انا لله و انا الیه راجعون ! چه مصیبت بزرگى كه مجازات آن نیز بزرگ است ! واى از رسوایى ، كم حیایى و بى وفایى ! چرا در حضور او گناهان كبیره را انجام دادم ؛ در حالى كه آن را از كوچكترین آفریدگان او پنهان مى كردم و چرا در حالى كه همراه من بود ملاحظه او را نكردم . او بدیها و گناهانم را پوشانید ولى احترام این پوشش را نگه نداشتم . آه از سیه روزى من در لحظه ورود بر او! با چه رویى با او دیدار كنم ! با چه زبانى با او نجوا كنم در حالى كه پیمانها و سوگندها را بعد از محكم نمودن آنها شكستم . هنگامى كه او را خواندم در خطاها فرو رفته بودم ولى دعوتم را اجابت فرمود؛ در حالى كه احتیاجى به من نداشت . در حالى كه با او بیگانه بودم مرا دعوت كرد ولى من به او پاسخى ندادم ؛ به من روى نمود ولى از او روى گرداندم . واى از كار زشت من و بدكاریم ! چگونه جراءت كردم و چطور خود را فریب دادم ! خدایا بخاطر این كارهاى بسیار زشت و این حالات دردناك و بد به فریادم برس !

قسم به عزت و بزرگیت اى آقا و مولاى من و اى پناهگاه و نجات دهنده من ! اگر پوست من مى توانست عذاب تو را تحمل كند و نیرویى داشتم كه مى توانستم مجازات تو را تحمل نمایم ، از تو نمى خواستم مرا ببخشى بلكه بخاطر خشمى كه بر خود دارم و پستى خودم ، از تو مى خواستم مرا عذاب و مجازات نمایى كه چرا بعد از این گرامیداشتهاى بزرگ از اوامر تو سرپیچى كرد. تو، به او روى آوردى ولى او بعد از این همه لطف از تو روى گردانده و به تو پشت كرد چه پروردگار مهربان ، چه بردبارى بزرگ و چه لطف فراوانى درِ ((توبه )) را براى عاصیان پست و تجاوزگران خطاكارى مانند من گشود، از بازگشت آنان جلوگیرى ننمود، به توبه كننده وعده قبول داد؛ از گناهان درگذشته و آنها را تبدیل به چند برابر اعمال شایسته گردانید.

و در یك كلام ، باید در ابراز حقیقت جنایات خود و بخششهایى كه مى داند از طرف پروردگارش به او شده ، جدیت نماید. تا بدین وسیله تاءسف و وجد و گریه او بیشتر شده و سبب نازل شدن رحمت و بهره مندى خود از بخشش خداوند شود.

از مهمترین مهمها توسل پیدا كردن در آخر هر شب به پناهان آن شب و حامیان پیروان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) كه از معصومین (علیهم السلام ) هستند، نیز سلام نمودن بر آنان مى باشد و درخواست شفاعت آنان از او در پیشگاه خداوند براى قبول نمودن اعمال ، تبدیل بدیها به خوبى و خواستن این مطلب كه او را در نظر داشته ، او را در دسته و گروه و دعوت كنندگان خود قرار داده و از خدا بخواهند از او راضى شده ، او را قبول نموده و او را به معصومین (علیهم السلام ) ملحق نمایند. و او را از شیعیان نزدیك و دوستان قدیمى آنان قرار دهند.

فصل اول : مراقبات ماه محرم

مصایب امام حسین (علیه السلام )

سزاوار است حال دوستان آل محمد - كه رحمت خدا بر آنان باد - بحكم دوستى و وفا و ایمان به خداوند بلند مرتبه و بزرگ و رسول كریم ، در دهه اول محرم تغییر نموده و در دل و سیماى خود، آثار اندوه و درد این مصیبتهاى بزرگ و دردناك را آشكار نمایند. باید مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشیدن و حتى خوابیدن و گفتن بدست مى آید ترك نموده و مانند كسى باشند كه پدر یا فرزند خود را از دست داده است . نباید احترام خود و نزدیكانشان باشد و لازم است كه خدا و پیامبر و امامش - رحمت خداوند بر آنان باد - را بیش از خود، فرزندان و نزدیكانش دوست داشته باشد.

خداوند متعال مى فرماید: ((بگو اگر پدران و پسران خود را بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست دارید، منتظر باشید تا خداوند مطلب مورد نظر خود را انجام داده (و شما پشیمان و زیانكار شوید))).

یكى از فرزندان كوچكم در دهه اول محرم فقط نان خالى و بدون خورش ‍ مى خورد. و تا جائى كه مى دانم كسى به او نگفته بود كه این كار را انجام دهد و گمان مى كنم سرچشمه این كار دوستى باطنى او بود.

