بنابراین انسان منصف باید بجهت اینكه این روز، روز ثبوت اسلام و ایمان است به شرف و كرامت آن معتقد شود. این كرامت را مانند كرامت ایمان به خدا، رسول ، حجتها، نشانه ها، كتابها و تمامى رسولان آن دانسته و بالاتر، این روز را برابر تمام نعمتهاى دنیا و آخرت بداند. سپس ‍ بیندیشد كه چگونه خداوند این اسباب را براى هدایت او ایجاد و با عزت اسلام او را عزیز گردانیده ، و بدین طریق او را مورد لطف خود قرار داده است . و اینكه اگر خداوند با دلایل عقلى او را به اسلام دعوت مى كرد ولى چنین وقایعى دلایل عقلى را تاءیید نمى كرد، ممكن بود دشمن او را به شك و شبهه گرفتار ساخته و او را از دین و ایمان خارج كند؛ و او را به كفر و عذاب همیشگى و جاویدان مبتلا كند. و نیز اگر این حادثه كه كفار را با پذیرش مالیات و خوارى ، خوار نمود، بوقوع نمى پیوست آنان عزت و توانایى خود را حفظ كرده و با اسلام و مسلمین درگیر مى شدند. كه نتیجه آن چیزى جز در سختى افتادن مسلمانان نبود و حتى شاید عده اى ضعیف النفس بر اثر این سختى ها و مشكلات از دین خارج مى شدند. ولى خداوند با این حادثه و آشكار ساختن شرف و كرامت دوستان خود تمامى این سختى ها و خطرات بزرگ را تبدیل به آسایش دائمى نمود. این نعمت آنقدر بزرگ است كه كسى توان اندازه گیرى و سپاسگزارى آن را ندارد.

با توجه به این مطالب لازم است بمقدار ارزش این نعمت در سپاسگزارى آن تلاش نمود. و در صورتى كه نتوان آنچنان كه حق آن است شكر آن را بجاى آورد، باید باندازه توان براى سپاسگزارى آن تلاش ‍ كرد.

همچنین بحكم عقل واجب است نعمت وجود این بزرگواران را درك كرده و با تمام توان به ستایش و ثناى آنان مشغول شده و بر آنان درود فرستیم و اینگونه حساب كنیم كه اگر حادثه اى براى كسى اتفاق مى افتاد كه نتیجه آن هلاكت و عذاب جاوید بود یا جنگى پیش مى آمد كه جان و ناموسش در خطر قرار مى گرفت ولى بزرگى با واسطه گرى عده اى از كارگزاران خود از این مطلب آگاه شده و او را از این شرایط نكبت بار نجات مى داد، و او را عزیز گردانیده و در آسایش قرار مى داد، چگونه و با چه زبانى از این بزرگوار و واسطه هاى او تشكر مى كرد؟ و چگونه خود را در گرو منت او و كارگزاران او مى دید؟ و آیا بعد از این نعمت مخالفت با دستورات او و اطاعت از دشمن او را در حضور او كارى زشت نمى دید! و اكنون چگونه به خود اجازه مى دهد كه با پروردگار و مالك وجودش ‍ مخالفت نماید. كسى كه آفریننده و بوجود آورنده اوست و تمام نعمتهایى را كه در اختیار دارد از جانب او مى باشد. و آیا واسطه درگاه خداوند، علت وجود تو و سایر نعمتهایى كه در اختیار دارى ، نمى باشد!

و در یك كلام ، اگر انسان در رفتار خود بر طبق عقل خود عمل نماید، عقل به كوچكترین مخالفتى با پروردگارش راضى نمى شود. و تنها در صورتى مى تواند به هر كارى دست بزند كه عقل خود را كنار گذاشته باشد.

برادرم ! اگر درباره مقام ، موقعیت و شرف این روزها از این جهت كه نعمت مباهله در آن تحقق یافته و با مباهله ، دلایل نبوت و ولایت آشكار گردیده است ، تاءمل نموده و درباره آنچه كه درباره نعمت نبوت و ولایت گفتیم اندیشه نمایى ، این روز را بزرگ یافته ، با تمام توان براى اداى حق آن تلاش خواهى كرد؛ انجام عباداتى كه در این روز وارد شده براى تو راحت و آسان شده ، با اشتیاق آن اعمال را انجام بده و فقط به خاطر سپاسگزارى از نعمت دهنده بزرگ ، آن اعمال را انجام خواهى داد و در عین حال خود را از كسانى خواهى دانست كه در انجام اعمال این روز كوتاهى كرده یا ناتوان هستند. و بدین ترتیب فریب اعمال خود را نخورده و از كرامت پروردگار بهره مند مى گردى .

