مقدم كردن برادران دینى بر خود هنگام دعا

اگر بعد از بوجود آوردن این شرایط در خود، هنگام دعا برادران صمیمى را بر خود مقدم نموده و نام تك تك آنان را برده ، از خداوند حاجات آنان را خواسته ، و تك تك نیازهاى خصوصى آنان و سپس خواسته هاى عمومى آنان را بگویى ، نه تنها ضرر نكرده بلكه به سودآورترین تجارتها خواهى رسید زیرا در صورتى كه به خاطر خدا آنان را در دعا بر خود مقدم نمایى ، با زبانى براى خود دعا كرده اى كه حتى به اندازه یك چشم به هم زدن هم نافرمانى خدا را ننموده است ؛ با زبان فرشتگان معصوم ، بلكه با زبان خدا پروردگار جهانیان ، بلكه یك دعا را با دعاهاى بى پایان عوض ‍ كرده اى . چنانچه از ((ابن ابى عمیر)) روایت شده كه از ((زید نرسى )) نقل كرده كه گفت : با ((معاویه بن وهب )) در ((موقف )) بودم . او دعا مى كرد دقت كردم ببینم چه مى گوید. دیدم اصلا براى خود دعا نكرد بلكه براى افرادى از نقاط مختلف به طور تك تك با ذكر نام آنان و نام پدرانشان دعا كرد. و به همین عمل مشغول بود تا مردم از آنجا بازگشتند. گفتم : عمو! چیز عجیبى از تو دیدم . گفت : كجایش ‍ تعجب داشت ؟ گفتم : همینكه برادرانت را در اینجا بر خود مقدم كرده و براى تك تك آنان دعا كردى گفت : تعجب ندارد، فرزند برادرم ! از مولاى من و مولاى تو و مولاى هر مرد و زن مؤ منى - و به خدا قسم سرور تمام پیشینیان و آیندگان ، بعد از پدرانش - شنیدم - و اگر نشنیده باشم گوشهاى معاویه كر و چشمهایش كور شده و به شفاعت حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) نرسد - كه مى فرمود: كسى كه پشت سر برادر خود براى او دعا كند، فرشته اى از آسمان دنیا ندا مى كند: صد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود، اى بنده خدا! فرشته دیگرى از آسمان دوم او را ندا مى دهد: اى بنده خدا! دویست هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان سوم او را ندا مى دهد: اى بنده خدا! سیصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان چهارم او را ندا مى دهد: اى بنده خدا! چهار صد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان پنجم صدا مى زند: اى بنده خدا! پانصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان ششم ندا مى دهد: بنده خدا! ششصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. فرشته دیگرى از آسمان هفتم ندا مى دهد: هفتصد هزار برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. آنگاه خداى عزوجل ندا مى دهد: من بى نیازى هستم كه نیازمند نمى گردم ، بنده خدا! یك میلیون برابر آنچه خواستى براى تو خواهد بود. اكنون اى برادر زاده ! كدامیك بهتر است ، آنچه انجام دادم یا آنچه تو مى گویى ؟

نكته دقیقى كه باید به آن توجه داشت این است كه در حالى كه براى برادر مؤ منت دعا مى كنى او را واقعا دوست داشته و سایر حقوق او را نیز ادا كرده باشى . زیرا در غیر این صورت بیم آن مى رود كه دعایت اثرى را كه در این روایت گرانقدر بر آن مترتب شده ، نداشته باشد.

مراعات آداب دعا

مطلب دیگرى كه باید به آن توجه داشت این است كه دعا كننده باید فرمایش امام صادق (علیه السلام ) در ((مصباح الشریعه )) را بیاد داشته باشد كه فرمودند: ((ادب دعا را رعایت كرده و بنگر كه چه كسى را، چگونه ، و براى چه مى خوانى ؟ عظمت و بزرگى خداوند را باور داشته باش با دیده دل آگاهى او از باطن و اسرار و اعتقادات خود را ببین و راه نجات و هلاكت خود را دریاب ، مبادا چیزى از خدا بخواهى كه هلاكت تو در آن بوده ولى گمان دارى كه باعث نجات تو است . زیرا خداوند متعال مى فرماید: و انسان با دعاى خیر، شر خود را مى خواهد و انسان شتابكار است .

