زیارت امام حسین (علیه السلام ) در این شب مستحب است .

از كارهاى مهم این شب مراجعه به حاجیان معصوم (علیهم السلام ) در اول و آخر آن است ، همانگونه كه بارها در اوقات شریف گفته ایم .

روز عرفه ، زیارت امام حسین (علیه السلام ) و آداب آن

اگر كسى بتواند در روز عرفه خود را به ((عرفات )) یا به كربلا برساند، بهترین مكانها را براى دعا انتخاب كرده است . و گویا این روز مختص بدعاست . بنابراین لازم است مراقبت با تمام توان خود را براى این روز بزرگ آماده نموده و مهمترین كار در این جهت ، بدست آوردن شرایط استجابت دعاست . اهمیت دعا در این روز باندازه اى است كه روزه این روز را براى كسى كه روزه باعث ضعف او هنگام دعام مى شود ممنوع كرده اند؛ با این كه در روایات صحیحه آمده است كه روزه آن كفاره نود سال مى باشد. گفتیم بهتر است روز عرفه در عرفات یا كربلا دعا كند. باین جهت كه توقف در عرفات در این روز از اعمال حج بوده و روایات زیادى درباره پاداش زیارت امام حسین (علیه السلام ) در روز عرفه وارد شده است . مثلا در روایت صدوق از امام صادق آمده است .

((خداوند متعال قبل از اهل عرفات براى زائرین قبر حسینى (علیه السلام ) جلوه كرده ، نیازهاى آنان را برآورده ، گناهانشان را بخشیده و آنان را به خواسته هایشان مى رساند. آنگاه نزد اهل عرفات آمده و با آنان نیز اینگونه رفتار مى كند.)) نیز از آن حضرت (علیه السلام ) روایت شده است : ((كسى كه حسین بن على (علیه السلام ) را در روز عرفه زیارت كند، خداى عزوجل براى او یك میلیون حج با قائم آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم )، یك میلیون عمره با رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آزاد كردن یك میلیون برده و كالاهایى كه باندازه بار یك میلیون است باربر باشد براى او مى نویسد. و مى فرماید: بنده صدیق من به وعده ام اطمینان كرد.))

سید بن طاووس (قدس سره ) مى گوید: روایاتى كه درباره فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام ) رسیده ، به حد تواتر است .

شاید علت اختلاف روایات در مورد تعیین ثواب زیارت امام حسین (علیه السلام ) است این باشد كه ثواب آن به درجه زائرین ، یا به كیفیت زیارت بستگى دارد مثلا با ترس از خطرهایى كه ممكن است در راه زیارت باشد یا بدون آن یا با سایر ترجیحات .

بهتر است زائر عارف براى زیارت و روز عرفه غسل كرده و سپس زیارت نماید بطورى كه تا ظهر زیارت او تمام شود و از اول ظهر به مقدمات نماز و دعا بپردازد. آداب زیارت همان است كه در زیارت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) گذشته . علاوه بر این هنگام زیارت امام حسین (علیه السلام ) در حالت حزن ، اندوه و گریه بسر برده ، ژولیده موى و خاك آلود بوده اداى حق او و شهادت در مقابل او را آرزو كرده و زیاد از ته دل بگوید: ((یا لیتنا كنا معكم ؛ اى كاش با شما بودیم )).

و با دل و باطن خود به جنبه روحانى امام حسین (علیه السلام ) توجه نموده و از فضل ، انوار و بركات او براى قبول خود، زیارت ، و سایر اعمالش ، و نیز ملحق كردن او به اصحابش یارى جوید و بداند امام حسین (علیه السلام ) بسرعت از انسان راضى شده ، او را مى پذیرد و رحمت او گسترده است زیرا مى فرمود: ((احسان مانند باران است كه بر نیكوكار و بدكار مى بارد)).

