باشى یا نه ؟

معنى ((اله )) ((پناه بردن )) مى باشد بنابراین ((اله )) بمعنى پناه است . معنى ((شهاده )) نیز حاضر شدن است ، بنابراین معنى ((اشهد ان لا اله الا الله )) این است كه من شاهدم كه پناهى در وجود جز خدا نیست . ((له الملك و له الحمد)) یعنى كسى مالك چیزى نیست جز خدا، خیر، نعمت و فضیلتى نیست مگر براى خدا و در خدا و یعنى تمامى عالم ملك خدا بوده و هیچكس خیر و فایده اى ندارد مگر خدا.

بنابراین كسى كه اعتقاد دارد كه پناهى جز خدا نیست چگونه در كارهاى خود به غیر خدا پناه برده و به خداوند پناه نمى برد؟ كسى كه در كارهاى مهم یا دیگر كارهاى دنیوى پدر خود را پناهگاه دانسته و به مال دنیا بیشتر اعتماد داشته و دلش با آن بیشتر آرامش مى یابد تا با وعده هاى خدا در كتابش ، در حالى كه خداوند وعده هاى خود را با سوگند نیز تاءكید نموده است ، چگونه مى تواند ادعا كند كه پناهى جز خدا سراغ ندارم . كسى كه اعتقاد دارد تمامى دارائیها از آن خداست ، چرا بدون اجازه او در آن دخل و تصرف مى كند. و چرا توقع دارد دیگران آن را به او بدهند؟ و چرا براى او سخت است كه دارایى خدا به مصرف بندگان و روزى خورهاى او برسد؟ كسى كه معتقد است تمام نیرو، توانایى ، عزت و قدرت از آن خداست چرا انتظار دارد دیگران نیازهاى او را برآورند. چرا از دیگران مى ترسد؟ چرا دیگران را آسیب رسان یا سود رسان مى داند؟ و چرا بخاطر رضایت كسى بر خلاف رضایت خدا عمل مى كند؟

خلاصه اگر كسى به مضمون شهادتى كه در این دعاست معتقد باشد، در كس نفع و ضررى ندیده و مردم در نظر او مانند اشیاء بى جان هستند. وقتى كه در ظاهر خیرى از كسى ببیند فقط خدا را شكر مى كند. و آنگاه كه كسى ضررى یا مصیبتى ببیند مى داند كه خداوند بخاطر كار بدش او را مجازات نموده و خود او باعث شده است . ولى كسى كه خیر را در دنبال دنیا رفتن دیده و براى بر آورده شدن نیازهایش فقط به آن اعتماد مى كند؛ خیر و سعادت را نیز در دارایى اغنیاء دیده و به جهت دنیاى اغنیا و پادشاهان از آنان چاپلوسى كرده ، براى بدست آوردن مال و مقام با دستورات الهى مخالفت مى نماید؛ با بدست آوردن مال خوشحال و با از دست دادن آن اندوهگین مى شوند؛ در سختیها و حوادث ناگوار به غیر خدا پناه برده ، به وعده هاى خداوند در مورد رزقش اطمینان نداشته - با این كه خداوند در این مورد سوگند خورده است - و در حوادث ناگوار امیدش به غیر خداست چنین كسى در چنین شهادتى مانند منافق است كه خداوند شهادت به دروغگویى او مى دهد.

در اینجا حیف است حدیثى قدسى كه در كتاب كافى در این باب رویت شده است را نیاورم . در این كتاب آمده است ((حسن بن علوان )) از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده است : در مجلس مذاكره علمى بودیم ، و من خرجى خود را در سفر گم كرده بودم . یكى از دوستان گفت : چه كسى مى تواند مشكل تو را حل كند؟ گفتم : فلانى . گفت : او مشكل تو را حل نكرده ، امیدت را ناامید و به مقصود نمى رسى . گفتم : خدا تو را رحمت كند، از كجا فهمیدى ؟ گفت : امام صادق (علیه السلام ) به من فرمودند كه در كتابى خوانده است كه خداوند متعال مى فرماید: ((قسم به عزت و جلال و مجد و ارتفاع من بر عرشم ، بلاشك امید هر كسى را كه با غیر من امیدوار شود حتما قطع مى كنم ؛ و بدون تردید و حتما لباس ‍ خوارى نزد مردم به او مى پوشانم ؛ و یقینا و بطور قطع او را از قرب خود كنار مى زنم ؛ و بى تردید و بلاشك او را از پیوستن به خودم دور مى كنم . در حالى كه سختیها در دست من است امید او در سختیها به دیگران و به دیگران امیدوار است . و درِ دیگران را مى كوبد در حالى كه كلید درها در دست من بوده و درها هم بسته است ؛ و درِ من براى كسى كه مرا بخواند باز است . كیست كه در حوادث ناگوار به من امید بسته و من امید او را براى برطرف شدن ناگواریش قطع كرده باشم ! كیست كه براى كار مورد علاقه اش به من امیدوار شده و من امید او را از خود قطع نموده باشم . تمام آرزوهاى بندگان نزد من محفوظ است ولى آنان به حفظ من راضى نشدند. آسمانهاى خود را پر از كسانى نمودم كه از تسبیح من خسته نمى شوند و به آنان دستور دادم درها را بین من و بندگانم نبندید ولى بندگان به سخن من اعتماد نكردند.

آیا نمى داند اگر حادثه اى از حوادث ناگوار من به او برسد كسى جز من نمى تواند آن را بر طرف كند؟ آیا من كه قبل از درخواست عطا مى كنم ، فكر مى كند اگر از من درخواست شود خواسته او را نمى دهم ! آیا من بخیلم كه بنده ام مرا بخیل مى داند! آیا جود و كرم ، مال من نیست ! آیا عفو و رحمت بدست من نیست ! آیا محل آرزوها نیستم ! چه كسى غیر من آرزوها را قطع مى كند! آیا امیدواران نمى ترسند كه به غیر من امیدوار مى شوند!

اگر اهل آسمانها و زمینهایم همگى آرزو كنند و به هر كدام از آنان باندازه تمام آنچه همگى آرزو كرده اند، بدهم باندازه جز ذره اى از داراییم كم نمى شود. و چگونه مالى كه من سرپرست اویم كم مى شود! چه بیچاره اند كسانى كه از رحمتم ماءیوس هستند. چه بدبختند كسانى كه از دستوراتم سرپیچى كرده و مرا در نظر ندارند.))

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()