بیندیش كه چه و چه مقدار و براى چه درخواست مى كنى . دعا یعنى در حالى كه اندیشه ات غرق در مشاهده پروردگار بوده ، اختیار را از كف داده و تمام امور ظاهرى و باطنى خود را به پروردگار تسلیم و واگذار نموده اى ، با تمام وجودت از خداوند حاجت خود را بخواهى . و در صورت عمل نكردن به شرایط دعا انتظار اجابت نداشته باش . زیرا او رازها و نهان ها را مى داند. و شاید چیزى بخواهى و او بداند در باطن تو چیزى بر خلاف آن است .))

ظاهرا مراد از این فراز ((با تمام وجودت از خداوند حاجت بخواهى )) این است كه بخاطر تبعیت از دستور خداى متعال ، به درگاه او دعا كن . آنجا كه مى فرماید: ((و اساءلوا الله ؛ از خدا بخواهید)) ((فلیستجیبوا لى و لیؤ منوا بى ؛ (با تمام وجود) مرا اجابت كنند و به من ایمان آورند.)) و شاید علت این كه فرمود: ((در مشاهده خدا)) این باشد كه اگر دعا كننده ، مدعو را نشناسد، دعاى او دعا نخواهد بود. و شاید در این صورت به گمان این كه به درگاه خدا دعا مى كند، به درگاه غیر خدا دعا نكند. كه در بیشتر غیر كاملین كه دعا مى كنند نیز همینگونه است . و شناخت خدا، باید شناختى حقیقى باشد بگونه اى كه با روح و دل خود خدا را ببیند همانگونه كه در دعاى معصوم (علیه السلام ) آمده است ((خداوندا! ظاهر ما را با فرمانبرداریت ، باطن ما را شناخت ، و دلهاى ما را با دوستیت و جانهاى ما را با دیدارت روشن فرما.))

و مراد از عبارت ((از كف دادن همه اختیارها)) این است كه به درگاه خداى متعال براى خواسته ات دعا كرده و راه و چگونگى رسیدن به آن را معین نكن مثلا اگر مالى را مى خواهى نگو: آن را از دست فلانى یا خرید یا فروش فلان چیز به من برسان ، مگر این كه خصوصیات خواسته ات نیز جزو خواسته باشد.

نیز ممكن است منظور از این عبارت ، این باشد كه انسان چون خیر و سعادت را در خواسته خود مى بیند آن را طلب مى كند و بالاترین خیرها و سعادتها شناخت خدا و نزدیكى و پناه اوست همانگونه كه در دعاهاى معصومین (علیهم السلام ) نیز آمده است : ((اى نهایت آرزوى عارفان !)) بنابراین دعا كننده باید براى رسیدن به تمام خواسته هایش ‍ همین مطلب را خواسته و هیچ سعادت دیگرى را طلب نكند. زیرا اگر خیر و سعادتى كه در پى آن است او را به این هدف نهایى برساند، خداوند از آن آگاه مى باشند. و در غیر این صورت معین كردن آن فایده اى نداشته و حتى گاهى مانعى در جهت رسیدن به هدف اصلى بوده و براى او مضر است . ولى چنانچه گفته شد این مقام كسانى است كه در شناخت خداوند كامل شده باشند، آنانى كه خداوند در حدیث معراج درباره آنان مى فرماید: ((عقل او را غرق در معرفت خود نموده و خود، عقل او مى شوم .)) چه مقام بلند و بالایى !

