دلیل نقلى عبارت است از آیات و روایات زیر:

((هیچكس نمى داند به پاداش نیكوكاریش ، چه نعمت و لذتهاى بى نهایت كه روشنى بخش دیده است ، براى او مخفى (ذخیره ) شده است .)) و ((اگر نعمتهاى خداوند را بشمارید، نمى توانید تمام آنها را بشمارید.)) و در روایات متواتر آمده است : ((در هر روز جمعه نعمتهاى بهشت دو چندان شده و این مطلب پایانى ندارد.)) و در حدیث معراج است كه : ((خداوند متعال مى فرماید: در هر روز هفتاد بار به آنها (اهل بهشت ) مى نگرم . در هر بار با آنان سخن گفته و دارایى آنان را هفتاد برابر مى گردانم .))

دلیل عقلى این است كه : از زمانى كه خداوند مادیات را در این دنیا آفریده تاكنون به آن نظر نیفكنده است . با این وجود این همه نعمت در این دنیا وجود دارد. با سنجش این جهان با جهان آخرت كه جهان نزدیك شدن و دیدار او مى باشد به این نتیجه مى رسیم كه نعمتهاى آن جهان و قابل مقایسه با نعمتهاى دنیا نیستند.

بعضى از دانشمندان خداشناس گفته اند: چیزهایى كه در بعضى از جهانهاى آخرت مى باشد، همگى سرشار از بى نیازى و زندگى مى باشند. گویا زندگى در آن جوشیده و فوران مى كند. جریان زندگى آنها فقط از یك منبع سرچشمه گرفته و اینطور نیست كه چیزى مثلا فقط ((گرما)) باشد یا فقط ((باد)) باشد. بلكه تمام این چیزها از یك جنس ‍ مى باشند؛ ولى جنسى كه در آن هر مزه اى احساس مى شود؛ مزه نوشیدنى و شیرینى و هر چیزى كه مزه اى داشته باشد؛ و نیز نیروى هر چیزى كه نیرویى داشته باشد (در همان یك جنس یافت مى شود)؛ و نیز بوى تمام چیزهاى خوشبو؛ رنگ تمامى رنگها، و تمام آوازهاى زیبا و آهنگهاى موزون موسیقى ؛ و تمام چیزهایى كه حس مى شود. و تمام اینها همانطور كه گفتیم در یك حالت غیر مركب و بسیط مى باشد.

زیرا این حالت حالتى حیوانى و عقلى مى باشد كه در برگیرنده تمام حالات پیش گفته است و تمام این حالات در این حالت وجود دارد، بدون این كه بعضى از این حالات با بعضى دیگر مخلوط شود و عده اى از این حالات عده دیگرى را از بین ببرد. بلكه تمام این حالات در همان یك حالت محفوظ و موجود است كه گویا هر كدام از این حالات بتنهایى وجود دارد.

بنابراین فكر كن ؛ اى انسان ! تو در رابطه با منافع این دنیاى زبون در حركات و سكنات خود آنگونه عمل مى كنى كه سود بیشترى برده و منافع بیشترى را كسب نمایى . بهمین جهت چیزهایى را انتخاب مى كنى كه مزیت و برترى بیشترى داشته باشد. بلكه از این هم بالاتر، بخاطر آب و غذا و رختخواب بهتر خود را خسته و وقتت را صرف مى كنى ؛ در حالى كه بخوبى مى دانى كه از این خستگى بجز تفاوت كمى بدست نمى آید كه آن هم همیشگى نبوده و بزودى از بین مى رود.

پس چرا در رابطه با آخرت خود اینگونه نیستى ، با وجود این كه نعمتهاى آخرت پایدار و جاوید بوده و نعمتهاى این دو جهان با هم قابل قیاس ‍ نیستند. مثلا اگر كالایى را جهت تجارت خریده و سپس متوجه شوى كه اگر بجاى آن ، كالاى دیگرى مى خریدى ، استفاده تو دو چندان مى بود، اندوهگین و ناراحت شده و خود را سرزنش مى كردى كه چرا از این مطلب غافل بودم ؛ و تصمیم مى گرفتى كه از این به بعد بى گدار به آب نزنى . ولى اگر در تجارت آخرت هفتاد برابر سود یا بیش از آن را از دست بدهى غمگین نمى شوى . مثلا نماز جماعت در مسجد جامع با امامت عالم باتقوا بخصوص اگر جمعیت زیادى به او اقتدا كرده باشند، ثواب آن هزاران بار بیش از نماز فراداى در خانه است . با این وجود در مورد آن كوتاهى كرده و براى از دست دادن آن حتى باندازه یك دهم از دست دادن مال دنیا هم ناراحت نمى شوى .