اعمال روز مباهله

از اعمال این روز مى توان به اعمالى كه سید (قدس سره ) در این روز، در ((اقبال ))، از ((محمد بن على بن ابى قرة )) از ((محمد بن على قمى )) روایت كرده است و زیارت در آن اشاره نمود او مى گوید: بنابر صحیح ترین روایات مباهله روز بیست و چهارم مى باشد و مى گوید كسى كه بخواهد این اعمال را انجام بدهد باید این روز را به خاطر شكر گزارى روزه گرفته ، تمیزترین لباسهاى خود را پوشیده ، عطر استعمال كند؛ غسل كرده ، در منزل خود آرامش و وقار داشته ، بعد از غسل و پوشیدن لباسها از منزل خارج شده ، به مزار یكى از اولیاى خدا یا مكان خلوت یا كوه بلندى رفته و كارهایى را كه مردم هنگام رفتن به سر مزار اولیاى خدا، انجام مى دهند، انجام بدهد. وقتى به آنجا رسید جایى كه مى خواهد در آنجا حق را ادا نموده و با شفاعت آنان خواسته خود را از خداوند بخواهد باید مدتى صلوات فرستاده ، آنگاه نماز خوانده و بعد از نماز هفتاد بار از خداوند آمرزش بخواهد (مثلا هفتاد بار بگوید: ((استغفر الله ))) آنگاه برخاسته دستهایش را بلند كرده ، بین زمین و آسمان را نگریسته و بگوید: ... - در اینجا، سید، دعایى كه مشتمل بر ستایش خدا بجهت معرفى مفصل ولایت با آیه مباهله است را آورده است - و بعد از نقل آن دعا مى گوید: هنگام خواندن هر دعا باید دو ركعت نماز خوانده و تا نیم روز یا تا اذان ظهر و بنابر عقیده بعضى تا زردى آفتاب در آنجا بماند.

سید مى گوید: یكى از دعاهاى روز مباهله دعاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى باشد كه ما آن را از ((شیخ محمد بن ابى قرة )) از ((سلیمان دیلمى )) از ((حسین بن خالد)) از امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده ایم . امام صادق (علیه السلام ) مى فرمایند: امام باقر (علیه السلام ) فرمودند: اگر بگویم اسم اعظم خداوند در این دعا مى باشد، راست گفته ام . و اگر مردم مى دانستند این دعا چه اثرى در اجابت دعا دارد با تمام توان براى آموختن آن تلاش مى كردند. من نیز براى برآورده شدن حاجتم آن را خوانده و به نتیجه مى رسم . و این همان دعاى مباهله است كه این آیه در شاءن آن نازل شد: ((بگو: بیایید فرزندان ما و شما، زنان ما و شما، نفسهاى ما و شما را گرد آورده آنگاه مباهله نموده و...)). این دعا را جبرئیل (علیه السلام ) براى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آورده و گفت : با وصى ، دو نوه و دخترت با آنها مباهله كن و این دعا را بخوان . و نیز از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است كه فرمود: ((در دعا كردن خیلى تلاش كنید زیرا گنجینه هاى علمى كه نزد خداست از هر چیزى برتر است . دعا را واسطه خود قرار داده و آن را از كسانى كه شایستگى آن را ندارند - مانند كم خردان و منافقین - پنهان دارید. این دعا با این عبارت شروع مى شود: ((اللهم انى اسئلك من بهائك بابهاها...)).

اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) معادن علم خداى متعال هستند همانگونه كه در زیارت جامعه به آن تصریح شده است . و نیز آنان ((اسماء الله الحسنى ))؛ ((بهترین نامهاى خدا)) مى باشند چنانچه روایات نیز همان را مى گوید. بنابراین بعید نیست كه مراد از ابهى بهاء الله و اجل جلال الله و اجمل جمال الله ...؛ ((زیباترین و ظریفترین زیبایى خدا، بزرگترین جلال خدا و زیباترین زیبایى خدا...)) نیز آنان باشند. براى نزدیك نمودن این معانى به ذهن دلایل عقلى و نقلى وجود دارد كه اینجا جاى ذكر آن نیست ، بخصوص ‍ بعد از دستور حضرت (علیه السلام ) به پنهان نمودن این مطلب .