حكایتى كه دلالت بر عظمت شاءن زیارت عاشورا مى نماید

بد نیست در اینجا حكایتى را كه یكى از علماى بزرگ و مورد وثوق برایم نقل نموده بگویم . او مى گوید: یكى از افراد مورد اعتماد به من گفت : در زمان كودكى در محل خود دوستى داشتم كه وقتى بزرگ شد شغل عشارى پیشه كرده و مدتى به این كار اشتغال داشت بعد از مدتى مرد و در گورستان دفن گردید. در خواب دیدم كه خوشحال بوده و زندگى خوب و راحتى دارد. از او پرسیدم ، چگونه نجات پیدا كردى و چرا وضعت خوب است گفت : بعد از مرگ ، بخاطر كارهاى بدم عذاب مى شدم تا این كه فلان زن ، همسر فلانى در فلان روز مرد و در این گورستان بخاك سپرده شده در شبى كه او را دفن كردند امام حسین (علیه السلام ) سه بار از او دیدار كرده و در بار سوم به فرشتگان دستور دادند كه عذاب را از همسایه هاى او بردارند. پس از آن عذاب نشده و وضع ما خوب شده . وقتى از خواب بیدار شدم ، در پى همسر او رفته ، او را یافته و از همسر، مرگ و مكان دفن او را پرسیدم : نشانیهاى او همان بود كه عشار گفته بود. از حالات و كارهاى همسرش پرسیدم و در میان كارهاى همسرش كه مربوط به امام حسین (علیه السلام ) باشد غیر از مداومت بر زیارت عاشورا چیز دیگرى نیافتم .

برادرم ! مهربانى و وفاى او (علیه السلام ) را ببین . چگونه در یك شب سه بار از زنى دیدار كرده و واسطه او مى شود بگونه اى كه همسایگان او و حتى عشار از شفاعت او بهره مند مى شوند. خداوندا! درود و سلامهاى ما را در هر لحظه و تا ابد و باندازه علم و رضایت خود و بطور بى پایان به او برسان .

بعد از اینكه امام (علیه السلام ) را آنگونه كه سزاوار است زیارت نموده و خواست دعا كند - و اگر حال و توفیق او اقتضا مى كرد - دوازده ركعت نماز بجا آورد، در هر ركعت یك بار ((فاتحه اكتاب )) ((آیة الكرسى )) و ((قل هو الله احد)) بخواند. پس از آن باندازه اى كه مى تواند قرآن خوانده سپس سجده كرده و بعد از سجود بگوید: ((سبحان من لبس العز...)) و سپس خواسته هاى خود را از خدا بخواهد. اگر حال این نماز را نداشت ، پیش از این كه از حرم خارج شود، در زیر آسمان دو ركعت نماز خوانده ، آنگاه بازگشته و امام (علیه السلام ) را زیارت كند. و اگر در غیر كربلا بود بعد از نماز ظهر و عصر و در زیر آسمان این دو ركعت را بجا آورده و سپس به محل دعاى خود برود. او باید این دو ركعت را بخوبى بجا آورد. زیرا بمنزله هدیه اى است كه انسان پیش از حضور در پیشگاه بزرگان آن را بعنوان هدیه به او تقدیم مى كند.

گشودن درهاى دعا از جانب خداى متعال كرامتى است كه هیچ مخلوقى توان چنین كارى را ندارد. درِ دعا درِ بزرگى است كه با تمامى درهاى سعادت برابرى كرده ، آسانتر از تمامى این درها بوده و در میان درهاى سعادت درى نیست كه بتوان با آن به تمامى اهداف جزئى و كلى ، دینى و دنیوى و تمامى آرزوها و اهداف رسید.