باعث این همه سستى چیزى جز ضعف ایمان است ! بترس از این كه این ایمان ضعیف را در ترسهاى زیاد - بخصوص در سختیهاى مرگ - از دست داده و با بد عاقبتى و بى ایمانى از دنیا بروى . خود را براى مجازات بزرگتر بودن خواست دنیا از خواهش آخرت آماده نموده و این سخن معصوم (علیه السلام ) را بیاد آور كه : ((كسى كه صبح كند و همت و خواست بزرگتر او دنیا باشد پیوند خود را با خداوند بریده و خداوند چهار چیز را در قلب او جایگزین مى نماید: غمى كه هیچگاه از او جدا نشود، كارى كه هیچگاه از آن فراغت نیابد، فقرى كه هیچگاه به بى نیازى نرسد و آرزویى كه به پایان آن نرسد.)) و از این عبارت كه ((پیوند خود را با خدا بریده است )) غافل مشو كه این خود مجازات بسیار بزرگى است .

اى عاقل ! این ضرر و بدبختى بزرگ را در ترازوى عقل خود با هر ضرر دنیایى كه تصور مى شود مقایسه كن و ببین آیا بین این دو نسبتى هست . درباره مصیبت خود در زمان مهلت بیندیش ؛ فرصتها را از دست نداده و براى روز افسوس و پشیمانى و طولانى بودن روز قیامت و ترسهاى آن خود را آماده كن . از عذاب ، انتقام و مجازات سخت روز قیامت بر نفس ‍ خود گریه كن ؛ نفسى كه در این دنیا به نعمت و آسایش عادتش داده اى . و بگو ((اى پروردگار و آقا و مولاى من ! از چه چیزى به تو شكایت كنم و براى كدام فریاد بكشم و گریه كنم ! براى درد عذاب و شدت آن ! یا بخاطر طولانى بودن عذاب و مدت آن ! یا از عقرب و مار یا از گرز آهنین و زنجیر!)) شاید از این تفكر پندى گرفته و با توبه راستین آماده سفر شوى و با انجام نیكیها گناهان را از بین ببرى . زیرا پروردگار ما را خیلى دوست داشته و گناهانمان را مى بخشد. خداوندى مهربان و سپاسگزار كه توبه را پذیرفته ، با پاداشهاى زیاد از خوبیهاى كم سپاسگزارى نموده ، لغزشها را از بین مى برد و گناهان را تبدیل به چند برابر نیكى مى كند.

و بگو: ((اى كم خرد بى ادب و دیوانه اى كه امروز و فردا مى كنى ! اى كسى كه كارهاى زشت تو باعث بدبختیت مى شود! چه زمانى این كارها پایان مى یابد و چگونه ! چرا این همه سستى و كسالت و كارها را به آینده واگذار نمودن و امروز و فردا كردن ! این سرپیچى و شورش و انكار و كفران نعمت چرا! چرا به ضعیفى بدن ، نازكى پوست و باریكى استخوانت رحم نمى كنى ! چگونه مى توانى با این ترسهاى بزرگ روبرو شده و فشارهاى زیاد تحمل نمایى ! بدنى كه همیشه بهترین لباسها را مى پوشید، وقتى كه ((قطران )) و لباسهاى آتشین پوشیده و با شیاطین در كند و زنجیر شود و در چاه آتش خیلى عمیقى كه زیورآلات آن آهن است انداخته شود، چه حالى خواهد داشت ! چاهى كه نوشابه آن آب بسیار گرم و چرك آلوده به خون است . ((آب بسیار گرمى روى سر آنها ریخته مى شود كه امعا و احشا و پوست آنها را مى گدازد. و گرزهاى آهنین براى آنها مهیاست .)) چه سختى و گرفتارى بد و چه عذاب دردناك و چه مجازات سخت و رسواكننده اى .

آیا تو نبودى كه در دنیا با امثال خودت مسابقه مى گذاشتى ؛ به اعیان و اشراف حسد ورزیده و با ثروتمندان و عزیزان چشم هم چشمى كرده و فخر مى فروختى و از ندارى و ذلت پیوسته غصه مى خوردى .