همچنین از دعاهاى این روز مى توان دعاى گرانقدرى را كه به امیرالمؤ منین (علیه السلام ) منسوب است نام برد. متن این دعا بهترین گواه بر درستى این نسبت است . زیرا در آن دعا، اشارات فراوانى به معناى نامهاى خداوند و آثار آن شده كه این كار از كسى جز آنان یا كسانى كه از آنان آموخته باشند، بر نمى آید.

اعطاى انگشترى به فقیر در حال ركوع

این روز از جهت دیگرى نیز ممتاز بوده و كرامت دارد، در این روز امیرالمؤ منین (علیه السلام ) انگشترى خود را در حال ركوع به فقیر بخشید. خداوند نیز او را در كتاب خود، به عنوان ولى مؤ منین معرفى نموده و صفات نیكى را براى او برشمرد: ((اى كسانى كه ایمان آورده اید! هر كس از شما از دین باز گردد، بزودى خداوند گروهى را كه آنان را دوست داشته و آنان نیز او را دوست دارند، نسبت به مؤ منین سرافكنده و فروتن و نسبت به كفار سرافراز و مقتدرند، به یارى دین بر مى انگیزد. آنان در راه دین جهاد كرده و از سرزنش كسى باكى ندارند. این است فضل خدا بهر كه خواهد، عطا مى كند. خداوند داراى رحمت گسترده و بى نهایت بوده و از احوال كسانى كه استحقاق آن را دارند آگاه است . ولى امر شما تنها خدا، رسول و مؤ منانى هستند كه نماز بپا داشته و در حال ركوع به فقیران زكات مى دهند.))

یكى از اهل سنت روایت كرده است : هنگامى كه مسلمانان در جنگ خیبر فرار كردند، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ((فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست داشته ، خدا و رسولش نیز او را دوست دارند، تاخت و تاز فراوانى در جنگ داشته و هیچگاه فرار نمى كند و تا زمانى كه خداوند او را پیروز نكند، باز نمى گردد. آنگاه پرچم را به على داد.))

نیز روایت كرده است : ((پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به درگاه خداوند عرضه داشت : خدایا محبوبترین آفریدگانت را بفرست تا این پرنده را با او بخورم . در پى آن مولاى ما على (علیه السلام ) آمده و با پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مشغول خوردن آن شدند.))

آیاتى را كه ذكر كردیم ، آیاتى است كه در این روزها نازل شده و در آن به فضایل امیرالمؤ منین (علیه السلام ) تصریح شده است . این آیات از محكمات قرآن بوده و براى همگان قابل فهم است كه اهل سنت نیز در تفسیر این آیات آن را تصدیق كرده اند. ولى آیاتى كه در این مورد در قرآن هست و فقط خواص آن را مى فهمند چندین برابر این آیات بوده و نزدیك به ثلث قرآن است . براى شناخت این آیات مى توان به روایاتى كه شیعه از اهل بیت رسالت كه شریكان قرآن هستند و نیز كتابهاى دانشمندان شیعه مانند كتاب فضل بن شاذان (ره ) مراجعه نمود.

انسان باید این روز را هم مانند سایر روزهاى شریف به پایان برساند و علاوه بر توسل به نگهبانان روز باید به كسانى كه در مباهله شركت داشتند نیز توسل جسته و به حق بزرگ آنان اعتراف و نعمت وجود، هدایت ، نیكى ، احسان و فضل بزرگ آنان را سپاسگزارى كرده و با بهترین زبان و گریه و زارى از آنان بخواهد كه منت خود را بر او تمام كرده و نعمتهاى خود را با واسطه شدن در درگاه خداى متعال كامل نماید. تا كارهاى او با پذیرش ، رضایت و نزدیكى به خدا و قرار دادن او در گروه دوستان خدا و شیعیان مقرب و دوستان قدیمى آنان - درود خدا بر آنان باد - پایان پذیرد.

مراقب مى تواند در مناجات با آنان بگوید: ((سروران من ! شما به ما آموختید كه بزرگواران نعمتهاى خود و بخشندگان ، بخشش خود را كامل مى نمایند. و اكنون شما جانشینان خدا در میان آفریدگانش و مظهر كرم و رحمت او مى باشید. پس نعمتها و بخششهاى خود را بر ما كامل نمایید؛ گرچه عدل شما ما را شایسته آن نمى داند. ولى باز هم شما فرمودید كه خداوند قبل از این كه شایستگى نعمت در كسى باشد آن را به او عنایت مى فرماید. و اكنون مظهر این اخلاق چه كسى غیر از شماست ؟ به دیدار شما آمده و امیدوار به احسان و فضل شما هستیم .

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()