روایات قطعى داریم كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) و همچنین جانشینان آنها سرچشمه و منشاء همه خیرات هستند. پیش از این ، از پیشوایان اهل سنت ، مانند ((احمد بن حنبل )) در مسند خود و ((ابى یعلى )) در كتاب ((فردوس )) و از ((ابن خالویه )) در كتاب ((منهج التحقیق )) روایت صریحى نقل كردیم كه شیعه ، تسبیح ، تقدیس ، ثنا كردن ، لا اله الا الله گفتن و یكتا شمردن خدا را از آنان و فرشتگان نیز از شیعیان آنان آموختند.

زیارت جامعه كبیره كه شیخ صدوق آن را در ((الفقیه )) روایت كرده و تمام علماى شیعه آن را پذیرفته و به آن عمل كرده اند، بعضى از فرازهاى آن گویاى این مطلب است كه آنان سرچشمه هر خیر و سعادتى بوده ، حساب خلق با آنان و بازگشتشان نیز بطرف آنان است .

و هر شریفى در مقابل آنان پایین آمده است . آنان معادن رحمت بوده و هر كسى كه خدا را یگانه بداند باید آنان این مطلب را از او بپذیرند. خدا با آنان شروع و با آنان كار را پایان داده ، بخاطر آنان باران فرو فرستاده و بخاطر آنان آسمان را نگه داشته است ؛ جسم آنان در میان اجسام دیگران ، روح آنان در میان روحهاى دیگران و وجود آنان در میان مردم است ولى جایگاه و منزلت آنان نزد خدا بگونه اى است كه كسى به آن نرسیده و توقع رسیدن به آن را هم ندارد.

شیعه و سنى روایت كرده اند كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) فرمودند: ((اگر عده اى از امت من درباره تو سخنانى شبیه به آنچه مسیحیان در مورد عیسى بن مریم گفتند، بر زبان نمى آوردند، امروز درباره تو سخنى مى گفتم كه از كنار هر جمع مسلمانى كه مى گذشتى ، از خاك پا و باقیمانده آب شستشویت برداشته و براى شفا پیدا كردن از آن استفاده كنند. ولى همین مقدار براى تو كافى است كه تو از من و من نیز از تو بوده ، تو از من ارث برده و من نیز از تو ارث مى برم .

این روایت تصریح دارد به این كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فقط از ترس از دین برگشتن مردم فضایل او را كتمان كرده است . در عین حال مى بینیم كه فضایل او آشكار و دنیا را پر كرده است . نیز در احادیث زیادى آمده است كه آنان علت ایجاد عالم بوده و حدیث ((اگر تو نبودى افلاك را نمى آفریدم .)) معروف و مشهور است .

و كسى كه از چگونگى و حكمت خداوند در آفرینش عالم آگاه شود، یقین مى كند كه یكى از مخلوقات ، اولین آفریده او، نزدیكترینشان به او، واسطه فیض او، اسم اعظم او، ((حجاب نزدیكتر)) و ((نمونه برتر)) مى باشد. طبق روایات زیادى كه وارد شده تمامى این موارد در پیامبر ما (صلى الله علیه و آله و سلم ) وجود دارد. و اگر كسى این مطلب را قبول كند در مورد فضایلى كه درباره پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اهل بیت او آمده است تردید نخواهد نمود. و با تمام وجود باور مى كند كه عقل ما قدرت شناخت كامل آنان را ندارد. گرچه در این راه تمام عمر خود را صرف كنیم . ((اگر آب دریا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركب شوند پیش از این كه كلمات پروردگارم تمام شود، آب دریا تمام خواهد شد.))

((و اگر چشمانم اجازه یابد، با یك نگاه كه در آرزوى آن بودم ، معروف و مشهور خواهم گردید، در حالى كه ناشناخته بوده ام .

و من در میان جلال و جمالش مدهوش شدم ، و زبان حال ، وضع مرا بازگو مى كند.

نگاه هایت را به زیبایى هاى چهره اش بیفكن ، خواهى دید كه تمام زیبایى ها در چهره اش فراهم آمده است .

اگر بنا باشد همه زیباییها چهره اى را به حد كمال برساند، خواهى دید كه زیباییش او را وادار به تهلیل و تكبیر مى كند.))