شرایط آن مربوط به اصلاح عقیده و معارف است . و سایر شرایط آن كه به اعمال جسمى مربوط مى شود شرایط كمال دعا مى باشد و تمامى آنها آسان و راحت است ، مانند گریه كردن ، انگشترى بدست كردن ، با عجله دعا نكردن ، تمجید كردن ، حمد كردن ، صلوات فرستادن بر پیامبر و آل او (علیهم السلام )، اعتراف به گناهان ، شریك كردن مؤ منین در دعا و پایان بردن دعا با ((صلوات فرستادن ))، ((ما شاء الله گفتن )) و ((لا قوة الا بالله گفتن )). شرایط معنوى و قلبى آن نیز، در یك كلام داشتن ایمان حقیقى به خدا، صفات و نامهاى اوست . و آنگاه كه قلب بنده به خدا و به قدرت و علم ، عنایت و جود و كرم و راستگویى او، و دعوت بندگان به دعاى خود ایمان آورده و دعا كند بدون شك به خواسته خود یا عوض ‍ خواسته خود مى رسد. در هنگام نشستن براى دعا آرامش و وقار داشته و باندازه نشاط خود ذكرهایى را كه قبل از شروع دعا رسیده است بگوید. در ابتدا بطور اجمال به حمد خدا، ((لا اله الا الله )) گفتن و تمجید و ستایش او پرداخته و آنگاه صدبار تكبیر، صدبار ((الحمد لله )) صد بار ((لا اله الا الله )) گفته ، صد بار ((قل هو الله احد)) و سوره ((قدر)) و بنابر روایتى صد بار ((آیة الكرسى )) خوانده و صد بار بر پیامبر و آل او صلوات بفرستد. و اگر باین مقدار نشاط نداشت مى تواند، فقط تكبیر و ((لا اله الا الله )) و ((الحمد لله )) و ((سبحان الله )) گفته و صلوات بفرستد ولى باید همراه با حضور قلب ، صدق و اخلاص باشد.

هنگام تكبیر گفتن این فرمایش امام صادق (علیه السلام ) در ((مصباح الشریعه )) را فراموش نكن : ((هنگام تكبیر گفتن تمامى موجودات آسمانى و زمینى را در مقابل بزرگى و شوكت خداوند كوچك شمار.

زیرا اگر خداى متعال در حالى كه بنده تكبیر مى گوید از قلب او آگاه شده و ببیند قلب او از حقیقت تكبیر روى گردان است ، مى فرماید: دروغگو! مرا فریب مى دهى ! به عزت و جلالم سوگند تو را از شیرینى ذكر خودم محروم نموده و نمى گذارم به قرب من رسیده و از مناجاتم خوشنود شوى . هنگام نماز دلت را بررسى كن ، اگر شیرینى آن را درك كرده ، در خود سرور و شادى آن را احساس نموده ، قلب تو با مناجات او شادمان شده و از گفتگوى با او لذت بردى ، بدان كه در تكبیر خود راست گفته اى والا از سلب لذت مناجات و محروم شدن از شیرینى عبادت دریاب كه خداوند تو را دروغگو دانسته و از درِ خود رانده است .))

این مطالب قطعا صحیح و درست است . زیرا تكبیر شكل زیبایى دارد كه همان گفتن ((الله اكبر)) بوده و حقیقتى در قلب و عمل دارد كه عبارت است از این كه خداوند را بزرگتر از هر بزرگى و بزرگتر از این كه توصیف شود بدانى . علامت این مطلب هم این است كه دل ، روح و جسم تو، همگى براى خداى متعال فروتن شود، بگونه اى كه در مقابل هیچ بزرگى چنین تواضعى نداشته و آنقدر مشتاق همنشینى و انس و مناجات با او باشى كه با هیچ بزرگى این گونه نباشى و آنگاه كه اینگونه شدى ، با ذكر او تبرك ، با خدمت به او شریف ، از همنشینى با او والا مقام و از مناجات و انس با او لذت مى برى ، بیش از آنچه از شخص بزرگ یا شریفى بهره مند گردى . زیرا لذت عقلى بزرگى و شرف شیرینترین لذتهاست .

زمانى كه روح ، دل و عمل تو زبانت را در تكبیر، تصدیق كرد، خداوند نیز بیش از هر كس دیگرى از تو تشكر مى نماید، و همانگونه كه در روایت آمده تو را بزرگ داشته و بخوبى پاك مى كند ولى اگر دل ، حقیقت و عملت مخالف زبانت باشند، تكبیر تو فریبى بیش نبوده و سزاوار خواهى بود كه خداوند تو را دروغگو شمرده و از در خود طرد نماید. كه در این صورت ضرر بزرگى را متحمل خواهى شد.