هنگام خواندن دعاهایى كه وارد شده بفهم كه چه مى گویى و آنچه را مى گویى در خود شكل بده . مواظب باش و مبادا كه با سخنان دروغ و بدون داشتن حالات بندگى و مراسم تضرع و گریه و زارى و نیاز با پروردگارت روبرو شوى . مثلا وقتى در دعا مى خوانى : ((پروردگارا! توانایى رفع هیچكدام از احتیاجات خود را نداشته و نمى توانم به خودم سودى رسانده یا ضررى وارد نمایم . امیدى برایم نبوده و دوستى نمى یابم درها به رویم بسته شده و از همه ناامید شده و روزگار تنها تو را برایم باقى گذاشته است . با من چگونه رفتار مى نمایى ؟ نمى دانم و كاش ‍ مى دانستم كه درباره دعایم چه مى گویى ! جوابت ((آرى )) است یا ((نه )) واى واى واى باید بحال خود بگریم ، باید به حال خود بگریم ! چه بدبختى بزرگى چه بدبختى بزرگى چه بدبختى بزرگى ! چه ذلتى چه ذلتى چه ذلتى ! اگر جوابت نه باشد، به چه كسى ، چگونه ، با چه وسیله اى و به چه چیزى امیدوار باشم ! و اگر من را ترك كنى ، چه كسى از من حمایت خواهد كرد!)) درباره این سخنانى كه به خداوند مى گویى بیندیش . كسى كه از همه بریده و از همه مردم قطع امید كرده باشد و با بیم و امید در پیشگاه خدا ایستاده و از سرنوشت بد خود شكایت كند، قطعا خداوند او را اجابت كرده و مورد رحمت و بزرگداشت خود قرار مى دهد. و حتى او را دوست داشته و به خود نزدیك مى سازد. ولى اگر كسى كه این الفاظ را خوانده و اثر اجابت را ندیده و پناه بر خداى او ثمره اى جز ناامیدى و دورى نداشته باشد تنها علت این امر دورویى و ادعاى دروغ اوست .

كسى كه به پول ، بیش از پروردگار جهانیان و به پدر و فرزند بیش از خداى آسمانها و زمین امید داشته ، فریب مالش را خورده و به تدبیر خود در زندگى اطمینان دارد و حتى در این راه به كارهاى حرام دست مى زند - كارهایى كه خداوند به او فرموده است كه با انجام آنها به هدف خود نمى رسى - و بجاى این كه بیاد خدا باشد، دل او در دنیا سیر مى كند، چنین كسى اگر این دعا را بخواند و بخصوص در حال خواندن دعا ملتفت مطالب مذكور نیز باشد ولى از خود خجالت نكشیده و از سخنان دروغى كه بر زبان مى آورد ناراحت نشود، چنین شخصى بزرگى و عظمت بى پایان او را ناچیز شمرده و سزاوار رد، طرد و راندن و حتى خشم و دشمنى و مجازات مى شود. منشاء آن هم چیزى جز ضعف ایمان و نبودن معرفت نمى باشد. و البته فاسد شدن دل نیز كه ناشى از فرو رفتن در دوستى و یاد دنیا مى باشد در این جهت بى اثر نیست .

كسى كه در چنین زمانى و با این زبان و اینگونه به درگاه پروردگارش دعا كند ولى در مسیر وزش نسیم فضل و قبول الهى قرار نگرفته و به خواسته و آرزوى خود نرسیده و علامت پذیرش دعا كه همان تغییر حال و تغییر اندیشه هایى است كه به ذهن او وارد مى گردد، را در خود نبیند، باید بخاطر هلاكت قلب و ضعف ایمان بر خود بگرید، زیرا معلوم مى شود بنده بیمار و پستى است .

شخص مراقب باید در دعاى خود موفقیت براى انجام اعمال عید بخصوص شركت در نماز عید و قبول آن را از پروردگار خواسته و در ابتدا و انتهاى این روز به نگهبانان این روز مراجعه كند، همانگونه كه بطور مفصل پیرامون این مطلب در روزهاى مانند آن گفتیم .

اعمال شب عید قربان

از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده كه از پدرانش (علیهم السلام ) نقل نموده است ((امام على (علیه السلام ) دوست داشت چهار شب در سال خود را فارغ نماید: شب اول رجب ، شب نیمه شعبان ، شب عید فطر و شب عید قربان )) ممكن است منظور از فراغت ، فراغت براى عبادت در آن با زنده نگهداشتن آن باشد. بلكه بقرینه احادیث مشابه ظاهرا منظور همین است . زنده نگهداشتن آن عبارت از فارغ ساختن نفس ، قلب و اعضاى بدن در خدمت به خداوند متعال است ، به این صورت كه دل او در یاد خدا بوده ، بدنش مشغول فرمانبردارى و عبادت خدا بوده و در طول شب هیچ چیزى حتى مناجات او را از خداوند غافل ننماید مگر این كه مشغول شدن به این مناجات نیز براى خدا و بخاطر او باشد، كه این مطلب اولین درجه مراقبت مى باشد.

در شب و روز آن زیارت امام حسین (علیه السلام ) مستحب است . از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است : ((كسى كه امام حسین (علیه السلام ) را در یكى از سه شب زیارت كند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى آمرزد.

راوى پرسید كدام شبها؟ فرمودند: شبهاى عید قربان .))

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()