آنان منشاء، سرچشمه و پایان تمام فضایلى هستند كه در كلمات خداست . و این آیه كلمات خدا را غیر قابل شمارش اعلام كرده بود.

پس بدون هیچ شكى به این نتیجه مى رسیم كه فضایل على (علیه السلام ) باندازه اى زیاد است كه قابل شمارش نیست .

در اینجا بد نیست نوشته اى از امام حسن عسكرى (علیه السلام ) كه در آن گوشه اى از فضایل اهل بیت (علیهم السلام ) آمده است را نقل كنیم : ((ماییم كه با گامهاى نبوت و ولایت قله هاى حقیقت را فتح نموده و هفت طبقه كوههاى بلند فتوى را با هدایت روشن نمودیم . ماییم شیران درنده نبرد و كسانى كه دشمن را از پا مى اندازند. امروز شمشیر و قلم از آن ماست و فردا پرچم ستایش و علم از ما. نوه هاى ما هم پیمانان دین ، جانشینان پیامبران ، چراغهاى مردم و كلیدهاى كرم هستند. ((همسخن )) خدا بخاطر گواهى ما به وفاى او لباس برگزیدگى را پوشیده و ((روح القدس )) از میوه نوبر باغهاى ما چشید. شیعیان ما اهل نجات ، پاك ، یاور و محافظ ما و دشمن ستمكاران مى باشند. و بعد از سختى ها چشمه هاى زندگى براى آنها مى جوشد، تا ((الم )) و ((طه )) و ((طواسین )) را تمام نمایند. (امضا) حسن بن على العسكرى . سال دویست و پنجاه و چهار.

فضایل پیامبر اكرم و اهل بیت (علیهم السلام ) در قرآن

در میان مسلمانان دلیلى قویتر از كتاب خداى متعال نمى باشد. در این كتاب آیه هایى وجود دارد كه بروشنى فضایل رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بیان مى كند و مى گوید كه آن حضرت براى تمام مردم فرستاده شده ، رحمتى براى جهانیان بوده ، به بالاترین درجه نزدیكى به خداوند رسیده ، محبوب خدا و آخرین پیامبران بوده ، از تمام پیامبران براى او پیمان گرفته شده و خداوند خیر زیاد و مقامى پسندیده به او عنایت فرموده است . خداوند به پیامبرى با چنین اوصافى ، در آیه ((مباهله )) دستور مى دهد كه اعلام كند: على مانند خود او مى باشد. با این مقدمات نتیجه مى گیریم كه على (علیه السلام ) بعد از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) برترین مخلوقات است .

فضایل پیامبر اكرم و اهل بیت در سایر كتب آسمانى

این مطلب بطور مشروحتر از كتابهاى آسمانى نیز نقل شده است : (الف در كتابى كه ((شیث )) از پدرش ((آدم )) به ارث برده آمده است : ((آدم )) به نورى كه پرتو افشانى مى نمود و تمام فضا را روشن كرده بود نگریست كه از مشرق آمده و تا مغرب را پوشانید آنگاه بالا رفت تا به ملكوت آسمان رسید، سپس رو به من كرد. و من فهمیدم نورى كه همه جا را بخوبى روشن كرده نور محمد، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى باشد. چهار نور نیز از سمت راست ، چپ ، پس و پیش او را در بر گرفته بودند كه در روشنایى و خوبى خیلى شبیه آن بودند. به من گفتند: آدم ! این نور و نورهاى اطراف آن وسیله تو و وسیله مخلوقاتم هستند كه رستگار مى شوند... این یكى ، احمد و سرور آنان و سرور مردمان است كه با علم خود آن را انتخاب كرده و اسم او را از اسم خود گرفته ام و من محمود هستم و او محمد. و این ، برادر تنى و وصى او مى باشد كه او را بوسیله او یارى مى كنم ... دلهاى پیامبران برگزیده خود را نگاه كردم و ندیدم كسى مانند محمد برگزیده مخصوصم فرمانبردارم بوده و خیرخواه خلقم باشد. او را با آگاهى انتخاب كرده و نام او را در كنار نام خود قرار دهم . آنگاه دیدم قلب خواص او كه بعد از او هستند، مانند قلب او مى باشد. آنان را نیز با او پیوند داده ، وارثان كتاب ، وحى و آشیانه هاى حكمت و نور خود قرار داده و به نام خود سوگند یاد كرده ام هیچگاه كسى را كه مرا دیدار كند و به یكتا دانستن من و رشته دوستى آنان چنگ زده باشد، با آتش خود عذاب نكنم .