حال اگر كسى نتواند در تمام دهه اول این كار را انجام بدهد، باید در روز تاسوعا، عاشورا و شب یازدهم نان خالى بخورد. و در روز عاشورا، تا عصر خوردن ، آشامیدن و حتى سخن گفتن - مگر آن كه لازم باشد - و دیدار با برادران دینى را ترك كرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهد. و نیز در دهه اول ، هر روز امام حسین (علیه السلام ) را با زیارت عاشورا زیارت نماید. و اگر مى تواند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نیتى خالص برپا نماید، باید همین كار را بكند. و اگر نمى تواند، در مساجد یا منازل دوستانش به برپایى این مراسم كمك كرده و این مطلب را از مردم بپوشاند تا به اخلاص نزدیك شده و از خودنمایى دور شود. و هر روز مقدارى از اوقات خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.

مواسات با امام حسین (علیه السلام ) و اهل بیت - رحمت خدا بر آنان باد - نیز باید بخاطر صدمات ظاهرى كه به آن حضرت وارد شد، باشد. ولى از این مطلب هم نباید غافل شد كه صدمات ظاهرى كه بر آن حضرت (علیه السلام ) وارد شد، در مورد هیچكدام از پیامبران و جانشینان آنان و حتى در مورد هیچیك از جهانیان شنیده نشده است ؛ بخصوص تشنگى حضرت (علیه السلام ) كه در احادیث قدسى و غیر قدسى چیزهایى درباره آن آمده است كه انسان توان تصور آن را نیز ندارد. همچنین مصیبتهایى مانند شهید شدن اهلبیت و اسارت حرمش ، گویا او با محبوبش پیمان بسته بود بخاطر خوشنودى او كشته شدن را با انواع آن از قبیل سر بریدن ، كشتن از زیر گلو، كشتن با شكنجه و با گرسنگى و تشنگى و اندوه و غیر اینها، تحمل كند. ولى با این همه شادمانى و نشاطى بجهت آشكار شدن نورهاى زیبایى و عظمت خداوند و شوق دیدار با او و رسیدن به ذات مقدسش به او مى رسید كه آن سختیها را آسان مى نمود.

بلكه سختى آن را به لذت تبدیل مى نمود. یكى از یاران او در این رابطه مى گوید: هر چه شرایط بر امام (علیه السلام ) سخت تر مى گردید، سیماى او برافروخته تر و خوشحال تر مى شد. ولى بهر حال درد و اندوه سختیها و مصیبتهایى كه بر جسد مبارك حضرت (علیه السلام ) و بر دل اهل بیت محترم او وارد شد و هتك حرمت ظاهرى او انسان را مى كشد.

بنابراین دوستانش باید كارهایى را كه مناسب این مصیبت بزرگ است ، بخاطر مواسات با آن حضرت (علیه السلام ) در این مصیبت ، انجام دهند؛ بگونه اى كه گویا این مصیبت بر خود، عزیزان و فرزندان یا خویشان آنان وارده شده است . زیرا امام (علیه السلام ) بفرموده جدش (صلى الله علیه و آله و سلم ) سزاوارتر از آنان نسبت به خودشان مى باشد و باین جهت كه او این مصیبتها را پذیرفت و وجود شریف خود را فداى پیروان خود نمود تا آنها را از عذاب دردناك رهایى بخشد. فرزندان و عزیزان خود را یتیم نموده ، به اسارت حرم و زنان ، و زینب و سكینه - كه سلام خدا بر آنان باد - رضایت داده و اصغر و اكبر و برادران و دودمان خود را سر برید، تا پیروانش را از گمراهى و پیروى گمراه كنندگانى كه هلاكت شده و دیگران را به هلاكت مى كشانند نجات داده و بدین وسیله آنان را از گناهان بزرگ و آتش رهایى بخشد؛ پیروانش را از تشنگى روز قیامت رهانیده و از نوشیدنیى كه ظرف آن با مشك مهر شده است ، به آنها بنوشاند. بنابراین بحكم وفا و مواسات كه از صفات عالى انسانى است ، لازم است كه همان چیزى را كه امام (علیه السلام ) به آنان عنایت كرده است ، آنان نیز به امام (علیه السلام ) تقدیم نموده و همانگونه كه امام (علیه السلام ) خود را فداى آنها نمود آنان نیز خود را فداى او نمایند. و حتى اگر چنین كارى را نیز انجام بدهند باز هم بخوبى با او مواسات ننموده اند. زیرا وجود شریف او قابل مقایسه با دیگران نیست . باین جهت كه او مانند پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و سلم ، علت آفرینش تمام موجودات و آقا و سرور تمام مخلوقات و پیامبران و فرشتگان نزدیك به خداوند بوده و محبوب خداوند و محبوبِ محبوبِ اوست .