هنگام گفتن ((لا اله الا الله )) آنچه را كه در تفسیر آن ، در ضمن ذكرهاى دهگانه گفتیم بیاد آور، همچنین در موقع الحمد لله گفتن خدا را آنگونه كه باید تنزیه نما؛ كه در هر موردى تنزیه او به یك شكل است . تنزیه او در عبادت این است كه در عبادت او مخلص بوده ، و تنزیه او در یكتاپرستى این است كه به حقیقت یكتاپرستى متصف شده و براى او شریكى در اراده ندانى و تنها او را داراى اراده مستقل بدانى همانگونه كه منظور از تسبیح ركوع نیز همین است ؛ و تنها او را داراى وجودى حقیقى و مستقل بدانى ؛ چنانچه مراد از تسبیح سجده نیز همین است كه با نام ((مقام فناء)) و ((حقیقت یكتاپرستى )) از آن تعبیر مى شود.

البته این درجات مراتب كاملین بوده و ما با این سهل انگارى و عقلها و عملهاى ناقص ، نمى توانیم اینگونه باشیم . ولى حداقل باید هنگام گفتن این الفاظ، باندازه فهم خود معانى آن را در نظر داشته و تا آنجا كه مى توانیم مضمون این الفاظ را در خود بوجود آورده و در هنگام ذكر خداى متعال به یاد كس دیگرى بلكه به یاد دشمن او نباشیم زیرا در این صورت سزاوار خوارى و محروم شدن از احسان الهى خواهیم شد.

هنگام صلوات فرستادن بر پیامبر و آل او در نظر داشته باش كه خداوند صلوات فرستادن بر او را همراه با صلوات فرستادن بر خود ذكر فرموده و فرمانبردارى او را با فرمانبردارى خود پیوند زده است . مواظب باش مبادا از بركات شناخت احترام او بى بهره بوده و از فواید صلوات او محروم شوى .

پس از این اعمال تا آنجا كه سر حال هستى ، دعاهاى وارده را با حضور قلب ، تدبر و فهم آنچه مى گویى ، بخوان . دعاى امام حسین (علیه السلام ) با ملحقاتى كه علامه و سید بر آن افزوده اند را نیز ترك نكن و با جدیت و تلاش در پى فهم معانى آن باش . این ملحقات گرچه جزو دعاى امام حسین (علیه السلام ) نیست ولى مضامین عالى داشته و برخاسته از اندیشه هاى بلندى است . دعاى صحیفه سجادیه را نیز بخوان .

بهتر است دعاى امام صادق (علیه السلام ) را نیز خوانده و آنگاه حوائج خود را بخواه و هنگام دعا براى خود، برادران دینى بخصوص معلمین علوم دینى ، پدر، مادر، و پدران و مادران آنها و سایر ارحام و ذوى الحقوق را مقدم كن . در حال دعا تا آنجا كه مى توانى سعى كن بهترین حالات از قبیل گریستن ، زارى كردن ، خوار شدن ، پوشیدن لباسهاى مویین و بستن دستها را داشته و بهترین سخنان را براى جلب رحمت و عطوفت بكار برى . در روایت آمده است كه خداوند به حضرت موسى ، فرمود: ((آنگاه كه به درگاه من دعا مى كنى ترسان بوده ، صورت خود را خاك آلوده كرده ، و با ایستادن در مقابل من برایم تواضع نما. با ترسى كه ناشى از عظمت من است و برخاسته از قلبى ترسان است با من مناجات كن .)) و نیز روایت شده است كه به حضرت عیسى (علیه السلام ) وحى شد: عیسى ! از چشمهایت براى من اشك ریخته و با دلت برایم تواضع نما. عیسى ! در سختى ها از من كمك بخواه كه من غمزدگان را یارى نموده و نداى درماندگان را اجابت مى كنم . و من مهربانترین مهربانان هستم .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()