دو نكته

(الف در سایر اعمال شب و روز عاشورا، از قبیل نمازها و دعاهاى آن - غیر از زیارتها و نمازهاى آن - اشكالهایى وجود دارد. و ممكن است این اعمال ساخته و پرداخته مخالفین شیعه باشد. مواردى مانند استحباب سرمه كشیدن و غیر آن ؛ و حتى اگر از معصومین (علیهم السلام ) نیز روایت شده باشد، باز هم انجام مراسم عزادارى و صلوات فرستادن بر امام (علیه السلام ) و اصحاب او و لعنت نمودن كشندگان آنها بهتر از انجام چیزهایى است كه در آن روایات وارد شده است . زیرا در روایت بر این اعمال نیز تاءكید شده است .

(ب از چیزهایى كه عقل آنها را همراه با زیارت آن حضرت (علیه السلام ) لازم مى داند، زیارت اهل بیت و یاران شهید اوست ؛ بخصوص با زیارتهایى كه وارد شده است .

رعایت اخلاص

آنچه در این باب و غیر آن اهمیت دارد، این است كه این كارها را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعى كنیم این كارها را با نیتى خالص و براى رضاى خدا انجام داده و در خلوص خود نیز صادق باشیم . زیرا كار كوچكى كه با نیت خالصانه صادقانه همراه باشد بهتر از كارهاى زیادى است كه خلوص و صداقت در آن نباشد؛ حتى اگر چندین هزار برابر باشد. و این مطلب بخوبى از عبادتهاى حضرت آدم (علیه السلام ) و شیطان فهمیده مى شود، زیرا عبادتهاى چندین هزار ساله شیطان او را از جاودانگى در آتش نجات نداد ولى یك توبه حضرت آدم (علیه السلام ) باعث بخشش خطا و برگزیدن او شد. صدق در اخلاص تنها با لطف خاص خداوند در بندگانش به وجود مى آید. و اگر بنده فقط سعى خود را بكار گیرد و بفهمد كه نمى تواند به آن دست یابد و در پى آن از خداوند كمك خواسته و این آیه ام من یجیب المضطر اذا دعاه و یكشف السوء؛ اى كسى كه جواب مضطر را مى دهى و مشكلات او را حل مى كنى . شامل حال او شود، درهاى عنایت پروردگار كریم بر او گشوده مى شود. زیرا او كریم و بخشنده است . بخشش به بندگان مضطرى را كه درب او را مى كوبند دوست دارد.

در هنگام انجام اعمال نیز باید مواظب باشد كه ریاء و دوستى ستایش ‍ مردم در نیت او وارد نشود. و براى اینكه بفهمد ریاء در نیتش وارد شده یا نه ، مى تواند بجاى اینكه مثلا در خانه خود عزادارى را برپا كند در منزل دوست خود این كار را انجام دهد بطورى كه مردم ندانند او مجلس را برگزار كرده است . آنگاه ببیند حال قلب او از این كار تغییر پیدا مى كند و حال او در سنگین بودن مخارج عزادارى و كمى آن یا خوشحالى او از شكوه مجلس یا سادگى آن متفاوت است ، در صورتى كه مردم بدانند كه او برپا كننده مجلس عزا مى باشد یا ندانند. و اگر در تمام این مسائل تفاوتى ندید، ببیند كه آیا دوست دارد ((سخنران )) یا ((روضه خوانى )) را كه براى عزادارى دعوت مى كند از كسانى باشد كه معروف بوده و در مجالس اعیان و اشراف به ذكر مصایب امام (علیه السلام ) مى پردازند یا نه ؛ بخصوص در صورتیكه مصایبى را كه غیر معروفین از امام (علیه السلام ) نقل مى كنند از منابع معتبر بوده و از این جهت از لحاظ شرعى بهتر باشد. و یا ببیند آیا براى او فرق مى كند كه اهل مجلس او از فقرا یا ثروتمندان باشند. و اگر در این ملاكهایى كه براى تشخیص ریاء ذكر نمودیم تاءمل كند مى بیند كه راه براى ورود ریاء در عزاداریش بسیار وسیع مى باشد و براى بستن این راه باید عمل خود را از دیگران بپوشاند و آن را مخفى نماید؛ بدین شكل كه مجلس عزادارى را در منزل دوستش منعقد نماید و بگونه اى عمل كند كه كسى نداند مجلس ‍ را او برگزار نموده است . و تلاش كند عمل خود را از هر جهت صحیح انجام دهد به این ترتیب كه كسى را براى خواندن مصیبت دعوت كند كه باتقوا و در خواندن مصیبت راستگو باشد. و نیز در احترام به شركت كنندگان فقیر و غنى براى او فرقى نكرده و براى احترام گذاشتن به آنان امتیازات دینى را رعایت كند نه امتیازات دنیوى را. زیرا صحت اعمال اسرار زیادى دارد كه در قبول و افزایش پاداش آنها مؤ ثر است .