نیز با گفتارى صادقانه و با زبان حال بگوید: آقاى من ! كاش بجاى تو تمام این بلاها بر سر من آمده و فداى تو مى شدم ! كاش خویشان و فرزندان من بجاى خویشان و فرزندان تو كشته و اسیر مى شدند! كاش تیر حرمله - كه لعنت خدا بر او باد - سر شیرخوار مرا مى برید! كاش فرزندم ، على بجاى فرزند تو قطعه قطعه مى شد! كاش جگر من از شدت تشنگى تكه تكه مى شد! كاش از شدت تشنگى دنیا بر چشمم تیره و تار مى شد! كاش من درد این جراحتها را تحمل مى نمودم ! كاش آن تیر به گلوى من مى نشست ! و جان مرا مى گرفت ! كاش خانواده و خواهران و دختران من در ذلت اسارت افتاده و آنها را مانند كنیزان در شهرها گردانده ولى خویشان تو در خوارى و ذلت نمى افتادند! كاش وارد آتش شده و شكنجه مى شدم ولى این مصیبتها به شما وارد نمى شد.

اگر این سخنان را صادقانه بگویى ، تو را پذیرفته و بخاطر مواسات راستین با بزرگوارترین سادات تو را در جایگاه راستگویان با آنان همنشین مى گرداند. ولى جدا از فریبكارى با این سخنان بپرهیز زیرا ممكن است وقتى مى گویى : حاضرم این بلاها را بجاى امام (علیه السلام ) تحمل نمایم ، حال و دل تو بمقدار كمتر از یك صدم آن را هم تصدیق نكرده و در موقع امتحان جز مقدار كمى از این ادعاها قبول نشود. و در این صورت بجاى این كه به جایگاه صدق و درجه صدیقین برسى به ذلت دروغ و پایینترین درجات منافقین مى رسى . پس اگر مى بینى كه نمى توانى این گونه با امام (علیه السلام ) مواسات نمایى ، ادعاهاى دروغ را از خود دور كرده و خود را خوار نكن و فقط بگو: كاش با تو بوده ، در مقابل تو كشته شده و به سعادت بزرگى مى رسیدم . و اگر مى بینى باین مقدار هم معتقد نیستى ، مرض دل خود را كه همان دوستى این دنیاى پست و میل و اعتماد به زندگى آن و فریب خوردن به زیباییهاى آن است ، معالجه كرده و این فرمایش خداوند متعال را بخوان : ((اى یهود! اگر گمان مى كنید فقط شما دوستان خدایید و اگر راست مى گویید، آرزوى مرگ كنید.))(4)

و در آخر روز عاشورا زیارت تسلیت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلى كامل به حمایت كننده و پناه آن روز كه از معصومین (علیهم السلام ) مى باشند بپایان رسانیده و در توسل ، اصلاح حال و پذیرش ‍ عزادارى را خواسته و از كوتاهى خود معذرت بخواهد.

سایر اعمال دهه اول

1 - یكى از اعمال مهم ، دعاى اول ماه است . و بجهت اینكه اول این ماه اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاءثیر خاصى در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد، این دعا تاءثیر زیادى در سلامتى و دورى از آفات دینى و دنیایى آن سال و بهبودى حال و بدست آوردن نیكیها دارد. و دعایى كه براى اول ماه در اقبال روایت شده دعاى بسیار مفیدى براى مطالب مذكور است .

2 - بهتر است در شب اول ، بعضى از نمازهایى را كه در این شب وارد شده بمقدار حال و توانایى خود خوانده - حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و یازده بار ((قل هو الله احد)) است -، بعد از آن دعایى را كه پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) بعد از این نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد. در روایت آمده است : كسى كه چنین عملى را انجام دهد، مانند كسى است كه بمدت یك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.

3 - روزه روز سوم در روایت آمده است : حضرت یوسف (علیه السلام ) در این روز از چاه خارج شد. و اگر كسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید.

4 - روایت شده : مستحب است تمام ماه را روزه بگیرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روایت مخصوص داریم اما احتیاط این است كه روز عاشورا را روزه نگیرد ولى از خوردن و آشامیدن تا عصر خوددارى نماید و آنگاه چیزى بخورد یا بیاشامد بجهت این كه امام حسین (علیه السلام ) و یاران حضرت در عصر از غصه هاى این دنیاى پست رهایى یافتند و در هنگام عصر سعادتمند شده و به مطلوب خود كه عبارت بود از دیدار خداوند بزرگ ، رسیدند. و شاید بهمین جهت است كه دوستان عزادار آن حضرت (علیه السلام ) در عصر این روز غم و غصه آنها كاهش پیدا كرده و از بین مى رود.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()