 

 

(ب در كتاب ((ادریس )) به قوم خود گفت : فرزندان پدر شما ((آدم )) (علیه السلام ) و فرزندان فرزندان او و خاندان آنان از یكدیگر پرسیدند: بنظر شما چه كسى نزد خدا عزیزتر، داراى مقام بهتر و نزدیكتر به اوست ؟ عده اى گفتند: پدر شما، آدم ، كه خداى متعال او را با دست خود ساخته ، فرشتگان خود را براى او به سجده افكنده ، او را در زمینش جانشین قرار داده و همه مردم را تحت تسلط او در آورده است . عده اى گفتند: فرشتگانى كه هیچگاه از فرمان خداوند سرپیچى ننموده اند. عده اى گفتند: رؤ ساى سه گانه فرشتگان ، جبرییل ، میكاییل و اسرافیل ، آنگاه بسوى ((آدم )) (علیه السلام ) روانه شده و جریان را تعریف كردند. او گفت : فرزندانم ! به شما مى گویم كه چه كسى نزد خداى متعال از تمام مخلوقات عزیزتر است . بخدا سوگند، آنگاه كه روح در من دمیده شد و نشستم عرش بزرگ خداوند برایم درخشید، نگاه كردم دیدم در آن نوشته است : محمد رسول خداست . فلانى امین خداست . فلانى برگزیده خداى متعال است و نامهاى دیگرى كه با نام محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) مقرون بود نوشته شده بود. آنگاه گفت : در آسمان جایى نبود مگر این كه روى آن نوشته بودند ((لا اله الا الله )) و هر جایى كه ((لا اله الا الله )) نوشته شده بود، نوشته بودند - البته نه با خط بلكه خلقتا - ((محمد رسول الله ))؛ ((محمد رسول خداست )) و هر جایى كه نوشته بود: ((محمد رسول خداست )) نوشته بود: ((فلانى برگزیده خداست .)) ((فلانى دوست صمیمى خداست .)) ((فلانى امین خداى عزوجل است )) و نیز نامهاى دیگرى نوشته بود.

((آدم )) فرمود: فرزندانم ! محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) و كسانى كه نامشان همراه با نام او نوشته شده بود، از تمامى مردم پیش ‍ خداوند عزیزتر هستند.

(ج از كتاب ((صلوات )) حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام ) نقل شده كه در ((تابوت )) نگاه كرد، خانه محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) آخرین پیامبران را دید در حالى كه على بن ابیطالب در سمت راست او و دست به دامان او بود. نیز شكل بزرگ و درخشانى دید كه در آن نوشته شده بود: این وصى و برادر تنى اوست كه او را یارى و تقویت مى كند. ابراهیم پرسید: پروردگارا! خداى من ! سرور من ! این مخلوق شریف كیست ؟ خداى عزوجل وحى فرمود: این بنده و دوست صمیمى من ، آغازگر و پایان دهنده است و این وصى و وارث او مى باشد.

عرض كرد آغازگر و پایان دهنده كیست ؟ فرمود: این محمد است ، برگزیده من ، اولین مخلوق من و بزرگترین حجت من در میان مردمان من است . وقتى كه آدم در مرحله گل و جسد بسر مى برد، او را آگاه نموده و حیاتش دادم . و در زمانى كه پیامبرى نبود او را براى تكمیل دین به پیامبرى برانگیخته و با او به رسالتها و انذارهاى خود پایان دادم .

این هم برادر و بهترین دوست اوست . پیش از این كه آسمان و زمینم و مخلوقات خود را بیافرینم بخاطر اینكه از آنان و دلهایشان آگاه بودم ، آنان را خلق كرده رشته برادرى بین آنها ایجاد، آنان را پاك و خالص كردم . نیكوكاران از آنها و دودمان آنها برخاسته اند. و من از حال بندگان خود آگاهم .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()