5 - از جمله چیزهایى كه تاءكید شده این است كه شب عاشورا تا صبح پیش قبر امام حسین (علیه السلام ) بماند. شیخ صدوق و شیخ طوسى از معصوم (علیه السلام ) روایت نموده اند كه : ((كسى كه در شب عاشورا، امام حسین (علیه السلام ) را زیارت نماید و تا صبح در كنار قبر او بماند خداوند در روز قیامت او را برمى انگیزد در حالیكه آغشته بخون امام حسین (علیه السلام ) بوده یا خداوند را در روز قیامت دیدار مى كند در حالیكه آغشته بخون خود مى باشد.))

بیست و یكم محرم

از شیخ مفید (رحمه الله علیه ) روایت شده كه شب بیست و یكم محرم شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت زهرا (سلام الله علیها) است و بهمین جهت روزه روز آن مستحب مى باشد.

در استحباب روزه این روز علماء اختلاف دارند كه آیا مستحب مى باشد یا نه . ولى كسى كه مى داند خداوند چه نعمت بزرگى در این شب شریف به دوستان خود و عموم مسلمین عنایت نموده و مى داند تمام خیراتى را كه در عالم گسترده شده از بركت وجود دوازده امام (علیهم السلام ) و ارشادات و اعمال و نورهاى مزار شریفشان مى باشد، بخصوص بركت انوار امام قائم كه خداوند متعال بواسطه او عنایات دینى و دنیایى خود را بر متدینین این امت و بقیه امتها تمام نموده ، و مى داند بوسیله او نور عدل الهى آشكار شده و هیچ دین باطلى در روى زمین باقى نخواهد ماند؛ و نیز منشاء تمام این نعمتها در همین شب است ، باید در این روز با روزه یا سایر عبادتها و طاعات از بخشنده نعمتها سپاسگزارى نماید. و كسى كه چنین روزهایى را بزرگ مى دارد، امید است از كسانى باشد كه خداوند در این آیه ((رعایت شعائر الهى برخاسته از تقواى دل است .))(5) با تقواى دل از آنان یاد كرده است . و باید بدانیم رعایت این امور بظاهر جزئى تاءثیر و پاداش مراقبتهاى انسان را افزایش مى دهد.

پایان ماه

با پایان این ماه حرام ، انسان نیز از حمایتهاى الهى بیرون مى رود.

بهمین جهت بندگان حقوقى پیدا مى كنند. یكى از این حقوق این است كه بنده مى تواند با واسطه پناه آن روز كه از معصومین (علیهم السلام ) است با خداوند، مناجات نماید. در این مناجات ابتدا به عدم شایستگى خود براى این امنیت الهى اعتراف نموده و بگوید: بخاطر بدى كردار و اندیشه ، سزاوار خوارى و عذاب دردناك تو بودم . اكنون كه با لطف خود مرا در این ماه در پناه و حمایت و امان خود قرار دادى بعد از این ماه نیز، هیچگاه ما را از حمایت خود خارج مفرما. بخاطر كوتاهى در سپاسگزارى تو آنگونه كه سزاوارى ، و عدم رعایت ادب و احترامت ما را مجازات نكن . مانند همیشه ما را مشمول عفو بى مانند خودت قرار بده تا گناهان ما تبدیل به چندین برابر اعمال شایسته گردیده و به مقام بالایى برسیم . و در پایان مناجات خود را با گفتن ((ان شاء الله )) و صلوات فرستادن به اتمام برساند.

مراقبتى را كه براى آخر ماه محرم گفتیم با مراقبت پایان اعمال در آخر هر ماه فرق مى كند. زیرا در آخر ماه محرم مراقبات مخصوصى از قبیل محاسبه ، استغفار و دعا براى اصلاح حال وجود دارد كه در فصل محاسبه كتابهاى اخلاقى بیان شده است .

فصل دوم : مراقبات ماه نیك صفر

نحوست این ماه

معروف است كه ماه صفر بخصوص چهارشنبه آخر آن نحس مى باشد كه در این مورد روایتى نداریم . شاید این نحوست بخاطر رحلت پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه و نیز این سخن پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) باشد كه فرموده اند: ((كسى كه مرا به تمام شدن ماه صفر مژده بدهد، او را به بهشت بشارت مى دهم )) كه باین ترتیب مى توان این مطلب را ثابت كرد. و هنگامى كه نحوست این ماه ثابت گردید باید به انجام اعمال مناسب در آن پرداخته ، آن را از مراسم بزرگ مصیبت دانسته و با خداى بزرگ در مورد نبودن آن حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) و از دست دادن سعادتهاى زمان حضور او و گمراهى مردم بعد از وفاتش مناجات نموده و از سركشى منافقین و ستم ستمكاران و پلیدى دشمنان براى او بگوید.