هنگامى كه تو را در زنجیر و دستبند به دست با چهره سیاه و چشم كبود به صف محشر بیاورند و ببینى دیگران چنین نیستند چه حالى خواهى داشت . به چپ و راست خود مى نگرى و مى بینى ((در آن روز بعضى از چهره ها شاداب بوده و به پروردگارشان مى نگرند. در آن روز بعضى از چهره ها تابان ، خندان و خوشحال است .)) آنان لباس امان از عذاب پوشیده و تاج عظمت و پادشاهى بر سر گذاشته اند. فرشتگان رحمت گرداگرد آنان را فرا گرفته و در شادى و ناز و نعمت بسر مى برند. و زنان سیاه چشم و جوانان زیباى بهشتى آنان را احاطه مى كنند. آیا نمى گوئى : ((اى پروردگار و آقا و مولاى من ! فرض كن بر حرارت آتشت صبر كردم ولى چگونه مى توانم كرامت تو را ببینم و باز هم صبر كنم و در حالى كه به بخشیدن تو امیدوارم چگونه مى توانم در آتش بمانم .))

اگر به خدا، رسول او و كتابى كه بر رسول خود نازل كرده است ایمان دارى باید به دستورات الهى عمل كرده و با تمام توان جهت رفع مصیبتهاى بزرگى كه بر خود وارد كرده اى تلاش كنى . مبادا شیطان تو را با كرم خداوند فریب داده و یا فریب حلم و بردبارى خدا را بخورى .

زیرا حلم او گرچه زیاد است ولى مجازات او نیز شدید است . آیا عاقبت كسانى را كه فریب حلم خدا را خوردند نشنیده اى ! ((آیا ندیده اى كه خداوند با قوم عاد چه كرد! و نیز ارمیها را كه داراى قدرت و عظمت بودند (چگونه كیفر داد) (شهر ارم ) كه هیچ كجا شهرى به زیبایى و استحكام و بزرگى و تنعم آن نبود. و نیز به قوم كه سنگ را شكافته و كاخهاى سنگى براى خود مى ساختند (چه كیفر سختى داد)! و نیز فرعون صاحب قدرت و سپاه فراوان (را چگونه در دریا غرق كرد) كسانى كه در زمین ظلم و طغیان كردند!)) آیا بیاد نمى آورى كه خداوند با شنبه ایها چه كرد، هنگام خواب انسان بودند ولى صبح خود را میمون و خوك یافتند یا آنان كه شب در سلامتى كامل بودند ولى صبح از جهنم سر درآوردند! آیا نمى ترسى كه تو نیز مانند آنان باشى .

چگونه از شبیخون و خوارى ایمن شده اى ! كسى كه از مرگ در خواب مى ترسد چگونه مى خوابد! كسانى كه مواظب اعمال خود بوده و در طاعت خدا تلاش مى كردند، در هر روز چندین بار صورتهاى خود را بدقت بررسى مى كردند كه ببینند آیا بحال خود باقى مانده یا از ستم و سرپیچى سیاه شده است . با این اوصاف كسانى كه در امور دینى سهل انگار هستند، خود را به فراموشى زده و در انجام گناهان و سرپیچى خداوند جدى هستند چه سرنوشتى خواهند داشت !

بنابراین لازم است براى بهره مند شدن از رحمت و بخشش فورا اقدام كنى . خطاهایى را كه در گذشته مرتكب شده اى جبران نموده و آماده تعمیر قبرت شوى . اگر در توبه صادق بوده و در تدارك گذشته و بازگشت تلاش نمایى خواهى دید كه درها به روى تو باز بوده و لغزشهایت نادیده گرفته شده است ؛ پروردگار به تو روى آورده ، گناهان تو را محو نموده ، زشتیها و گناهان را تبدیل به چند برابر خوبى نموده و تو را به درجات بلندى مى رساند؛ و مانند پدر و مادرى مهربان و دوستى دلسوز و عاشق تو را پذیرفته با تو با مهربانى سخن گفته جواب مثبت به تو داده و حجابهاى عقلت را برطرف مى نماید؛ تو را ملحق به دوستان عاقل خود نموده و پرده هاى بین تو و خودش را برمى دارد؛ با تو بخوبى سخن گفته و تو را گرامى خواهد داشت . كه اوست سلطان سلاطین و مالك مالكها.

 

ادامه کتاب المراقبات

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()