اربعین امام حسین (علیه السلام ) و زیارت اربعین

اربعین امام حسین (علیه السلام ) در این ماه و دفن سر شریف آن حضرت نیز احتمالا در همین روز است .

سید در كتاب اقبال مى گوید: ((قرآن بزرگ گواهى به برگرداندن سر مقدس مولاى ما حسین - كه درود خدا بر او باد - به جسد او مى دهد آن جا كه مى فرماید: و گمان مبرید كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند، بلكه آنها در پیشگاه پروردگار خود زنده بوده و (از جانب خدا) روزى مى خورند.(6) و این آیه گواهى مى دهد كه او از همان زمانى كه شهید شد در كنار پروردگار روزى مى خورده است . (و از این مطلب استفاده مى شود كه پیكر او بدون سر نبوده است ) كه باین ترتیب تردیدى باقى نمى ماند كه سر آن حضرت از زمان شهادت به بدن او متصل شده است . و این بى ادبى است كه از خداوند سؤ ال كنیم كه آن حضرت (علیه السلام ) بعد از شهادت چگونه زنده شد و چگونه بعد از جدا شدن سر شریف ، دوباره سر به جسد ملحق شد. زیرا لازم نیست خداوند بنده را از چگونگى كارهاى خود آگاه نماید. و این پرسش نادانى بنده را مى رساند. زیرا از چیزى مى پرسد كه بنده مكلف به آگاهى از آن نشده است . و انسان فقط وظیفه دارد سخنان قرآن را در مورد او تصدیق كند نه بیشتر.))

ظاهر گفتار آقا و سرمشق ما (قدس سره ) این است كه گویا از ظاهر آیه كریمه این را فهمیده ، كه زندگى كشته شدگان در راه خدا، كه در این آیه به آن اشاره شده است ، با كامل بودن این بدن ملازمه دارد و به همین جهت چنین سخنانى فرموده است در حالى كه این سخنان همانگونه كه مى بینى نادرست است و شاید این ملازمه بین زندگى و تمام بودن این بدن را از غیر آیه شریفه و از دلایلى كه بدست ما نرسیده ، فهمیده است .

یا شاید ما منظور او را نفهمیده ایم . و نیز مقصود او از این سخن كه سؤ ال بنده از خداوند در مورد چگونگى كارهایش بى ادبى است ، معلوم نیست . زیرا اینگونه سؤ الات در میان دانشمندان معمولى بوده و خیلى به آن تمایل دارند و با این پرسشها دانش خود را افزایش مى دهند. و شاید منظور او چیزى غیر از ظاهر كلامش باشد كه ما نمى دانیم .

بهر صورت بر مرد مراقبت واجب است روز اربعین را روز اندوه خود دانسته و تلاش نماید حتى براى یك بار در عمر كنار مزارش او را زیارت نماید. زیرا روایت شده است : ((شیعه یا مؤ من پنج علامت دارد: پنجاه و یك (ركعت ) نماز (در شبانه روز)، زیارت اربعین ، انگشتر به دست راست نمودن ، پیشانى را در سجده بر خاك گذاشتن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم .)) و اگر آمدن به كنار قبر شریف امكان نداشت از هر مكانى كه باشد مى تواند او را زیارت نماید. بعد از دیدن این روایت باید خود را مقید به عمل به آن نموده و عمل به آن را براى خود چیزى بیش از مستحب بداند بگونه اى كه تا جایى كه لازم نیست هیچگاه انگشتر به دست چپ نكند. و به حرف كسانى كه مى گویند: اگر در دست راست انگشتر داشتى مى توانى در دست چپ نیز انگشتر داشته باشى ، نباید اعتنا كند گرچه از علما باشد. زیرا روایاتى داریم - بخصوص روایاتى كه در مستدرك الوسائل فاضل نورى (قدس سره ) آمده - كه از آنها بر مى آید، روایاتى كه انگشتر نمودن در دست چپ را جایز مى داند، در مقام تقیه بوده است ، گرچه این روایات از اشخاص معتبر به دست ما رسیده باشد.

در پایان روز اربعین نیز مانند سایر روزهاى مهم از خداوند بخواهد حال و عمل او را اصلاح نموده و به حامى آن روز كه از معصومین (علیهم السلام ) مى باشد توسل جوید.

 

 

ادامه کتاب المراقبات

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مهر 1389    | توسط: حسن پوراللهیار    |    | نظرات()